۲۰۰۵

پنجشنبه 05 می 2006

 
 

چکیده خبرها

 

 17:16 گرينويچ - پم اتول
خبرنگار بی بی سی

مرگ 15 نفر در اثر مصرف مشروبات الکلی تقلبی در ايران

روزنامه کيهان چاپ تهران، خبر داده است که در اثر صرف مشروبات الکلی که تصور می شود دارای ماده سمی متانول بوده، پانزده نفر در ناحيه آرزويه در جنوب ايران جان خود را از دست داده و يک نفر هم نابينا شده است.

با توجه به شمار قربانيان اين واقعه می توان گفت که اين يک حادثه جدی در نوع خود بوده است. البته يک چنين ماجرايی تازگی ندارد و هر سال گزارش هایي در مورد مرگ عده ای بدليل صرف مشروبات الکلی تقلبی در ميهمانی ها و مجالس عروسی انتشار می يابد.

سال گذشته حادثه مشابهی در شهر شيراز، به قيمت جان ۲۰ نفر تمام شد.

پس از انقلاب اسلامی ايران در سال ۱۹۷۹ طبق قوانين صرف مشروبات الکلی قدغن شد. مسلمانان متعصب دستور عدم مصرف مشروبات الکلی را رعايت می کنند ولی مسيحيان و يهوديان مشروبات الکلی خودشان را شخصا تهيه می کنند.

همچنين از کشورهای همسايه نيز اين گونه نوشابه ها بطور قاچاق به ايران آورده می شود مانند ودکا از جمهوری آذربايجان و ويسکی يا آبجو از ترکيه.

برخی اين گونه نوشابه ها با خريدن الکل از داروخانه ها در خانه تهيه می کنند.

ايرانی های سکولاری که وضع مالی خوبی دارند غالبا کسی را می شناسند که مشروبات الکلی مورد درخواست آنها را فراهم می آورد. در برخی از شهرهای توريستی نيز مغازه دارانی هستند که به مسافرين پولداری که از تهران يا برخی شهرستانها می آيند بطور مخفيانه مشروبات الکلی می فروشند.

بعضی از ايرانيان مسلمان و نيز غير مسلمان در خريد و فروش مشروبات الکلی بطور غيرقانونی فعاليت دارند.

برخی از کسانی که مشروب قاچاق می فروشند در تهيه مشروبات خانگی از متانول استفاده می کنند که يک الکل صنعتی بسيار سمی است که مصرف آن می تواند موجب کوری و حتی مرگ شخص شود.

سوء استفاده از الکل به صورت يک مشکل فزاينده در ايران درآمده است. ولی با توجه به اين که ميليون ها ايرانی در حال حاضر ترياکی را که به طور قاچاق از افغانستان وارد می شود مصرف می کنند دولت بيشتر توجه خود را بر مبارزه با مصرف غير قانونی ترياک متمرکز ساخته است.

متن قطعنامه تازه ای در مورد ايران در شورای امنيت طرح شد

کشورهای غربی پيش نويس قطعنامه تازه ای را در شورای امنيت سازمان ملل متحد طرح کرده اند که می تواند هموارکننده راه اعمال تحريم ها بر ايران در صورت خودداری اين کشور از تعليق برنامه غنی سازی اورانيوم باشد.

سفرای فرانسه و آمريکا گفتند اميدوارند که اين شورا قطعنامه را به زودی تصويب کند.

به اين ترتيب جنجال بر سر برنامه اتمی ايران با اقدام روز چهارشنبه بريتانيا و فرانسه در معرفی پيش نويس اين قطعنامه الزام آور وارد مرحله تازه ای شده است.

در پيش نويس اين سند از ايران خواسته شده غنی سازی اورانيوم را معلق سازد يا با عواقبی که جزئيات آن هنوز علنی نشده است روبرو شود.

شورای امنيت بعد از ظهر چهارشنبه در نيويورک و پس از آن تشکيل جلسه داد که آژانس بين المللی انرژی اتمی جمعه هفته قبل طی گزارشی گفته بود تهران به درخواست های شورا برای توقف غنی سازی اورانيوم توجهی نکرده است.

پيش نويس اين قطعنامه عليرغم اعتراضات روسيه و چين، براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل، تنظيم شده است. فصل هفتم راه را در نهايت برای اعمال تحريم يا حتی اقدام نظامی عليه يک کشور باز می کند.

پيش نويس قطعنامه ايران را ترغيب می کند "تمامی فعاليت های مربوط به غنی سازی و بازپردازی، از جمله تحقيقات و توسعه را معلق کند" و "همچنين احداث يک راکتور آب سنگين را به تعليق درآورد."

متن سند تهديد می کند "در صورت لزوم تدابير ديگری" را مد نظر قرار دهد تا نسبت به اطاعت از آن اطمينان حاصل شود که اشاره ای به تحريم های احتمالی است.

اين قطعنامه همچنين از تمامی ملل جهان می خواهد به جلوگيری از انتقال مواد و فناوری هايی "که می تواند به فعاليت های غنی سازی و بازپردازی و همچنين برنامه موشکی ايران کمک کند ياری رسانند."

جان بولتون، سفير آمريکا در سازمان ملل گفت: "کليد مساله در دست ايران است."

او افزود: "اگر آنها دست از تلاش برای رسيدن به سلاح های اتمی بردارند، خيلی چيزها ممکن می شود. اگر به رجزخوانی و تهديد و گل آلود کردن آب و تلاش برای پاشيدن خاک به چشم ما ادامه دهند، در آن صورت در شرايط متفاوتی قرار داريم."

پيش از تصويب هرگونه قطعنامه ای استوار بر فصل هفتم منشور سازمان ملل، شورای امنيت بايد موافقت کند که تهديدی عليه "صلح و امنيت بين المللی" وجود دارد.

اِمير جونز پری، نماينده بريتانيا در سازمان ملل متحد، گفت که اعضای دائم شورای امنيت در اين موضوع که می خواهند ايران سلاح اتمی نداشته باشد متحد هستند و اختلافات آنها اکنون در مورد چگونگی برخورد با مساله است.

ايران اتهام آمريکا و سوءظن شديد اتحاديه اروپا داير بر تلاش برای دستيابی به سلاح اتمی را رد می کند.

روسيه و چين همچنان نگرانند که پا گذاشتن در اين مسير، يعنی توسل به فصل هفتم منشور سازمان ملل، در نهايت به مناقشه نظامی منجر خواهد شد.

بنابراين انتظار می رود پيش از آنکه اين پيش نويس تازه به رای گذاشته شود مباحثات زيادی بين اعضای دائم شورا انجام شود.

لورا تراوليان، خبرنگار بی بی سی، در نيويورک می گويد هرچند مذاکرات اعضای دائم شورای امنيت طولانی خواهد بود اما شبح يک قدرتنمايی ديپلماتيک با تهران به تدريج شکل می گيرد.

دو کشور روسيه و چين دارای روابط اقتصادی گسترده با ايران هستند و در عين حال نسبت به گسترش نفوذ ايالات متحده در منطقه احساس نگرانی می کنند.

چين، که بخشی از نياز نفتی خود را از ايران تامين می کند، توسل به صدور قطعنامه های سختگيرانه را گامی نامناسب توصيف کرده و روسيه صرفا به درخواست از ايران برای دست زدن به اقداماتی جدی برای کسب اعتماد بين المللی بسنده کرده است.

اول "آزادی حق مسلم ما است" و بعد هر چه آزادانه خواستیم مثلا انرژی هسته ای، علي کشتگر

بهترین راه مقابله با عوام فریبی های خطرناک هسته ای رژیم مطرح شدن شعارهای آزادیخواهانه در برابر شعارهای هسته ای حاکمان است. بی تردید شعار "آزادی و عدالت حق مسلم ما است" در ایران می تواند طرفداران بسیار بیشتر و پیگیرتری از شعار "انرژی هسته ای حق مسلم ما است" بسیج کند

در یادداشت های پیشین نوشته بودم و باز هم تاکید می کنم که اشتباهات آمریکا، اروپا و اپوزیسیون پراکنده و ناهمراه ایران در برخورد با جاه طلبی های هسته ای جمهوری اسلامی به فاشیسم مذهبی فرصت می دهد تا بر ناسیونالیسم و غرور ملی ایرانیان سوار شود.
در این دو سه ماهه اخیر، نمایندگان فاشیسم مذهبی (احمدی نژاد، علی لاریجانی، شخص رهبر و غیره) و البته تریبون های متعدد نظام حاکم در تحمیق افکار عمومی ایرانیان با هدف تبدیل مقاصد هسته ای نظام اسلامی به خواست اصلی جامعه و به قول خودشان به "مساله ملی مثل نهضت ملی کردن صنعت نفت" کوششهای تبلیغاتی فراوانی به خرج داده اند که نباید اثرات آن را در افکار عمومی دست کم گرفت. مشکل بزرگ جامعه ما که بحران هسته ای کنونی نیز از آن سرچشمه می گیرد خودکامگی مذهبی حاکم بر کشور است. مشکل بزرگ جهان امروز و منطقه بحرانی خاورمیانه نیز عوامل و زمینه هائی است که موجب رشد بنیادگرائی مذهبی و افزایش خطر جنگ و خشونت شده است. راه حل بحران هسته ای ایران نیز تحول دموکراتیک در ایران است. در مقاله حاضر کوشیده ام نشان دهم که:
1- فاشیسم دینی حاکم بر ایران با درک شرایط کنونی استراتژی خود را بر تحکیم موقعیت خود در ایران از طریق سوار شدن بر ناسیونالیسم ایرانی و در جهان اسلام از راه بالا بردن پرچم نابودی اسرائیل، دشمنی با آمریکا و احیای عظمت های گذشته خلافت اسلامی قرار داده است.
2- مخالفت اپوزیسیون و قدرت های بین المللی با سیاست هسته ای جمهوری اسلامی فقط و بر این فقط تاکید دارم در صورتی به سود صلح و دموکراسی در ایران و منطقه تمام می شود که از کانال دفاع ازآزادی و حقوق بشر در ایران عبور کند. یعنی درست آن است که هرکس با تجهیز استبداد بنیادگرا به صنایع هسته ای مخالف است، بر "حق مسلم" ایران آزاد و دموکراتیک در داشتن چرخه مستقل انرژی هسته ای تاکید کند.
فاشیسم مذهبی علت مخالفت های جهانی با جمهوری اسلامی را " دستاوردهای ایران در صنایع هسته ای" و حرکت در جهت استقلال و خودکفائی وانمود می کند و عوامفریبانه می کوشد که در این بحران که خود ریشه در سلطه بنیادگرائی دینی بر ایران دارد، مساله نقض حقوق بشر و نابودی آزادی و اراده ملت را در نظام حاکم به فراموشی برد. متاسفانه قدرت های بزرگ مخالف جمهوری اسلامی از ایالات متحده گرفته تا دولت های اروپائی در برخورد با مساله هسته ای ایران در همان دام تبلیغاتی گرفتار شده اند که جمهوری اسلامی می خواهد. یعنی به علت بحران هسته ای که خودکامگی استبداد دینی بنیادگرا بر ایران است یا ابدا نمی پردازند و یا جسته و گریخته به آن اشاره می شود. به گونه ای که گویی مخالفت با تجهیز جمهوری اسلامی به چرخه تولید هسته ای به دلیل "مخالفت آمریکا و اروپا با خودکفائی ایران" در این عرصه و مخالفت با پیشرفت صنعتی مستقلانه ایران است.
برخی از گروههای اپوزیسیون نیز در همین دام گرفتار شده و رژیم هم آنان را به عنوان ستون پنجم بیگانه و خائن به منافع ملی معرفی کند(مجاهدین خلق مسعود رجوی و بخشی از طرفداران بازگشت سلطنت که در آتش اشتیاق حمله نظامی آمریکا به ایران غوطه ورند، ازاین زمره اند). و البته کسانی هم در دام تبلیغاتی فاشیسم مذهبی افتاده و به دنبال شعار" انرژی هسته ای حق مسلم ما است" افتاده اند. (بخشی از نیروهای موسوم به ملی مذهبی و برخی گروههای جنبش ملی که خود را جزئی از جبهه ملی معرفی می کنند در این عرصه با حاکمیت هم سو شده اند).

آیا آمریکا به ایران حمله خواهد کرد؟
حمله نظامی آمریکا و بریتانیا به عراق با هر هدف و نیتی که صورت گرفته باشد، خوشه چین اصلی آن حداقل تا امروزجمهوری اسلامی بالاخص جناح بنیادگرا و افراطی آن بوده و هست. اگر پس از اشغال عراق و سقوط صدام، به جای انحلال ارتش و حزب بعث بدنه این دو ارگان اصلی نظام پیشین حفظ می شد و فقط رده اول رهبری آن دو نهاد حذف می گشت چه بسا آمریکا به برخی از اهداف خود می رسید، اما اشتباهات فاحش مداخله گران، بنیادگرائی مذهبی به حاشیه رانده شده دوره صدام را چه درمیان اکثریت شیعیان و چه در بین اقلیت سنی فعال کرد و زمینه را برای ادامه و اوج گیری خشونت های مذهبی و قومی هموار ساخت. سه سال پس از مداخله نظامی آمریکا و بریتانیا در عراق، هنوز در این کشور ابعاد جنگ و خشونت در حال گسترش است. چشم انداز نزدیکی برای خروج ارتش آمریکا از عراق دیده نمی شود و این در حالی است که افکار عمومی آمریکائیان و به تبع آن سیاست پیشگان آمریکائی برای پایان دادن به اوضاع نابسامان عراق و خروج ارتش آمریکا از این کشور بی تابی نشان می دهند.هم زمان با آشکارترشدن شکست سیاست مداخله نظامی آمریکا درعراق آتش بنیادگرائی در کشور های اسلامی از جمله در مصر، سودان، فلسطین، عربستان، پاکستان و حتی ترکیه به نحو نگران کننده ای در حال گسترش است.و حالا بسیاری از دولت مردان غربی این تحول منفی را از پیامدهای حمله نظامی آمریکا در عراق می دانند.
در چنین هنگامه ای حکومت آمریکا فاقد پشتوانه کافی برای حمله نظامی گسترده به ایران است.
در فاصله یازده سپتامبر دو هزار و یک تا هنگام مداخله نظامی آمریکا در عراق جمهوری اسلامی بیش از هر زمان در برابر ایالات متحده خود را آسیب پذیر احساس می کرد. حتی پس از سرنگونی صدام نیز تا پیش از زمانی که مسلم شد اوضاع عراق به این آسانی ها آرام نخواهد شد هنوز جمهوری اسلامی به شدت احساس عدم امنیت می کرد. چرا که آمریکا پس از یازده سپتامبر و پیش از آن که به عراق حمله کند دارای عضله نظامی نیرومندی بود که در هیچ کجای جهان درگیر نبود و بنابراین توانائی مداخله نظامی همه جانبه در ایران را داشت و رژیم جمهوری اسلامی از آن می ترسید. اما به موازات بالا گرفتن مقاومت گروههای بنیاد گرای مذهبی و بقایای رژیم صدام حسین و طولانی شدن دوران درگیری نظامی آمریکا در عراق و زیر سوال رفتن اصل مداخله نظامی درافکار عمومی آمریکائیان، کم کم تحلیل سران جمهوری اسلامی از اوضاع منطقه دگرگون شد و به همراه آن روحیه حاکمان ایران تقویت شد. چنان که هاشمی رفسنجانی سال پیش درپاسخ به کسانی که امکان مداخله آمریکا در ایران سخن گفته بودند درنماز جمعه ای که تاریخ دقیق آن به خاطرم نیست گفت " آمریکا حالا در محاصره ما است" اینک سه سال پس از مداخله نظامی آمریکا در عراق می توان به وضوح نتیجه گرفت که مداخله نظامی، بنیادگرائی را در عراق و در کل منطقه به سود نیروی طرفدار دموکراسی تقویت کرده است.
این مداخله نظامی اقتدار و قدرت مانور ایالات متحده را در منطقه محدود کرده و برعکس نفوذ و قدرت مانور جمهوری اسلامی را هم درعراق و هم در سایر کشورهای منطقه افزایش داده است. حالا با توجه به آنچه از مداخله نظامی آمریکا در عراق تا کنون رخ نموده، می شود نتیجه گرفت که محاسبه حکومت بوش کاملا اشتباه بوده است. بطوریکه پیامدهای این مداخله در عراق، ایران و کل منطقه 180 درجه با اهداف اعلام شده آن تفاوت پیدا کرده است. بر این اساس می توان گفت که دوران بوش برخلاف ادعای سخنگویان حکومت آمریکا دوران رشد و گسترش سریع بنیادگرائی اسلامی در خاورمیانه و کلیه کشورهای اسلامی و دوره رشد خشونت و قهر در این کشورها است.
در ایران برای نخستین بار در طول حیات 27 ساله جمهوری اسلامی مکتبی های افراطی مطلقا دست بالا را در نظام حاکم پیدا کرده و شرایط را برای پیشبرد مقاصد جاه طلبانه خود در ایران و منطقه مناسب یافته اند. این جریان حاکم در یک ساله گذشته برخلاف ادعای برخی از ناظران امور ایران بسیار هوشمندانه و فرصت سنجانه عمل کرده است.
تحلیل گران و رهبران این جریان به این نتیجه رسیده اند:
- که آمریکا و متحدان آن فعلا در وضعی نیستند که به اقدام نظامی گسترده زمینی در ایران به گونه ای که در عراق عمل کردند متوسل شوند:
- که جورج بوش در دوره پایانی حکومت خود به شدت ضعیف شده و این ضعف او بیش از هر چیز از اوضاع عراق ناشی می شود.
- که هیچ یک از نامزدهای دو حزب جمهوریخواه و دموکرات آمریکا که به زودی در مبارزات انتخاباتی آمریکا به رقابت خواهند پرداخت نمی توانند طرفدار یک جنگ تمام عیار دیگر در خاورمیانه باشند.
- که حمله هوائی به تاسیسات هسته ای ایران و یا حتی حملات هوائی گسترده تر به تاسیسات هسته ای و مراکز نظامی و محل سکونت رهبری سیاسی مستقیما به سود تحکیم موقعیت بنیادگرایان حاکم در جمهوری اسلامی تمام خواهد شد.
- که از چنین حمله ای به ایران پیامدهای زیر مترتب است:
1- انسجام هرچه بیشتر جاکمیت حول محور فاشیسم مذهبی و به همراه آن اعلام مخالفت اکثریت نیروهای اپوزیسیون با مداخله نظامی. در این صورت موضع بنیاد گرایان در جمهوری اسلامی تقویت می شود و فضای سیاسی ایران به سود این جریان هرچه بسته تر خواهد شد.
2- در جهان اسلام جنبش های اسلام گرا به طرفداری از جمهوری اسلامی به حرکت درخواهند آمد و حتی برخی از رژیم های منطقه از جمله عربستان سعودی که چاههای نفت آن در قسمت های شیعه نشین قرار دارد با مخاطرات متعدد و حتی بی ثباتی سیاسی دست به گریبان خواهند شد.
3- موج تظاهرات و اعتراضات خشونت آمیز در اکثر نقاط عراق وضع را در این کشور از آنچه هست بدتر خواهد کرد.
4- بهای نفت ممکن است تا آنجا افزایش یابد که اقتصاد جهانی را با بحران های وخیم مبتلا سازد.
حکومت گران ایران به خوبی از این واقعیات ها آگاهی دارند و بر آن اند که از این فرصت تاریخی ایجاد شده حداکثر بهره برداری ممکن را بنمایند.
اقدامات برای توسعه صنایع هسته ای و هم زمان با آن پافشاری سخنگویان جناح حاکم بر ضرورت محو اسرائیل نه از سر جهالت یا اشتباه محاسبه سیاسی بلکه دقیقا با سنجیدگی شرایط کنونی صورت می گیرد. نمایندگان فاشیسم مذهبی ایران خوب می دانند که اصرار بر این مواضع اگر به عقب نشینی آمریکا منجر شود یعنی آمریکا و متحدان آن اقدام مهمی علیه جمهوری اسلامی انجام دهند برنده خواهند بود. و اگر هم آمریکا دست به حملات هوائی نظامی علیه جمهوری اسلامی بزند بازهم بازنده نخواهند بود.
در حالت اول جمهوری اسلامی صنایع هسته ای خود را توسعه خواهد داد که این خود موضع آن را چه در داخل کشور و چه در خارج از ایران بویژه در جهان اسلام تقویت خواهد کرد.
در حالت دوم نیز اولا معلوم نیست صنایع هسته ای ایران نابود شود و چه بسا که جمهوری اسلامی بتواند به توسعه آن در نقاط مختلف کشور هم چنان ادامه دهد و به عضویت خود در آژانس هسته ای نیز پایان دهد. و ثانیا آن که بسیار محتمل است که در پی چنین حملاتی جمهوری اسلامی اذهان صدها میلیون مسلمان جهان را به حمایت از خود برانگیزد و از چنین تحولی برای تحکیم موقعیت خویش بهره برداری نماید.
وقتی وضع چنین است راه حل سازگار با منافع ملی آن است که تلاشهای آزادیخواهانه در ایران گسترش یابد و ضمن مخالفت با خودکامگی با هرگونه مداخله نظامی نیز هم زمان به مخالفت برخیزیم. در این شرایط بهترین راه مقابله با عوام فریبی های خطرناک هسته ای رژیم مطرح شدن شعارهای آزادیخواهانه در برابر شعارهای هسته ای حاکمان است. بی تردید شعار " آزادی و عدالت حق مسلم ما است" در ایران می تواند طرفداران بسیار بیشتر و پیگیرتری از شعار " انرژی هسته ای حق مسلم ما است" بسیج کند.
حق مسلم ما با " حق مسلم" رژیمی که حقوق ابتدائی ملت از جمله آزادی را از آن سلب کرده دو چیز متفاوت و متضاد است. خودکامگانی که رای و آزادی ملت را زیر پای خود لگدمال کرده اند، نمی توانند مدافع واقعی "حق و حقوق مسلم" ملت باشند.
انرژی هسته ای، پیشرفت مستقلانه صنعتی، رفاه، بهداشت، پاکیزه سازی هوای آلوده شهرهای بزرگ و سایر خواستهای مردم ایران مشروط به نهادینه شدن آزادی و حقوق بشر در ایران است. زمان برای شکل دادن یک ائتلاف وسیع از همه آنهائی که طرفدار دموکراسی و حاکمیت ملی در ایران اند فرا رسیده است،(البته دیر هم شده است).

اردیبهشت ماه 85
علی کشتگر

 

حتی با بمب اتم نیز هرگز نمی توانید حکومتتان را پاسداری کنید و مانع از سرنگونی و زوال خانه شیشه ای که بر آب ساخته اید شوید - سیندخت پارسی

در هفته ها و ماههای اخیر و همزمان با اوج گرفتن بحران اتمی جمهوری اسلامی در آژانس بین المللی انرژی اتمی و سپس ارجاع پرونده به شورای امنیت، همواره کارگزاران و مقامات حکومت اسلامی با تحمیق توده ها و برانگیختن غروری کاذب در میان بخشی از مردم که بی گمان فروزان شدن شعله های چنین غرور ساده لوحانه ای از ناآگاهی و تفسیر نادرست از چرایی و چگونگی کوششهای شتابزده ی رژیم اسلامی برای دستیابی به دانش غنی سازی اورانیوم منشا می گیرد، با توسل به شیوه های مغلطه آمیز کوشیده اند جمهوری اسلامی اتمی را در موضع دادخواهی و حقانیت نشانیده وبا سردادن فریاد وا مظلوما و تکرار شعار طوطی وار ومضحک انرژی هسته ای حق مسلم ماست که این روزها در بین ایرانیان هوشیار به ترفندهای رژیم اسباب تمسخر، لطیفه پردازی واستهزا را بوجود آورده، نهاد آژانس اتمی و امریکا و کشورهای غرب را به زورگویی وسلب حقوق ملی ایرانیان و سیاسی کاری و.....متهم سازند.

کار این مظلوم نمایی و گشودن دکان تزویر و ریاکاری تا بدانجا پیش رفته که محمد جواد ظریف، نماینده جمهوری اسلامی که در قیاس با دیگر سفیران و نمایندگان جمهوری اسلامی زبان دیپلوماتیک را نیز می داند شکواییه ای برعلیه تهدیدات نظامی امریکا از زبان جمهوری مظلوم واقع شده و تحت ستم اسلامی به کوفی عنان، دبیرسازمان ملل تسلیم نموده است. در این شکواییه جمهوری اسلامی کوشیده است با بیانی قانونمند و زبان ادبی فروتنانه و ملتمسانه همدردی جامعه ی جهانی را برانگیخته، افکار عمومی را بر ضد سیاستهای قاطع و استیلاجویانه ی امریکا در مقابله با اتمیزه شدن حکومت اسلامی به سوی خود جلب نماید.

به راستی چرا جامعه جهانی و ائتلاف گسترده ای از کشورهای عضوآژانس بین المللی اتمی نمی توانند به جمهوری اسلامی اعتماد نمایند و اراده ی نیرومند جهانی برای متوقف ساختن رژیم اسلامی در دستیابی به دانش هسته ای و گفتگو بر سر تصویب قطعنامه ای الزام آور از سوی شورای امنیت با استناد به منشور هفتم سازمان ملل که استفاده از تحریم ها و نیروی نظامی را نیز میسر می سازد، اینچنین در دستور کار دولت امریکا وکشورهای اروپایی ( متحدین ودوستان بازرگانی رژیم) قرارگرفته است؟

پاسخ به این پرسش گذشته از پرداختن به مباحث تخصصی و تکنیکی آن که درگستره ی وظایف آژانس اتمی است به درستی در سرشت و ماهیت جمهوری اسلامی مستتر و پنهان است.

جهانیان چگونه می توانند به حکومتی اعتماد کنند که 18 سال ازآغازفعالیتهای در خفا و پنهانکارانه اش در ساخت نیروگاههای اتمی زیرزمینی و خرید دانش غنی سازی از دانشمندان کره شمالی و روسیه و عبدالغدیرخان پاکستانی می گذرد و همچنان بسیاری کوششها و تلاشهایش در پس پرده ی ابهام است.

بهانه ی نگارش این نوشتارگزارشی است که به نقل از رسانه های خبری درهفته نامه ی آرگومنتی ای فاکتی مورخ 26آوریل 2006 چاپ روسیه منتشر شده است. درسرمقاله ی این گزارش فاش شده است که منابعی دردولت فدراسیون روسیه ودرسفارت روسیه در تهران معتقدند جمهوری اسلامی حداقل دارای یک بمب اتمی می با شد. استدلال نویسنده ی مقاله نیز بر این پایه استوار است هنگامی که کره ی شمالی در طول 2 سال که به بازرسان اجازه ی بازدید از نیروگاههایش را نداد توانست به سلاح اتمی دست یابد. بنابر این 14 سال پنهان کاری زمان مناسبی برای جمهوری اسلامی بوده است تا بتواند از بازارهای سیاه اتمی یک یا چندین بمب اتمی هر چند کوچک تهیه کند.

این فرضیه با دریافت این نکته که فن آوری و دانش اتمی خریداری شده توسط کره شمالی تفاوتی با فن آوری خریداری شده ی حکومت اسلامی از عبدالغدیر خان ندارد، می تواند برهان قویتری یافته و درخور تامل و نگرش دقیقتری باشد.

اما سخن پایانی این است : چنانچه روزی از روزها جمهوری اسلامی به توهم و باور این که جهان را در برابر چنین حقیقت تکان دهنده و مقهور کننده ای قرار دهد با غرور و تفاخر و گردن فرازی اعلام کند که دارای بمب اتمی است چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا داشتن یک یا چندین بمب اتم می توا ند ضامن بقای حکومت اسلامی باشد؟

گذشته از معادلات و مال اندیشی هایی که شورای امنیت و دولت امریکا و دیگرکشورهای عضوآژانس اتمی درصورت بروز چنین رخدادی پیش رو خواهند داشت ، پاسخ این پرسش خیر است. نمونه ی شاخص در رد و نفی استمرار ودوام چنین دولتهای بسته وسرکوبگری که در تقابل و تضاد با ملتهایشان و صلح جهانی قرار میگیرند کشورهمسایه اتحاد جماهیر شوروی پیشین و روسیه کنونی است.

هرگز داشتن دویست کلاهک اتمی و بیش از دویست بمب اتم نتوانست تضمین کننده ی اقتدار وثبات اتحاد جماهیر شوروی باشد چرا که فروپاشی کشور شوراها و ساختارهای امنیتی – نظامی و دولتی آن از درون آغاز شده بود.

به تحقیق و فارغ از هرگونه جانبداری می توان بزرگترین عامل سقوط امپراتوری کمونیسم شوروی با دستگاههای عریض و طویل امنیتی وکشتارگری که سالهای متمادی در دل مردمانش رعب و هراسی مرگبار افکنده بود، را عدم پشتوانه ی مردمی و بیزاری وخستگی ستوه آور مردم شوروی از زیستن پشت پرده های آهنین دانست. و چنین است سرانجام محتوم و ناگزیرحکومت اسلامی . تنها نیروی بازدارنده و نگهدارنده از سقوط و زوال دولتها و حکومتها، ملتها هستند. تمامی قرائن و شواهد و مستندات گواهی بر این ادعاست.

آقای احمدی نژاد ، آقای خامنه ای و کارگزاران حکومت اسلامی : بدانید و آگاه باشید که بهتر از مردم ایران میدانید و آگاهی دارید حتی در درون نهادهای نظامی شما بسیاری از فرماندهان و سران سپاه پاسداران و بدنه ی سپاه رویای آزادی ایران را در سر می پرورانند. به دلیل سیاستهای یک بام و دو هوایی که از ابتدا اتخاذ نموده اید و مصالح منافع فلسطینی ها و گروههای تروریستی و روسیه و چین و اروپاییان را همواره بر منافع ملی ایرانیان برتری داده، یک بخش ده درصدی زالو صفت را برسرنوشت مردم حاکم نموده و نود درصد مردم ایران را در فقرو ناداری، مسکنت و بیکاری ، اعتیاد تا مرز مرگ و نیستی ، ناامیدی وخشم به حال خود رها کرده اید و بازار میهن فروشی و بازار بردگی دختران و زنان ایران را رونق بخشیده اید و به دهها و صدها دلیل قابل لمس و واقعی دیگر از هیچگونه پشتوانه و مشروعیت ملی و مردمی برخوردار نیستید. به سیاهی لشکریانی که در نمازهای جمعه و مناسبت های دولتی و از پیش تعیین شده گرداگرد شمایان را فرا میگیرند چندان دلخوش نباشید . به فرموده ی فردوسی بزرگ : سیاهی لشکر نیاید به کار – که یک مرد جنگی به از صد هزار. شمایان با داشتن تمامی بمبهای اتمی جهان نیز هرگز نمی توانید حکومتتان را پاسداری کنید و مانع از سرنگونی و زوال خانه شیشه ای که بر آب ساخته اید شوید.

هر مناسبتی، هر دستاویزی، هر روزی که بتوان در پناه آن روز همایش و خیزش و جنبشی در ایران بر پا ساخت، نشان از مبارزات پیگیر و آشتی ناپذیر ملت به ستوه آمده ی ایران با حاکمیت اسلامی دارد. از جشنهای ملی و آیین های باستانی و کهن گرفته تا روز کارگر و روز معلم . آیا خشم و خروش هزاران هزار کاوه آهنگر، کارگران را دیدید؟ آیا فریاد دادخواهانه و پرصلابتشان را شنیدید؟ شیفتگان قدرت از توان بینایی و شنوا یی اندکی برخوردارند و گاه کاملا نابینا و ناشنوایند........و روزی نیست که در گوشه و کنار این سرزمین آفت زده فریاد اعتراض و دادخواهی مردمان خاموشی گیرد یا خیزش و جنبش ازادی خواهانه ای پیام آور و نوید بخش نجات و رهایی ایران زمین از استیلای دوزخی حکومت اسلامی نباشد.

با هماوازی و همبستگی ملت ایران سکوت جانفرسا و سرمای شب دیرپای خودکامگی ترکهای ژرفتری برداشته و می شکند. پنجره ها یک به یک برروی پرتو دل انگیز سپیده دم آزادی و روشنی گشوده می شود. ملتها آن هنگام که قلبهاشان ضرباهنگ یکسانی پیدا کند و دوشادوش و در کنار یکدیگر قرار گیرند، نیرویی خواهند بود زوال ناپذیر، شکوهمند، جوشنده و پوینده و رویین تن. آری ، تاریخ و شکوه و افتخارات ملی و خو و منش آزادگی و عشق به آزاد زیستن در ملتها هرگز نمی میرد، تاریخ و بزرگی ملتها مانا و جاودانه است و شگفتا از نامردمانی که منکر جلالت و بزرگی سرزمین و مردم خود باشند و نیرویی چنین پر مهابت و والا و سترگ را ناچیز انگارند.

سخن کوتاه : یگانه حلقه ی مفقوده ای که می تواند کلید گشایش معضل سهمگین و دهشتناک جمهوری اسلامی اتمی باشد، فضای باز سیاسی ، گسترش و انتشار دموکراسی و حقوق بشر و مطبوعات آزاد و آزادی های اساسی و مدنی در ایران است. به یقین جهانیان هیچگاه در شرایطی که ایران با شیوه های دموکراتیک اداره شود دشواری و رویارویی با کاربرد دانش هسته ای در مصارف صلح آمیز نخواهند داشت. با استقرار و مرکزیت یافتن حکومت ملی و برخاسته از آرای آزادانه ی ملت ایران کابوس تیره و تاریک دستیابی حکومتی که به هیچیک از پیمانها و قوانین بین المللی متعهد نبوده و برای تداوم بقا و ماندگاری اش می تواند جهانی را در آتش فتنه انگیزی ها و عملیات سازمان یافته ی تروریستی آن هم با سلاح اتمی بسوزاند، از ذهنیت جهانی رخت بر خواهد بست.

آخرین خبر از وضعیت بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در تهران

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

Student committee of
human right reporters

تاریخ 13/2/1385


کوهیار گودرزی و محمد قائم مقامی دو تن از دانشجویان بازداشت شده در جریان تجمع در مقابل اداره مرکزی شرکت واحد، صبح دیروز وعبدالرضا طرازی ازاعضای سندیکا امروزآزاد شدند.

ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکا، محمود اوجدی، هادی کبیری، یعقوی سلیمی، غلامرضا غلام حسینی، عبدالرضا طرازی، عباس نژند کودکی، مرتضی سفینی ، محمدرضا نوراللهی، کیوان رفیعی و محمد اسحاقی افرادی هستند که با گذشت دو روز همچنان در بازداشت به سر میبرند.

بر اساس آخرین اخبار، افراد دستگیر شده به بازداشتگاه اطلاعات واقع در پل چوبی منتقل شده و هم اکنون در اختیار پلیس امنیت استان تهران قرار دارند ، با توجه به اینکه بازداشتگاه تنها به مدت 48 ساعت حق نگهداری متهم را دارد، بازداشت شدگان در صورتی عدم آزادی ، میبایست امروز به زندان منتقل شوند.

گفتنی است بازداشت شدگان صبح دیروز به شعبه 14 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی راسخ منتقل شده و مورد تفهیم اتهام قرار گرفته اند.

از بین افراد بازداشت شده ،کیوان رفیعی پیش از این از سوی شعبه 26 دادگاه انقلاب دارای حبس تعلیقی بوده است.

لازم به یادآوری است همزمان با روز جهانی کارگر ، تعدادی از کارکنان شرکت واحد و تعدادی از دانشجویان دانشگاههای مختلف در مقابل اداره ی مرکزی اتوبوسرانی در تهران تجمع اعتراضی را برگزار کردند که با حمله نیروهای انتظامی به بازداشت چند تن از دانشجویان و فعالین سندیکای شرکت واحد منجر شد.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
komite_gozareshgar@yahoo.com
www.komitegozareshgar.blogfa.com

انتقال زندانیان سیاسی زندان اوین به زندان اطلاعات سپاه پاسداران

برابر اطلاعات موثق از درون زندان اوين ، اصلاع حاصل شده است كه رژيم اسلامي امروز صبح به زندانيان سياسي منجمله حشمت الله طبرزدي اعلام نموده است كه بايد به زندان 500 كه در اختيار اطلاعات سپاه قرار دارد منتقل گردد . اين زنداني از پذيرش اين جابه جائي خودداري كرده ، لاكن انتظار ميرود كه در شب هنگام با استفاده ازفرصت با هر تمهيد و امكاني اين زنداني و ديگر زندانيان را از بند عمومي به زندان 500 يا زندانهاي ديگري از اين نوع منتقل نمايد كه زندانيان از بروز چنين وضعيتي بشدت اظهار نگراني كرده و خواسته اند تا جهانيان و نهادهاي حقوق بشري و عفو بين الملل از انجام اين عمل جلوگيري تا از فجايعي كه ميتواند پرو چنين نقل و انتقالاتي بوقوع بپيوندد پيشگيري بعمل آيد .

نقل خبر از زندان اوين حشمت الله طبرزدي ايران- تهران الف- بيقرار 13/2/85

غنی سازی اورانیوم و پیامدهای آن از دیدگاه کارشناسانه، گفتگوی فريد پويا با نادر برزين، واشنگتن پريزم

http://www.washingtonprism.org/index.cfm
"ايران هسته ای"

از دیدگاه نویسنده، ایالات متحده از یکسو در پی کنترل فعالیتهای هسته ای کشورها بود تا به سلاح اتمی دست نیابند و از سوی دیگر بازار فروش گسترده ای برای تجهیزا ت اتمی خود بوجود آورده بود. سال ١۹٧٤ را می توان سال دگرگونی سیاست آمریکا در مورد برنامه نامبرده دانست. چرا که کشور هند که از کمک های ایالات متحده برای پیشبرد برنامه اتمی صلح طلبانه بهره می برد، به یک کشور جهان سومی دارنده سلاح اتمی، تبدل شد.

به عقیده دکتر برزین پس از این تاریخ، سیاست هسته ای آمریکا و ان پی تی - پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای- که بر مبنای کنترل و همکاری بود، به سیاست پیشگیری و کنترل تبدل شد. به نوشته وی سیاست هسته ای ایران چه در زمان شاه و چه در زمان جمهوری اسلامی، دستیابی کامل به فناوری هسته ای بوده و تغییر ایدئولوژی نیز، در آینده بر سیاست حاکمیت ایران در زمینه هسته ای، تاثیری نخواهد گذارد.
فرصتی پیش آمد تا با این کارشناس ایرانی در مورد تحولات اخیر هسته ای ایران و کتابش به گفتگو بنشینیم.

واشنگتن پریزم: در ایران تکنولوژی اتمی برای ایجاد انرژی برقی ، به عنوان راه حلی برای آینده مطرح شده است. در گزارشی که در مجلس اروپا به چاپ رسیده(۲)، سهم انرژی اتمی برای ایجاد الکتریسیته در سال ۲۰۰١ را ١۹٪ برآورد کرده که در سال ۲۰۲۵ به ١۲٪ کاهش می باید. مسایلی مانند سوخت های اتمی و امنیتی، برای کاهش استفاده از فناوری اتمی مطرح شده است. آیا باز می توانیم انرژی و فناوری اتمی را انرژی آینده نگرانه بدانیم؟

نادر برزین: پس از ۲۰ سال پژوهش در این زمینه، به این نتیجه رسیده ام که پیش بینی کردن در مورد انرژی در دراز مدت بسیار دشوار و با اشتباهات زیادی توام است. هم اکنون مساله آلودگی ناشی از سوخت های فسیلی و گازهای گلخانه ای بسیار جدی است. رآکتورهای اتمی می توانند تاثیر مثبتی بر محیط زیست داشته باشند.
در مورد ایران مساله فناوری اتمی، نه فقط در دراز مدت بلکه در کوتاه مدت نیز مهم است. ایران از تولید کننده های بزرگ نفت جهان است و درآمد نفتی بیش از
۸۰٪ بودجه آن را تشکیل می دهد. اگر ایران بتواند برای مصرف داخلی خود انرژی اتمی را جایگزین نفت نماید، می تواند مدتی طولانی تر نفت خود را در بازار جهانی بفروشد و کسب درآمد کند.

در مورد انرژی هسته ای باید اضافه کنم که اگر کشوری بخواهد از آن بطور مطلوب و اقتصادی بهره برداری نماید، احتیاج دارد به تمامی چرخه تولید مسلط باشد. اگر قسمتی از آن در کشور همسایه ایران - روسیه- تولید شود، به دلیل هزینه تولید، به صرفه نخواهد بود.

بر اساس گزارش کمیته مشترک اقتصادی کنگره آمریکا مشکلات اصلی ایران عدم مدیریت صحیح برای بهره برداری از نفت و گاز، سیا ست خارجی تهاجمی - که منجر به تحریم ایران شده- و سیاست قیمت گذاری اشتباه بنزین است. نتیجه گیری گزارش آنست که ایران برای مصارف سوختی خود، به انرژی اتمی احتیاج ندارد، بلکه باید دوبار با جهان ارتباط برقرار کند و مدیریت صحیح در پیش گیرد. نظر شما چیست؟

همانطور که در پاسخ به سوال اول گفتم، اگر کشوری بتواند در داخل و در رابطه با بهره برداری از منابع سوختی خود مدیریتی صحیح داشته باشد، در صادرات آن موفقتر خواهد بود. در واقع این یک موضوع ساده اقتصادی است.

اگر کشوری کالایی صادر می کند و از آن کسب درآمد می نماید، هر چه بیشتر بتواند برای مصرف داخلی جانشین بیابد، قادر خواهد بود صادرات را افزایش دهد. در مورد نفت ایران نیز همین مورد صادق است. منابع طبیعی بسیار نادر و تمام شدنی هستند و همانطور که می دانیم نفت منبع بسیار با ارزشی است.

حال اگر ایران بتواند بیشتر این منبع را برای صادرات حفظ نماید، می تواند درآمد بیشتری کسب کند. هم اکنون در روند جهانی شدن و مصرف بالای انرژی چین، بسیاری از مسایل فرق کرده و مناطقی که دارای نفت هستند، اهمیت راهبردی بیشتری کسب کرده اند و ایالات متحده می خواهد بر این منابع و ذخایر انرژی تسلط داشته باشد.

در کتابتان نوشته اید که غنی سازی اورانیوم می تواند نقش بازدارنده ای نسبت به حمله به ایران ایفا نما ید. آیا فکر نمی کنید که این کار تنها قدرت بازدارندگی ندارد و برعکس می تواند جهت پیشگیری از ساختن بمب، باعث ایجاد انگیزه ای برای حمله شود؟

باید دید منظور از حمله چیست. آمریکا می تواند به وسیله زیردریایی ها و هواپیماهای خود دست به حمله بزند. ولی این عمل با تهاجم نظامی تمام عیار، تفاوت زیادی دارد. همچنان که در مورد عراق دیدیم، هجوم نظامی احتیاج به ماهها جمع آوری نیرو و سازماندهی دارد.

کشوری که توانایی غنی سازی دارد، می تواند در شرایط جنگی تمامی منابع خود را صرف تولید سلاح بازدارنده نماید. البته همانطور که من در کتابم ذکر کرده ام، ایران نفعی در انجام این کار ندارد و بارها نیز آن را اعلام کرده است.

نوشته اید که ایران در زمان شاه و در زمان جمهوری اسلامی در پی غنی سازی بوده است و تغییر ایدئولوژی در حاکمیت سیاسی ایران، تاثیری در پیگیری فناوری هسته ای این کشور نخواهد داشت.آیا فکر نمی کنید سیاست هسته ای ایران می تواند مانند آفریقای جنوبی و یا برزیل - که از ساخت سلاح اتمی دست کشیدند- تغییر یابد؟

یکی از اصلی ترین مسایلی که من در این کتاب به آن پرداخته ام این نکته بود که پیوستگی سیاست هسته ای ایران هم در دوره حاکمیت پهلوی و هم در دوره جمهوری اسلامی را نشان دهم. سیاست تغییر رژیم (ایران توسط ) آمریکا نیز، نخواهد توانست، در آینده مانع پیگیری ایران برای دستیابی به فناوری هسته ای شود.

ایران شرایط اقتصادیش با برزیل و آفریقای جنوبی فرق می کند و فناوری هسته ای به حفظ منابع نفتی این کشور برای صادرات کمک می کند. بنا براین فرای روابط بین المللی، مساله اقتصادی انگیزه دستیابی ایران به فناوری هسته ای می باشد.

شما معتقدید اگر ایران بطور داوطلبانه غنی سازی هسته ای را متوقف نماید، باید در مقابل، غرامت دریافت کند. اخیراً پژوهشگران در هاروارد در گزارشی (٤) تضمین عدم حمله، گسترش روابط اقتصادی و همچنین ایجاد ذخایر سوخت هسته ای در ایران را- به عنوان نوعی جبران عدم غنی سازی- پیشنهاد کرده اند. آیا به نظر شما ایران راضی خواهد شد؟

شاید اگر چند سال پیش بود، این پیشنهادات رضایت بخش و کافی بود. اما الان من شخصاً هیچ دلیلی نمی بینم که ایران نتواند به غنی سازی تحقیقاتی - و نه غنی سازی تمام عیار- دست بزند. ایران در چارچوب ان پی تی -پیمان منع گسترش سلاح هسته ای- چنین حقی را دارد.

ضمانت های امنیتی به ایران، در واقع نوعی ضمانت امنیتی برای غرب نیز هست. چرا که باعث می شود ایران برای تضمین امنیتش، به دنبال سلاح هسته ای نباشد. در اختیار داشتن سوخت هسته ای با هزینه مناسب می تواند کمک موثری برای فعالیتهای غنی سازی ایران در حد صنعتی باشد. گسترش روابط اقتصادی نیز می تواند به روابط بین کشورها کمک نماید.

نوشته اید که تنها راه حل موجود برای آمریکا در مورد بحران هسته ای، آنست که حتی بطور موقت با آقای احمدی نژاد به توافق نظری برسد. می خواهم بپرسم آیا طرف دیگر قضیه - یعنی دولت ایران- چاره دیگری به جز توافق با آمریکا دارد؟

به نظر من هر دو طرف باید دور میز مذاکره بنشینند و راه دیگری وجود ندارد. هشت سال دولت اصلاح طلب، فرصت بهتری برای مذاکره در جهت رفع بحران بود، ولی آمریکا توجهی به آن نکرد.

آیا به نظر شما اعلام غنی سازی توسط دولت ایران غیره منتظره بود و یا اینکه تعجبی بر نیا نگیخت؟

ایران از ماه ژانویه روند غنی سازی را از سر گرفته و طبیعی بود که هم اکنون به نتیجه برسد. مهم این است که درصد اورانیوم غنی شده ۵⁄٣ است که در سوخت هسته ای بکار می رود و برای استفاده در موارد نظامی احتیاج به غنی سازی در حدود ۹۰٪ می باشد.

آیا بعد از اعلام خبر غنی سازی ما وارد مرحله جدیدی از بحران شدیم؟

خیر، بحران عمیقتر نشده است. چرا که ایران تا کنون کاری برخلاف ان پی تی انجام نداده است. دولت آمریکا خود را در موقعیتی قرار داده، که نمی تواند به طور عمومی این مساله را قبول کند. ولی این به نفع آمریکا و همه است که این فرصت را غنیمت شمرده، غنی سازی را در حد تحقیقاتی و تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی نگهداریم.

----------------------------------
1. Nader Barzin, L’Iran Nuclaire, L’Harmattan, 2005
2. The world nuclear industry status report
3. http://www.house.gov/jec/publications/109/rr109-31.pdf
4. http://www.washingtonprism.org/showarticle.cfm?id=286

فرید پویا، پژوهشگر و روزنامه نگار مستقل از همکاران اين نشريه بوده و با نشرياتی ديگر از جمله انترناسیوناله و صداهای جهانی هاروارد نیز همکاری می کند.

عقل های آزاد ایران برای مقابله با دیوانگان جنگ افروز و نجات کشور متحد شوید، بهروز بیدار

 

فقدان یک جنبش اصیل وفراگیرملی در صحنه ی سیاسی ایران که به مثابه نیروئی روشنگر درمیان مردم ایران وهم درسطح بین المللی به عنوان نماینده واقعی مردم ایران عمل نماید باعث شده است که ملت ایران نتواند بر روند مسئله اتمی رژیم جهل وجنایت تأثیری بگذارد ونتیجتاً در این میان دارودسته ی بوش واحمدی نژاد که هردو منافع شان در جنگ است ، آرام آرام یک بار دیگر کشور و مردم ما ر دارند به کام جنگ می کشانند. احزاب وگروههای به اصطلاح اپوزیسیون بخاطر جدائی شان ازمردم وانحرافات وآشفتگی فکریشان مثل همیشه از حوادث و وقایع جامعه عقب ودنباله روحوادث اند ، ودامنه فعالیت هایشان از صدور چند اعلامیه فرا تر نمی رود. فقدان اپوزیسیونی خردمند و فعال وحاضر در صحنه باعث گردیده است که پاسدارتروریستی که به همّت ولی فقیه و شورای نگهبان به ریاست جمهوری رسیده است این روزها با اتخاذ سیاستهای ضد ملی و سخنان فاشیستی خود آبروی ایران وایرانی را درجهان بباد دهد وکشورباستانی ما ومردم شریف وزحمتکش آنرا تا آستانه یک جنگ خانمانسوز دیگر به پیش ببرد. از جنگ مهمتر چه اتفاقی ممکن است برای یک کشور ویک ملت بیفتد که روشنفکران وصاحبان خرد وتمامی فعالان سیاسی واجتماعی را از خواب بیدار نماید. آیا باید بمب های امریکائی واسرائیلی برسرمان فرود آید که بیدار شویم ؟ آیا خاطره ی جنگ ایران وعراق وآنهمه کشتار و ویرانی که این رژیم برایمان به ارمغان آورد ازاذهان پاک شده است ، وجدان های آگاه و خرد های آزاد ایران چرا کاری نمیکنند؟ شاید به امید این نشسته اند که احزاب وسازمانهای سیاسی سنتی ایران وارد میدان گردند ومردم را علیه جنگ به حرکت درآورند ، اگر چنین است خیالی است خام وبیهوده ، که ازاین ورشکستگان که بعضاً در میان مردم ایران منفورند کاری ساخته نیست ، چشم امید به نسل جوان خرد ورز باید دوخت ، نسل جوان و خرد ورزی که اگر صفوف پراکنده خود را متحد سازد و وارد کار وزار شود میتواند بربستر جامعه مدنی و حقوق بشرجنبش ضد جنگ را سازمان داده وبا به حرکت درآرودن نیروی عظیم ملت صلح دوست ایران در مقابل دارودسته های جنگ طلب (بوش واحمدی نژاد) به دنیا نشان دهد که مردم ایران خواهان صلح و حقوق بشر وجامعه مدنی است نه جنگ ، که مردم ایران هنوز زخم هایش از جنگ هشت ساله ی خمینی وصدام التیام پیدا نکرده است ، که مردم ایران یهود ستیز نیستند و2500 سال پیش از این رهبری داشته اند که یهودیان را از اسارت نجات داده وبا صدور فرمانی که در حقیقت اولین اعلامیه حقوق بشر است تمامی ادیان ومذاهب را در سرزمین های خود از حقوق مساوی برخوردارکرده است ، که رژم تروریست حاکم بر میهن ما نماینده و حافظ منافع ملی مردم ایران نیست که این رژیم نماینده گروههای تروریستی کشورهای عربی و اسلامی است و27 سال است که پول مردم فقیر و زحمتکش ایران را به امید صدور انقلاب اسلامی به جیب گروههای تروریستی می ریزد ، که این رژیم نسلی از جوانان ایران را در زندانها وشکنجه گاههای خود قتل عام نموده و نسلی را در سراسردنیا آواره نموده و باید در یک دادگاه بین المللی به جرم نسل کشی به محاکمه کشیده شود، این ها همه در گرو این است که نسل جوان و خرد ورز ایران چهارچوب های تنگ گروهی وعقیدتی را بشکند و دربستر یک جنبش ملی حقوق بشر و جامعه مدنی خود را متشکل ومتحد سازد ، در این جنبش نیروی عظیم ملت ایران نهفته است ، نیروئی که انقلاب ملی مشروطه را برپا داشت و براستبداد شاهان قاجار لگام زد وبرای مردم ایران قانون وحقوق فردی واجتماعی به ارمغان آورد ، نیروئی نهفته است که مصدق به اتکای آن جنبش ملی کردن نفت را رهبری کرد ، نیروئی نهفته است که مردم ایران با اتکا بدان و با آرزوی آزادی ودمکراسی ، دیکتاتوری شاه را سرنگون کردند. این نیرو اگر در زیر چتر واحد ضدجنگ ودربستر حقوق بشر وجامعه مدنی متحد شود میتواند دیوانگان چنگ طلب را سر جای خودشان بنشاند و به آنان نشان دهد که در معادلات قدرت چیزی هم بنام قدرت مردم وجود دارد که گردنکشان مستبد از این پس درمحاسبات خود باید آنرا بحساب آورند. این است درسی که نسل جوان میتواند از100 سال مبارزه ی پدران خویش در راه آزادی وایجاد جامعه مدنی ، بگیرد و کاری کند که سنگی را که آخوندهای مستبد و خیره سربلند کرده اند بروی پای خودشان بیفد .
واما درمورد روشنفکران وعقل های آزادی که درخاج ازکشور وبدورازخطرزندان وشکنجه واعدام زندگی میکنند ای کاش که حساسیت و ضرورت زمان را می سنجیدند وبدان پاسخ میدادند . هم اکنون هزاران هزاردگراندیش و روشنفکر ایرانی بخاطر حاکمیت رژیم جهل وجنایت در سرتاسر دنیا آواره شده اند ، این جمع وسیع که عموماً در کشورهای میزبان موقعیت های برجسته ای درزمینه های علمی وحرفه ای وفرهنگی پیدا کرده اند، نیروی عظیمی را تشکیل میدهند که اگربه خدمت جنبش ضدجنگ بربستر حقوق بشروجامعه مدنی در آیند و خود را با جبش داخل ایران متصل سازند قادر خواهند بود که از حمایت و پشتیبانی چند ملیون ایرانی پراکنده در سرتاسردنیا برخوردارشوند وصدای مردم دربند ایران را بگوش جهانیان برسانند و از هویت وآبروی ملی مردم ایران دفاع نمایند. این نیرو میتواند وصلاحیت این را دارد که سفیر ونماینده ی واقعی مردم دربند ایران در خارج ازکشور باشد ، تنها در این صورت است که میتوان بر سیاست گذاران کشورهای اروپائی وامریکا تأثیر گذاشت ومسئله اتمی را به جنبش صلح طلبی مردم ایران تبدیل نمود و جنگ طلبان را به عقب نشینی واداشت.

در اینجا روی سخن من به صدها شخصیت سیاسی وعلمی وفرهنگی وهنری است ، به هزاران فعال سیاسی واجتماعی ایرانی خارج از کشوراست که ازعقل و خردی آزاد ومستقل برخوردارند ، چشم امید به احزاب و گروههای ورشکسته سنتی نداشته باشید که اینان بارخاطر اند نه یارشاطر، عمرتاریخی اینان سالهاست که به سر رسیده است و به بایگانی تاریخ سپرده شده اند ، این دکه های "مقدس" را بگذارید برای متولیانش تا درسوگ "شهیدان " همچنان به نوحه خوانی و مرثیه سرائی خود ادامه دهند ، عمر این دکه های ورشکسته درهمان زمان که آزادی وجنبش ملی مردم ایران را فدای اسقلال کاذب امام "ضدامپریالیست" خود کردند بپایان رسیده بود. اگر براستی دل درگرو آزادی ونجات کشور دارید ازاین جوخه های پریشان فکر فاصله بگیرید ، آستین های را خود بالا بزنید و با عقل های آزاد و مستقل دیگر انجمن کنید که جنبش ملی حقوق بشر و ضد جنگ به تشکیلات نوین نیاز دارد ، که با ابزار ومصالح پوسیده نمیتوان جامعه مدنی را سامان داد. کافی است که تعدادی از شخصیت های خوش نام ومورد اعتماد مردم که تعدادشان در خاج از کشور کم نیست گرد هم آیند وطی فراخوانی ، ایرانیان خارج از کشور را ازموقعیت حساسی که سرزمین باستانی شان درآن قرارداده شده است آگاه ساخته و از آنان همراهی وهمدلی طلب کنند ، خواهید دید که چه نیروی عظیمی به پشتیبانی از این جریان به حرکت در خواهد آمد واز درون چنین حرکت و جنبشی است که تشکیلات مناسب شکل خواهد گرفت ، امروزه شرایط هم از نظر داخلی وهم ازنظر خارجی برای برپا داشتن چنین جنبشی مناسب است وغفلت ازآن بباد دادن یک فرصت دیگر تاریخی است. همین امروز زمان را در یابیم که فردا خیلی دیر خواهد بود .

بهروز بیدار

نوشته ای از ایران در باره اعمال تحریمهای بین المللی علیه جمهوری اسلامی

این نوشته را یکی از خوانندگان سایت از ایران ارسال کرده است:

هموطنان،

ما تا کی می بایست در مقابل سیاست شکست خورده سران حکومت جمهوری اسلامی که ملت ایران را به سوی شکست سیاسی و اقتصادی بی سابقه ای در تاریخ ایران و تحقیر فرهنگ این ملت غیور سوق می دهند، سکوت اختیار کنیم؟

علیرغم صرف تلاش فراوان سران حکومت برای کتمان نمودن اشتباهات فجیع خود که ناشی از اجرای سیاست های ناموفق در صحنه بین المللی و در داخل ایران است، ملت ایران پیامدهای سخت ارجاع پرونده هسته ای به شورای امنیت سازمان ملل متحد را بدرستی درک می کند.

این درست است که ما همگی به توانمندی ملت ایران در راستای دسترسی به تکنولوژی پیشرفته افتخار می کنیم و همگی حتما مایل به پیشرفت در این زمینه به عنوان یک هدف ملی هستیم، ولی در حال حاضر اینطور به نظر میرسد که بخاطر مشکلات داخلی و خارجی، دستیابی به آن برای ما دشوار خواهد بود. سئوالی که اینجا مطرح می شود، این است که تحقق بخشیدن این هدف به چه قیمتی برای ملت ایران تمام خواهد شد و آیا باید به هر قیمت که شد، به آن رسید؟

در حالیکه در ایران روزانه میلیونها نفر برای امرار معاش آبرومندانه خود تلاش می کنند، سران حکومت با نادیده گرفتن مطلق نیازها و خواستهای ملت، به یک سری اقدامات غیرمنطقی دست می زنند که ما را به سوی یک فاجعه اقتصادی سوق خواهد داد. از این بدتر اینکه حکومت، بطور سیستماتیک حداکثر تلاش خود را برای پنهان نمودن قیمتی که ملت ایران در ازای این دستاوردها خواهد پرداخت، انجام میدهد، و بدون شک صحبت از قیمتی کلان و شاید غیرقابل تحمل در میان باشد.

بزودی شورای امنیت سازمان ملل متحد حکم مجازاتهای اقتصادی علیه ایران را صادر خواهد کرد که پیامدهای آن در خانه هر ایرانی احساس خواهد شد.

باید بدانیم که تا چند ماه دیگر اقتصاد ایران توسط کشورهای دنیا تحریم خواهد شد، ورود فرآورده های ضروری برای ایران قطع خواهد شد و شرکتهای خارجی نیز سرمایه گذاری خود را در ایران قطع خواهند کرد و در سراسر جهان تجارت با شرکتهای ایرانی و همچنین خرید محصولات ایرانی ممنوع خواهد شد.

باید بدانید که در آستانه دوران جدايی فیزیکی و فرهنگی از دنیا قرار داریم : پس از ابطال خطوط هوايی بین المللی با ایران، ارتباط با جهان قطع خواهد شد و روابط بازرگانی ما با خارج صدمه خواهد دید. در طول هفته های اول پس از اعمال تحریم اقتصادی، کمبود کلان محصولات و فرآورده های ضروری احساس خواهد شد و محصولات غربی دیگر در مغازه ها و بازار دیده نخواهد شد. از این بدتر اینکه به سبب احتمال اعمال تحریم بر صدور بنزین به ایران، قیمت بنزین و محصولات دیگر بالا رفته و میزان بیکاری روزافزون کنونی، با تعطیل شدن احتمالی صنایع مربوط به تولید انرژی و کارخانه های دیگر، بیش از پیش افزایش خواهد یافت.

هموطنان،

ملت ایران در آستانه یک دوران بسیارسخت و دشواری قرار گرفته است. سران حکومت منافع مردم را نادیده گرفته و با گردن کلفتی در سیاست خارجی و از آن بدتر با اعمال سیاست داخلی قلدرانه در مقابل ملت ستم دیده ایران ایستاده و بدنبال انباشت ثروت و حفظ منافع شخصی خود هستند.

همگی ما وعده های احمدی نژاد را که قبل از انتخابات داده بود، بیاد داریم. او قول داده بود قبل از هر چیز برای عدالت اجتماعی و بهسازی وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران فعالیت کند، اما بنظر میرسد که حکومت قبل از اینکه به فکر مردم باشد، با عجله بدنبال تکنولوژی هسته ای است که به گفته خودشان برای تولید برق استفاده خواهد شد، اما دنیا آن را نپذیرفته است.

این حکومت با رهبری احمدی نژاد، ایران را به یک روند غیرقابل برگشت سقوط اقتصادی و فرهنگی کشانده است و خدا می داند همگی ما چه روزهای سختی در پیش داریم.

این صحیح است که همگی ما خواهان ایرانی قوی با ارتشی بزرگ و نیرومند هستیم، اما برای نیل به این خواست نباید حق اساسی شهروندان این کشور را برای زندگی آبرومندانه توام با تامین معاش، آزادی آنها و آتیه فرزندانشان، قربانی کرد.

سرانجام، بمب اتمی، دشمنان ما را نابود نخواهد کرد، بلکه باعث نابودی خود ملت ایران خواهد شد.

اکنون وقت آن است که سربلند کرده و از آتیه فرزندانمان دفاع کنیم.

هموطنان،

به سران مستبد و خودکامه اجازه ندهید که ما را به سوی انحطاط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سوق دهند.

به هدر دادن بیت المال بس است.

ستم ورزیدن به ملت ایران بس است.

وقت آن رسیده است که دست اشخاص ماجراجو و فاسد از زمام امور کوتاه شود.

ش – ر از تهران

بحران هسته ای: قطعنامه کشورهای غربی در شورای امنیت سازمان ملل

به گزارش خبرگزاری فرانسه از نیویورک، کشورهای غربی در جلسه روز چهارشنبه شورای امنیت سازمان ملل پیش نویس قطعنامه ای شدیداللحن را با درخواست توقف کلیه برنامه های هسته ای رژیم تهران میان اعضای این شورا توزیع کردند.

ژان مارک دو لا سبلییر (عکس بالا)، سفیر فرانسه در سازمان ملل پیش از ورود به جلسه شورای امنیت گفت این پیش نویس قطعنامه با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد تهیه شده و الزام آور است.

در این قطعنامه توقف برنامه غنی سازی اورانیوم و تحقیقات هسته ای و همچنین توقف پروژه تولید آب سنگین نیروگاه اراک، درخواست شده است.

گزارشها حاکیست که بدلیل مخالفت روسیه و چین با اعمال تحریم علیه رژیم تهران، در پیش نویس این قطعنامه سخن از تحریمهای احتمالی مطرح نشده است، اما از آنجا که پیش نویس قطعنامه براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد تنطیم شده، برنامه هسته ای رژیم تهران، تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی اعلام خواهد شد. از این رو در مراحل بعدی، اگر تا آن هنگام رژیم تهران با درخواست شورای امنیت مبنی بر توقف برنامه غنی سازی اورانیوم خود موافقت نکرده باشد، با استناد به فصل هفتم منشور سازمان ملل، راه برای اعمال تحریم و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی باز خواهد بود.

خبرگزاری رویتر نیز در گزارشی در همین رابطه نوشت قطعنامه مزبور در کانون مباحثات جلسه وزیران امور خارجه 5 کشور عضو دائم شورای امنیت که قرار است روزهای دوشنبه و سه شنبه آینده در نیویورک برگزار شود، قرار خواهد داشت.

تلویزیون سی ان ان نیز در همین زمینه روز چهارشنبه طی گزارشی گفت اعضای شورای امنیت سازمان ملل امروز در جلسه ای پشت درهای بسته موضوع برنامه هسته ای رژیم تهران را مورد بررسی قرار خواهند داد.

سی ان ان گفت جان بولتون، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد طی سخنانی در کنگره آمریکا تاکید کرد اگر بهر دلیلی شورای امنیت نتواند به مسئولیت های خود پاسخ بدهد، آنگاه ما ناگزیر خواهیم شد از سایر کشورها یا گروهی از کشورها بخواهیم همراه با ایالات متحده به اعمال تحریم علیه رژیم تهران بپردازند.

آقای بولتون گفت شورای امنیت این هفته بحث در باره قطعنامه ای را آغاز خواهد کرد که براساس فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد از رژیم تهران می خواهد به خواسته های این نهاد بین المللی عمل کند.

شعار روز معلم در جمهوری اسلامی: فرياد هر معلم رهايی از خط فقر

سایت روزآنلاین: "مجلسيان هفتم طرح هماهنگ چه شد ؟" اين شعاري بود که در فضاي ميدان فلسطين طنين انداز شده بود و هر عابري را به سوي منبع صدا فرا مي خواند: حياط اداره کل امور تربيتي اداره کل سازمان آموزش و پرورش تهران. تعدادي از معلمان که بيشتر در مدارس تهران تدريس مي کردند، در اين محل جمع شده بودند و خواستار احقاق حقوق صنفي خود بودند. تجمع معلمين از ساعت يازده صبح آغاز شد و حدود يک ساعت و نيم ادامه يافت.

از ميان حاضران، تعداد بسيار کمي زن بودند که شايد تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمي کرد. يکي از اين خانم ها در مورد علت نبودن معلمين زن گفت: "علت هاي بسياري دارد از جمله اينکه به دلايل امنيتي هراس دارند يا شوهرانشان اجازه نمي دهند به اينجا بيايند."

در حياط امور تربيتي همانجا که معلمان جمع شده اند، درست در مقابل در ورودي روي يک پرده نوشته شده است: "دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند". معلمي به پوزخند مي گويد: "آينده ما را چه کسي ترسيم مي کند؟ اينان؟"

جمعيت هر لحظه بيشتر مي شود و شعار ها جان مي گيرد: "وعده وعيد نمي خواهيم عمل به وعده مي خواهيم"، "نشريه معلم آزاد بايد گردد"، "نه چپيم، نه راستيم فقط معلم، هستيم"، "معيشت، منزلت، حق مسلم ماست" و... اينها از جمله شعار هايي است که جعيت گاه گاه با مشت گره کرده آن را تکرار مي کند.

به ظاهر اثري از هيچ مامور امنيتي نيست اما کسي باور ندارد که اين تجمع به طور مخفي زير نظر نباشد. تعدادي از افراد لباس شخصي با گوشي در گوش درطرف ديگر خيابان، در پياده رو مدام در حال قدم زدن هستند و جمعيت را زير نظر دارند. گاهي هم افرادي از پنجره هاي پشتي ساختمان اداره کل که مشرف به حياط امورتربيتي است و همچنين از پنجره هاي مسجد قدس ديده مي شوند که در حال فيلمبرداري هستند و اين محل را زير نظر دارند.

يکي مي گويد: "اين همه فيلم را مي خواهند چکار کنند؟ اگر به فيلم باشد که همه مردم در اين فيلم ها هستند، حالا هر کس به يک دليل".

يکي از معدود زناني که در جمع حضور دارد، بلند گوي دستي را از همکار مردش مي گيرد و شروع به صحبت مي کند. او با نشان دادن فيش حقوقي خود به خبرنگاران مي گويد: "در مرز بازنشستگي حقوقم در حدود 180 هزار تومان است، آيا اين شرم آور نيست؟"

وي مي افزايد: "از همه مسوولين خواهش مي کنم که اين روز را از تقويم رسمي حذف کنند چرا که ديگر از اين همه تبعيض خسته شده ايم و..."

به کلاس نمي رويم

در همين موقع از سوي دبير خانه شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي فرهنگيان ايران، شاخه چهار محال و بختياري بيانيه اي توزيع مي شود که در قسمتي از آن آمده است: "اگر به هر دليلي تا تاريخ 5 ارديبهشت85 مسوولان از پاسخ به درخواست قانوني تهران جهت بر گزاري تجمع يا راهپيمايي مخالفت نمايندضمن تجمع در 12 ارديبهشت در مقابل ادارات کل، در روز 16 ارديبهشت در شيفت صبح و عصر در زنگ دوم به صورت نمادين در دفتر مدرسه جمع مي شويم."

عدم اعطاي مجوز برگزاري تجمع و نيز راهپيمايي از جمله مواردي است که بهشتي لنگرودي، دبير کل کانون صنفي فرهنگيان نيز به آن اشاره مي کند. وي در در تجمع فرهنگيان تهران مي گويد: "چرا به ما مجوز راهپيمايي نمي دهند؟ سئوالم از رئيس جمهور اين است که شما که در زمان تصدي شهرداري تهران مي گفتيد فقط با درآمد شرکت هاي دولتي مي توان مشکل معيشت معلمان را حل کرد اکنون که رئيس جمهور هستيد چه کار کرديد؟"

وي اضافه مي کند: "همچنين در اولين روز افتتاح مجلس هفتم آقاي حداد عادل در تجمع ما حاضر شد و گفت افتخار مجلس هفتم اين است که اولين مصوبه اش در مورد معلمان باشد در حالي که ما هنوز منتظر همان مصوبه هستيم."

بهشتي لنگرودي چنين ادامه مي دهد: "تصويب لايحه نظام پرداخت حقوق از خواسته هاي ماست. همچنين ما به نظام ارزشيابي اعتراض داريم چرا که هيچکس نمي تواند در اين نظام حداکثر امتياز را کسب کند. چرا؟چون کسي نمي تواند طبق اين نظام از طرف رهبر و رئيس جمهور تشويق شود يعني امکانش نيست."

معاون وزير دروغگو

بيشتر نمايند گاني که در اين تجمع حضور داشتند معتقد بودند اينکه آقاي عباسپور معاون وزير در تلويزيون گفته امسال 5/17 درصد به حقوق معلمان افزوده شده دروغ محض است. امسال حقوق معلمان تنها 3 در صد افزايش يافته است.

معلمي که از شدت التهاب سر از پا نمي شناسد، با فرياد مي گويد: "صدا و سيماي ما دقايقي طولاني اقدام به پخش جشنواره تخم مرغ مي کند، در حالي که تاکنون حتي يک ثانيه از اعتراضات ما در اين رسانه ملي انعکاس نيافته است."

پس از پايان حرفهاي اين معلم دو باره شعار اوج مي گيرد: "يا حجت ابن الحسن ريشه ظلمو بکن"، "رسانه هاي کشور، انعکاس، انعکاس".

در اين تجمع خبرنگاران بسيار محدودي حضور دارند. حدود سه يا چهار خبر نگار در حال رفت و آمد بين جمعيت هستند و تقريبا از رسانه هاي مهم کشور هيچ کس نيست.

يکي از اعضاي کانون صنفي معلمان که در ميان جمعيت حضور دارد در ارتباط با مشکلات کانون به روز مي گويد: "ما اصلا هيچ مکان ثابتي نداريم. يعني اصلا اجازه چنين کاري را نمي دهند به همين علت مشکل ارتباط با معلمين را هم بايد بر بقيه مشکلات افزود." وي مي افزايد: "در واقع از تجمع معلمان واهمه دارند و گر نه اگر راست مي گويند به ما مجوز راهپيمايي بدهند و اين روز را هم فقط براي يک بار تعطيل اعلام کنند."

لنگرودي که ديگر بار به ميان جمعيت آمده، پس از پايان سخنراني در مورد اين تجمع و خواسته هاي معلمان مي گويد: "اين دولت شعار معيشتي مي داد، بنا بر اين اکنون نبايد به بهانه اتم بحث معيشت مردم به حاشيه رانده شود."

بهشتي لنگرودي اضافه مي کند: "استانداري ها به ما مجوز تجمع و راهپيمايي نمي دهند و امنيتي بر خورد مي کنند. البته اين نوع بر خورد تا امروز به آنها خوب جواب داده است."

در شهرهاي ديگر

خاکساري، مدير مسوول هفته نامه توقيف شده قلم معلم که در تجمع حضور دارد در باره کم بودن تعداد شرکت کنندگان مي گويد: "چون اصلا اطلاع رساني نبوده، اصلا اجازه چنين کاري را به ما نمي دهند. مديران مسوول قصد دارند تشکل هاي صنفي را به حاشيه ببرند و از سوي ديگر در سطح مدارس هم مديراني انتخاب مي شوند که اصلا با معلمين همکاري نمي کنند."

وي ادامه مي دهد: "اما البته امروز خبرهاي خوشي رسيده است مبني بر اينکه در اصفهان بيش از هزار نفر تجمع کرده اند و در اردبيل نيز حدود سه هزار نفر جمع شده اند."

يکي از معلم ها از تماس تلفني با در اردبيل مي گويد: "چند هزار نفر جلوي سازمان تجمع کرده اند. مدير کل نيز به ميان آنها آمده و با آنها صحبت کرده است و به معلمين احترام گذاشته. در مقابل همکاران ما از او خواسته اند که به مشکلات شان توجه شود."

تجمع کنند گان در اردبيل، تهران، اصفهان و ديگر استانها نيز تاکيد کرده اند که روز 16 ارديبهشت به کلاس درس نخواهند رفت.

خاکساري هنوز گفته هايش تمام نشده، ولي با عجله مي گويد: "اين را هم بنويس تا مسوولين بدانند. شما مسوولين که مي خواهيد با بر خورد هاي امنيتي معلم ها را منفعل کنيد آيا مي دانيد انفعال معلم يعني انفعال دانش آموز و انفعال دانش آموز يعني انفعال جامعه؟ در اين صورت اگر خطري کشور را تهديد کند چه کسي ايستادگي خواهد کرد؟"

شيرازي که از معلمين پيشکسوت است و همه به او احترام مي گذارند در مورد خواسته معلمين چنين مي گويد: "من فقط سئوالاتي دارم. آيا مسوولين مي فهمند ما چه مي گوييم يه خير؟ اگر مي فهمند چرا تاکنون کاري نکرده اند؟ يا نمي توانند کاري کنند و يا اينکه نمي خواهند. اگر بگويند ما نمي خواهيم مشکلات تان حل شود که واي بر ما، اما گر بگويند نتوانستيم حل کنيم من باور نمي کنم."

رابطه خصمانه با معلمان

در اين تجمع گاهنامه سخن معلم سازمان معلمان ايران نيز توزيع شد که تيتر اول آن نامه سرگشاده دبير کل سازمان معلمان ايران به وزير آموزش و پرورش است. در قسمتي از اين نامه آمده: "تا زماني که رابطه وزارت با معلمان خصمانه باشد و ترس و بي اعتمادي بر تعامل صف و ستاد حاکم باشد و شرايط کاري معلمان در کوتاه مدت بهبود نيابد هيچ تحولي در جايي که بيشترين اهميت را دارد يعني کلاس درس رخ نخواهد داد."

پايان اين مراسم مصادف بود با چند شعار و صدور قطعنامه. در اين قطعنامه که در ده بند و با عنوان کانون صنفي معلمان ايران صادر شده، آمده است: "رئيس جمهور و وزير آموزش و پرورش بايد پاسخگوي وعده هاي خود در انتخابات و زمان راي اعتماد در مجلس باشند."

بند هفتم اين بيانيه مي افزايد: "حقوق معلمان هرچه سريعتر بايد افزايش يابد و لايحه خدمات کشوري با توجه به رعايت حقوق فرهنگيان در اسرع وقت تصويب و عمل به آن از اول فروردين 85 به اجرا در آيد."

در پيان اين قطعنامه هم مي خوانيم: "ما خواهان امنيت شغلي و قضايي و فضايي باز براي اعلام خواسته هاي خود هستيم، ما معتقديم معلم امروز بازنشسته فردا است و خواهان اجراي کامل حقوق بازنشستگان هستيم."

ساعت که رفته رفته به يک ظهر نزديک مي شد جمعيت چند صد نفري معلمان هم يک به يک پراکنده مي شدند و اين پايان همراه بود با تکرار شعار ها از سوي معلمان به تبعيت از کسي که پشت بلند گو مي گفت: "وحدت و همبستگي شعار هر معلم "، "عمل به حرف وظيفه مسلم است "، "فرياد هر معلم رهايي از خط فقر" و......

ساعت بيست دقيقه مانده به يک، ديگر کسي باقي نمانده، کارمندان ساختمان مرکزي اداره کل ساز مان آموزش و پرورش تهران که حياط را خالي ديدند يک به يک آمدند تا به رستوران امور تربيتي بروند.

ديگر کسي اينجا نمانده است، جز فريادهايي که مانده و البته همانطور که آن معلم زن گفت: "بقول سهراب تنها صداست که مي ماند."

تصاویر دشمنان آزادی مطبوعات در پاریس - آخوند خامنه ای و احمدی نژاد

Two members of Reporters without Borders reinstall the portraits of Iranian President Mahmoud Ahmadinejad, left, and Iranian supreme leader Ayatollah Ali Khamenei after the wind blew them down at Trocadero Square in front of the Eiffel Tower in Paris Wednesday, May 3, 2006. The Paris-based organization Reporter without Borders organized an exhibition to mark the World Press Freedom Day showing portraits of so-called "predators of press freedom" from their blacklisted countries. AP

 

سازمان امنیت ایتالیا: رژیم تهران در بمبگذاری ناصریه عراق دست دارد

به نوشته روزنامه لارپوبلیکا چاپ ایتالیا، سازمان امنیت خارجی این کشور، عوامل وابسته به رژیم تهران را مسئول سوقصد تروریستی علیه نظامیان ایتالیايی در شهر ناصریه عراق می داند.

لارپوبلیکا به نقل از سازمان امنیت خارجی ایتالیا نوشت رژيم تهران در عملیات بمب گذاری ناصريه نقش فعالی داشته و اهداف سياسی مشخصی را دنبال می كرده است.

اين روزنامه با استناد به گزارش سازمان امنیت خارجی ایتالیا نوشت شواهد و مدارک غیرقابل انکاری مبنی بر حضور بسيار فعال ماموران امنیتی و اطلاعاتی رژیم تهران در جنوب عراق به ويژه در شهر ناصريه در دست است. نيروهای امنیتی رژیم تهران در تماس دائمی با افراطيون شيعه قرار دارند و آنها را تحت حمايت سياسی، نظامی و مالی خود قرار داده اند.

لازم به ذکر است که روز جمعه گذشته در جریان یک سوقصد تروریستی در شهر ناصریه عراق، 4 تن از افسران ایتالیايی و یک درجه دار وابسته به نیروهای رومانی جان خود را از دست دادند.

نیروهای ایتالیايی در جنوب عراق عمدتا از افسران باتجربه متعلق به واحدهای اطلاعات نظامی هستند.

صدور حکم زندان و شلاق برای دراويش گنابادى و وکلای آنان

رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی پس از آنکه مرکز فرهنگی متعلق به دراویش گنابادی را به آتش کشید و بر سرشان خراب کرد، بیش از 50 تن از آنان و وکلایشان را به تحمل زندان و ضربات شلاق محکوم کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، وكيل دراويش گنابادى از صدور حكم يك سال حبس تعزيرى براى خود و يكى از وكلاى اين پرونده و همچنين 52 نفر از اين دراويش گنابادى كه پيش از اين در شعبه 112 دادگاه عمومى جزايى قم محاكمه شده بودند، خبر داد.

فرشيد يداللهى با اعلام اين مطلب، گفت: طبق رأى صادره از سوى شعبه 112 دادگاه عمومى جزايى قم، كليه 52 نفر دراويش گنابادى به اتهام اخلال در نظم عمومى و تمرض از دستور پليس به يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق و پرداخت ده و پنج ميليون ريال جزاى نقدى محكوم شدند.

وى افزود: بنده و اميد بهروزى كه از وكلاى اين پرونده هستيم نيز به تحمل يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق، پرداخت ده ميليون ريال جزاى نقدى و پنج سال محروميت از شغل وكالت محكوم شديم.

وكيل دراويش گنابادى تصريح كرد: موكلانم پيش از اين به مدت 15 روز در بازداشت موقت به‌‏سر بردند و سپس با قرار كفالت و وثيقه آزاد شدند.

درگیری بین كارگران نساجی اصفهان و ماموران نيروی انتظامی

تجمع اخير کارکان بيكار کارخانه نساجي" رحيم ‌‏زاده" در حاشيه جاده اصفهان - تهران منجر به درگیری کارگران با ماموران سرکوبگر نيروي انتظامي شد.

به گزارش ايلنا, اين در حالي است كه 350 كارگر اين كارخانه از 4 ماه گذشته حقوق نگرفته اند و مديران كارخانه به دنبال تحقق وعده پرداخت تسهيلات مالي مسئو لان هستند .

يكي از كارگران اين كارخانه در تشريح ماجراي 9 ارديبهشت ماه گفت‌‏: از بهمن ماه سال گذشته مواد خام توليد تمام شده و تا به امروز كارگران هر روز به اميد از سر گرفتن كار و دريافت مطالبات خود به كارخانه مراجعه و در برابر درب ورودي منتظر ورود كاميونهاي حامل مواد خام مي‌‏شوند .

وي افزود: در روز 9 ارديبهشت ماه نيز كارگران پس از انتظار بي نتيجه قصد داشتند با حضور در حاشيه جاده مسوولان را از وضعيت خود آگاه كنند كه با تذكر نيروي انتظامي پراكنده و به كارخانه بازگشتند.

اين كارگر نساجي رحيم‌‏زاده با بيان اينكه پيشتر نيز كارگران در حاشيه جاده اصفهان- تهران تجمع كرده و با تذكر نيروي انتظامي پراكنده مي شوند، گفت‌‏: معلوم نيست كه چرا اين‌‏بار ناگهان ميان كارگران و عوامل نيروي انتظامي تنش به وجود آمد .

وي با بيان اينكه در نتيجه اين تنش گروهي از كارگران بازداشت و با وساطت برخي مسوولان استان آزاد شدند، گفت‌‏: اگر فعاليت در نساجي رحيم‌‏زاده ادامه داشت و مطالبات كارگران پرداخت مي‌‏شد هيچ‌‏وقت پاي كارگران به دستگاههاي قضايي و انتظامي باز نمي‌‏شد .

اين است سهم ما از پول نفتی كه احمدی نژاد وعده داده بود!

انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران

امسال نيز به مانند سال هاي قبل ، روز يازده ارديبهشت را زنان و مردان كارگر در سراسر كشور به صحنه اعتراضات حقه خويش عليه نظام آخوندها تبديل نمودند. با اين تفاوت كه امسال به دليل انقباض دستگاه حكومتي و روي كار آمدن دار و دسته انصار حزب الله، اختناق و سركوب شدت بيشتري يافته و اين در شرايطي است كه نسبت به سال قبل، تجمعات و اعتراضات هم بيشتر و قوي تر شده است . چرا كه كارگران محروم و مقاوم ايران زمين از زمان روي كار آمدن اين دولت، شاهد بودند كه نه تنها احمدي نژاد پول نفت را به سر سفره هايشان نياورد ، بلكه عدم پرداخت حقوق ماهانه آنان و همچنين اخراج كارگران از كارخانه ها و دستگيري و شكنجه و توهين، شدت بيشتري يافت و زحمتكشان و ساير اقشار كم در آمد به اين حقيقت پي بردند كه هيچ راه برون رفتي براي آنان در نظام ظلم و استبداد و تبعيض و نابرابري وجود نخواهد داشت. پس تنها راه، مقاومت است و افشاگري و اعتراض در برابر مستبدان زمانه!

نظام واپسگرا به خيال خود ميخواست روز جهاني كارگر را مصادره نموده و تجمع كارگران، در مقابل سفارت آمريكا را كاناليزه كند و شعار ” انرژي هستي حق مسلم ماست”! را از بلندگوهايش پخش نمايد! حال آنكه كارگران و زحمتكشان كه به اين ترفند نظام پي برده بودند در 5-4 نقطه تهران تجمعات اعتراضي را شكل دادند و شعارهاي اعتراضي خود را فرياد زدند .

كارگران در مناطقي مانند سازمان تامين اجتماعي و وزارت كار تجمع كردند كه در اين تجمع، زنان كارگر نقش بسزايي داشتند. زنان و مردان كارگر و جوانان دانشجو ، آزادي كارگران و زندانيان سياسي ، حقوق مساوي با مردان و همچنين نفي نابرابري هاي شغلي را فرياد ميزدند . در خيابان رسالت – خيابانِ هنگام، مقابل اداره مركزي شركت واحد نيز از ساعت 11.5 جمعيتي بالغ به 1000 نفر شركت كرده بودند . جمعيت تجمع كننده، حقوق حقه خويش و اعتراض به تبعيض و نابرابري و عدم پرداخت دستمزد و .... را فرياد زدند و همچنين آزادي اسانلو و ساير زندانيان سياسي و كارگري را خواستار شدند.

در اين تجمع ، تعداد زيادي لباس شخصي و سپس گارد ضد شورش وارد شد و كارگران و زنان و جوانان حامي آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند . قريب به 45 نفر در مقابل اداره مركزي شركت واحد دستگير شدند . آقاي ميرزايي نيز جز و دستگير شدگان بود كه تا شب با تلاشهاي زياد دوستان آزاد شد. در ميدان آزادي نيز تجمعات اعتراضي شكل گرفت . كارگزاران نظام در مقابل سفارت آمريكا در خيابان طالقاني ميخواستند از تجمعي كه شكل گرفته بود بهره سياسي خود را ببرند و اينطور وانمود كنند كه كارگران ايراني در روز جهاني كارگر هيچ خواسته اي ندارند الا دست يابي به سلاح اتمي!!!

اما كارگران مقاوم در اين محل هم ميز نظام را واژگون نموده و اين تجمع را بر سر خود نظام خراب كردند . فريادهاي اعتراضي كارگران در نقطه اي به درگيري فيزيكي با مزدوران انتظامي انجاميد. طوري كه وقتي محجوب نماينده غير منتخب كارگران و دست نشانده نظام ، براي صحبت ميخواست پشت تريبون برود، كارگران او را هو كرده و پايين كشيدند و نگذاشتند كه بلندگوي كارگزاران رژيم باشد و به عبارتي زبان ياوه گويي كارگزاران را قطع كردند! در همين بين نيروهاي انتظامي به كارگران مقاوم و معترض حمله ور شده و كارگران خشمگين ، گوشمالي و درس خوبي به نيروهاي سركوبگر دادند!

كارگران در مقابل سفارت سفره هاي خالي با كمي نان ، پهن كرده بودند و ميگفتند اين است سهم ما از پول نفتي كه احمدي نژاد وعده داده بود! سفره ها خالي است ما گرسنه ايم و بعضي از كارگران از شدت خشم و فشار ناشي از وضعيت كنوني با گريه سينه ميزدند كه صحنه اي بسيار تكان دهنده و تاثر آور بود، طوري كه هر انسان آزاده اي را به خشم واميداشت. آنان شعار ميدادند: عزا، عزاست امروز ، روز عزاست امروز، كارگران محروم صاحب عزان امروز......

كارگران از شهرهاي ديگر مثل اروميه ، مشهد ، قزوين ، يزد ، اصفهان و تبريز و .... نيز براي همبستگي با اعتراضات كارگران در تهران و اعتراض به حكومت ضد كارگري كنوني به تهران آمده بودند. بطور مثال ، كارگران 40 كارخانه از كارخانجات بحراني رشت در اعتراض به وضعيت قوانين كار و وضعيت معيشتي و حقوق معوقه خود به تهران آمده اند. 200نفر از كارگران ايران برك با بي اعتنايي به برنامه اعلام شده در مقابل سفارت آمريكا، در مقابل دفتر اين شركت در تهران تجمع كرده اند و خواستار حقوق معوقه خود شدند.

آري زنان و مردان كارگر و همچنين جوانان دانشجو در اين روز به نظام حاكم اخطار و التيماتومي جدي دادند و با شعارها و تظاهرات خود به كارگزاران نظام و همچنين مجامع بين المللي اعلام كردند كه نظام كنوني نه ميتواند و نه ميخواهد كه منافع اقشار محروم جامعه را تامين كند و فقط با سركوب و خفقان ميخواهد جامعه را به سكوت وادارد.

منافع مردم ايران در داشتن سلاح اتمي و هسته اي نيست ، مردم محروم ايران نيازمند آب و نان و مسكن و حقوق اجتماعي خود هستند. آقازاده ها و حكام وقت به مانند زالو خون محرومان را مي مكند و هر روز مردم فقيرتر و آنان سرمايه دارتر ميشوند ! پس بايد كاري كرد كارستان و اين راه تا به انتها و تا رسيدن به پیروزی ادامه خواهد يافت.


بخشی از گزارشهای رسیده از تظاهرات ضدحکومتی کارگران در روز اول ماه مه در تهران


1. شيرين – ب : تجمع در مقابل سازمان تامين اجتماعي و وزارت كار از 8.5 صبح شكل گرفت و تا ساعت 1.5 بعداز ظهر به 400-500 نفر ميرسيد ، نكته قابل توجه حضور دختران و زنان بود كه بسيار فعال بودند . البته بسياري از نفرات از ساعت 10.5 صبح به مقابل اداره مركزي شركت واحد در خيابان رسالت ، خيابان هنگام رفتند . تجمع كنندگان شعارمي دادند دستگيرشدگان آزاد بايد آزاد گردند. زنان شعار ميدادند حقوق مساوي با كار مساوي اين حق ماست و نوشته هايي هم با اين مضمون در دست داشتند.

عوامل حكومتي ونيروهاي سركوبگر درمقابل اين ساختمانها ايستاده اند و اجازه هيچگونه تجمعي را به جمعيت كارگران حاضر نمي دهند . رژيم براي سوء استفاده از حضور كارگران محل را محاصره كرده و با آوردن اتوبوس قصد بردن جمعيت به مقابل سفارت آمريكا را دارد ولي كارگران و زنان حاضر در محل تن به اينكار ندادند و شعار ميدادند :

حكومت عدل علي !!! اين همه بي عدالتي !
زنداني سياسي آزاد بايد گردد
اسانلو قهرمان آزاد بايد گردد
نان ، رفاه ، آزادي حق مسلم ماست

2. زهره – آ: من الان به مقابل اداره مركزي شركت واحد رسيدم، ساعت 11.5 است، الان اينجا 1000نفر تجمع كرده ند و شعار ميدهند . نيروهاي لباس شخصي شروع به متفرق كردن جمعيت كرده اند. تجمع كنندگان به شعار ها و تظاهرت خود ادامه مي دهند. نيروهاي لباس شخصي به جمعيت حمله كرده و 2 نفر از شعار دهندگان را دستگير كرده اند. تجمع كنندگان شعارمي دادند دستگيرشدگان آزاد بايد آزاد گردند. دانشجويان خيلي فعال بودند ، كه تعدادي از آنان دستگير شدند و ميني بوس آنها را بردند. با هلي كوپتر در بالاي خيابانهاي رسالت آزادي پرواز مي كنند و گشت مي دهند.

3. حميد – ب : بعد از تجمع در مقابل تامين اجتماعي به مقابل سفارت رفتيم تا ببينيم چه خبره ، واقعا آبرويي براي رژيم نموند و كارگران بر عكس خواسته رژيم و شعارهايي كه اونها از پشت بلندگو پخش ميكردند شعارهاي خودشون را ميدادند و حسابي حال مزدوران انتظامي را هم جا آورند، وقتي كه به محجوب مزدوري كه خودش رو سخنگوي كارگران معرفي ميكرد هجمه كردند و او را هو كردند ، گارد به آنها حمله كرد ولي كارگران به نيروي انتظامي حمله ور شده و حسابي آنها را گوشمالي دادند طوري كه از ترسشون از منطقه خارج شدند. در بين كارگران پوشينه باف بسيار فعال بودند و شعارهاي ضد حكومتي ميدادند، بطور مثال :

وزير بي كفايت استعفا- استعفا
عزا عزاست امروز ، روز عزاست امروز ، كارگران محروم صاحب عزان امروز و...

كارگران پوشينه باف مدت هاست حقوق نگرفته اند. در حاليكه چند تكه نان را روي سفره خالي چسبانده بودند شعار مي دادند اين وضعيت سفره هاي ماست. نيروي انتظامي 200 تا 300 نفر از كارگران را محاصره كرد و با ضرب و شتم مانع شعار دادن آنها شد.

ماموران وزارت اطلاعات و لباس شخصي ها خيلي زياد بودند و عوامل آنها با خبرنگاران خارجي مصاحبه ميكردند و از هسته اي حمايت كردند در حاليكه اينها هيچ ربطي به كارگران نداشتند.

حكومت عدل علي اين همه بي عدالتي
دانشجو كارگر اتحاد اتحاد
فلسطين را رها كن فكري به حال ما كن
اسانلوي آزاده ، آزاد بايد گردد
زنداني سياسي آزادبايد گردد
آزادي ، استقلال ، حق مسلم ماست
نان ، رفاه ، آزادي ، حق مسلم ماست

نيروهاي انتظامي كارگران را مورد ضرب و شتم قرار دادند و اعلام مي كردند كه زمان تجمع تمام شده است و متفرق شويد. كارگران توجهي به حرف آنها نداشتند و شعارهاي خود را تكرار مي كردند.

دانشجويان به كارگران ملحق شدند و از ميدان فلسطين به سمت چهار راه طالقاني تظاهرات كردند كه با سركوب نيروهاي ضد شورش مواجه شدند و با ميني بوس تعدادي را دستگير كردند.

4. داوود – ش: تعدادي از كارگران كارخانه هاي يزد براي برنامه روز كارگر به تهران آمدند و در خيابان طالقاني شروع به تظاهرات كردند ، آنها پلاكاردهاي در دست دارند كه روي آن نوشته شده :

كارگران اخراجي بايد به سر كار خود برگردند.
ما كارگران كارخانه نساجي يزد 7ماه است حقوق نگرفته ايم.
مرگ بر وزير بي لياقت

5. علي – ش : طبق اعلام نفرات برگزار كننده تجمع در مقابل سفارت ، قرار بود تجمع ساعت 11 تمام شود ولي كارگران به تجمع خود ادامه دادند و شعارهاي ضد حكومتي سر ميدادند. احساسم اين بود كه اين شروع يك حركت بزرگ در ايران است و ادامه خواهد داشت. در همين رابطه 3 تا 4 هزار نيروي پليس را در امتداد خيابان طالقاني به كار گرفته بودند و كارگران را محاصره كردند تا مانع پيوستن مردم به حركت اعتراضي كارگري شوند.در اين تجمع تضادهاي باندهاي كارگري رژيم، بيش از هر چيز بارز شده بود.

محجوب اعلام كرد وزير كار را به مجلس احضار خواهد كرد. متقابلا وزير كار رژيم عده اي از عواملشان را در اين روز به محل قبر خميني بردند. ضمنا درگيري در خيابان طالقاني بين كارگران و نيرو انتظامي به وجود آمد. نيروي انتظامي جلوي شعارهاي ضد رژيم كه كارگران مي دادند را مي گرفتند.

6. زلال – پ : تجمع مقابل اداره مركزي شركت واحد در حال افزايش است, تعداد آنها الان به 500 نفر ميرسه. فعالان سنديكاي شركت واحد در صحنه حضور فعال دارند. دانشجويان فعالان سياسي و ساير مردم به كارگران شركت واحد پيوسته اند. نيروهاي لباس شخصي بسيار زيادي در منطقه است . دانشجويان به سنديكا ملحق شدند. نيروي انتظامي و گارد ضد شورش با45 دستگاه ميني بوس, خودرو وموتور ضد شورش به جمعيت حمله كردند. 15 نفر از رانندگان و 15 نفر از دانشجويان را دستگير و با خود بردند. موبايل هاي افراد و دوربين هاي آنها را گرفته و با خود بردند.و تجمع ادامه دارد: شعار اصلي كارگران اين است:

دانشجو كارگر اتحاد اتحاد
سنديكاي كارگري حق مسلم ماست
تشكل كارگري حق مسلم ماست
كارگران زنداني آزاد بايد گردند
اسانلو قهرمان آزاد بايد گردد
استقلال استقلال حق مسلم ماست
سنديكاي مستقل حق مسلم ماست

7. زهره – ت : درخيابان طالقاني هنگامي كه كارگران مي خواستند شعارهاي خود را بدهند و پلاكارهاي مربوط به خودشان را بالا ببرند بين آنها و نيروي انتظامي درگيري پيش آمده و پلاكارهاي كارگران توسط نيروي انتظامي پاره شده و كارگران معترض مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. (از اين صحنه عكس و فيلم تهيه شده است)

کاریکاتور: اگر تحریم شدیم به اندازه کافی کیک زرد داریم از گشنگی نمیریم!

نيک‌آهنگ کوثر

 

 

http://web.peykeiran.com/new/default.aspx

 

زمينه سازي براي کاهش بيشتر حقوق کارگران بر اساس طرح اصولگرايان

 

 

 

 

روزنت "روز" ،مرتضي صادقي  : کميته اقتصادي فراکسيون اصولگرايان تصميم به ارائه طرحي براي کاهش حقوق کارگران گرفته است. در جلسه اخير اين کميسيون، با بررسي تبعات تصميم دولت احمدي نژاد در ابتداي سال جاري براي افزايش حداقل حقوق کارگران و تصويب آن در شوراي عالي کار که به بروز مشکلات مالي جدي براي واحدهاي صنعتي و کارفرمايان و در نتيجه اخراج شمار زيادي از کارگران در بخش هاي مختلف شده است، تصميم گرفته شد که براي جلوگيري از ادامه اين بحران ها در حوزه کارگري حداقل حقوق کارگران تا آستانه تحمل کارفرمايان بخش صنعت کاهش يابد.

طبق بررسي هاي کميته اقتصادي فراکسيون اصولگرايان، با تصميم ناگهاني شوراي عالي کار که به افزايش حداقل حقوق کارگران موقت منجر شده بود، در بعضي از بخش ها به يکباره تا 50 هزار تومان حقوق کارگران افزايش يافته است. به گفته اين کميته، تصويب اين موضوع در ابتداي سال و در حالي که بسياري از کارفرمايان قراردادهاي خود را بسته و برنامه ريزي هاي خود براي سال جديد را در پايان سال 84 انجام داده بودند، باعث وارد شدن شوک به بخش صنعت و در نتيجه تصميم به تعديل نيروها و کاهش خدمات رفاهي و پرسنلي شده. به نحوي که بسياري از کارخانجات حتي به اخراج بخشي از نيروها بسنده نکرده و براي بقيه نيروها نيز امکاناتي از قبيل اضافه کاري، نهار، هزينه اياب و ذهاب و هزينه هاي مشابه را متوقف کرده اند.

پيشنهاد دولت و وزات صنايع اين است که به عوض اين فشار وارد شده بر کارفرمايان به سبب افزايش ناگهاني حقوق کارگران، دولت مابه التفاوت هزينه هاي بيمه تامين اجتماعي را به عهده بگيرد تا دست کم از اين لحاظ فشاري به کارفرما وارد نشود. اما اين پيشنهاد مورد قبول نمايندگان کارفرمايان واقع نشده و آنها معتقدند تصميم دولت از اساس غير کارشناسي و خلاف قانون کار بوده است.

 

 

جمهوری اسلامی به بسوی طالبانيسم ميرود  :  اجراى حكم شلاق ۵۴ شركت كننده در پارتى شبانه

 

 

 

     

 

 

ايران : حكم شلاق ۵۴ زن و مرد شركت كننده در پارتى شبانه، در محوطه دادگسترى شهرستان بابل به اجرا درآمد. اين متهمان در حالى كه داخل يك باغ مركبات در حومه شهر بابل در وضعيت نامناسبى مشغول پايكوبى بودند، از سوى مأموران مبارزه با مفاسد اجتماعى اين شهرستان دستگير شده بودند.

 

 

 

این مقاله رامیتوانید به یک دوست بفرستید

Friend's email: