۲۰۰۵

پنجشنبه 05 می 2006

 
     

 

رئيس کميته دماي: فدراسيون روسيه مي تواند با اعمال تحريم ها بر عليه ايران موافقت نمايد

 

 

http://www.russiannews.ru/pers2/iran_news.php?act=news_by_id&news_id=19544

رئيس کميته دوماي دولتي فدراسيون روسيه در مسائل بين المللي کانستانتين کاسوچف طي سخنراني در کنفرانس مطبوعاتي در مسکو به روزنامه نگاران اعلام کرد که ايران عمدا به سوي قطع روابط با آژانس بين المللي انرژي اتمي حرکت مي کند. بنابر گفته وي ايران قصد دارد به برنامه هسته اي مسالمت آميز خود ادامه داده و در آينده مي تواند برنامه هسته اي نظامي را آغاز کند.


رئيس کميته دوماي دولتي فدراسيون روسيه تاکيد کرد که وضعيت در اطراف برنامه هسته اي ايران باعث نگراني کشورهاي جهاني و از جمله فدراسيون روسيه شده است. وي افزود که به اعتقاد کارشناسان بين المللي طي 5-10 سال آينده ايران قادر خواهد بود به سلاح هاي هسته اي دست يابد.


بنابر گفته نماينده دماي روسيه با توجه به موارد بالا و تحت شرايط ويژه فدراسيون روسيه مي تواند با اعمال تحريم ها بر عليه ايران موافقت نمايد.


در عين حال بنابر گفته کانستانتين کاسوچف اين کار در صورتي مي تواند به وقوع پيوندد که ايران يا همکاري هاي خود با آژانس بين المللي انرژي اتمي را به کلي متوقف کند و يا تعهدات خود را در چهارچوب قرارداد منع گسترش جنگ افزارهاي هسته اي را رعايت ننمايد. در غير اين صورت به اعتقاد وي در رابطه با ايران فقط روش هاي مسالمت آميز و ديپلماتيک بايستي استفاده شوند.

 

http://www.bbcpersian.com

11:39 گرينويچ - جمعه 05 مه 2006

وزير خارجه بريتانيا تغيير کرد

در پی کاهش شديد حمايت عمومی از حزب حاکم کارگر در انتخابات شوراهای محلی انگلستان، تونی بلر، نخست وزير بريتانيا تغييرات مهمی را در کابينه خود اعمال کرده است.

از مهمترين تغييرات، تعويض وزرای خارجه و کشور بريتانيا است. جک استرا، که سال ها سکان سياست خارجی اين کشور را در دست داشت، جای خود را به مارگارت بکت می دهد که پيش از اين وزير مشاور در زمينه محيط زيست، غذا و امور مناطق روستايی بوده است.

از جمله مهمترين مسائلی که وزير خارجه جديد بريتانيا با آنها روبروست می توان به آينده نقش بريتانيا در عراق، چگونگی برخورد با ايران در زمينه برنامه هسته ای اين کشور و بهبود رابطه با اروپا اشاره کرد. جک استرا وزير امور خارجه پيشين، در ترکيب جديد کابينه به عنوان رهبر حزب کارگر در مجلس عوام حضور خواهد داشت.

چارلز کلارک، وزير کشور بريتانيا نيز که در پی بحران بر سر ادامه حضور محکومان خارجی در بريتانيا بشدت تحت فشار قرار داشت، از کابينه کنار گذاشته شده و جان ريد، وزير سابق دفاع جای او را گرفته است.

در اقدامی ديگر، جان پرسکات، به رغم آنکه پست معاونت نخست وزير و مقام انتخابی اش به عنوان نايب رئيسی حزب کارگر را حفظ کرده، اما از مقام 'وزير عالی' که به مسائلی چون، مسکن و امور محلی و شهری می پردازد، کنار گذاشته شده است.

از ديگر تغييرات کابينه می توان به معرفی دس براون به عنوان وزير دفاع بريتانيا، الن جانسون برای مقام وزير آموزش و گئوف هوون به عنوان وزير امور اروپا اشاره کرد.

انتخابات شوراهای محلی روز پنجشنبه، 4 می، برگزار شد و نتايج اعلام شده از ناکامی نامزدهای حزب حاکم کارگر و موفقيت قابل توجه حزب محافظه کار حکايت دارد.

انتخابات شوراهای محلی در حالی برگزار شد که در هفته های اخير مشکلات شخصی و کاری برخی از اعضای کابينه به طور گسترده در رسانه های گروهی بريتانيا انعکاس يافته و دولت آقای بلر را تحت فشار شديد قرار داده بود.

گزارش هايی از ارتباط جان پرسکات، معاون نخست وزير و از اعضای ارشد کابينه، با يکی از کارمندان زن خود برای چندين روز عناوين اصلی روزنامه ها را به خود اختصاص داده و به طور گسترده در معرض افکار عمومی قرار داشت.

همزمان با اين رسوايی، گزارش خودداری وزارت کشور از اخراج مجرمان خارجی از اين کشور باعث شد تا چارلز کلارک، وزير کشور، در معرض انتقاد شديد از سوی احزاب مخالف قرار گيرد.

آقای بلر پس از انتخابات پارلمانی سال گذشته و پيروزی حزب کارگر برای سومين دوره پی در پی اعلام داشته بود که قبل از خاتمه دوره کنونی پارلمان در سال 2010 از سمت خود کناره گيری می کند اما تاريخ معينی را اعلام نداشته بود.

برخی ناظران انتخابات شوراهای محلی را نوعی همه پرسی در باره اعتماد عمومی نسبت به شخص آقای بلر تلقی کرده و گفته بودند که ناکامی حزب کارگر به معنی آن است که زمان آن فرا رسيده است که وی قدرت را به جانشين خود بسپارد.

انتقاد از وضعيت حقوق بشر در ايران

اتحاديه اروپا، با انتشار بيانيه ای، نسبت به وضعيت حقوق بشر در ايران، افزايش شمار اعدام ها و همچنين وضعيت عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و از فعالان مدافع حقوق بشر به شدت ابراز نگرانی کرده است.

در اين بيانيه که از سوی اتريش، رييس دوره ای اتحاديه اروپا صادر شده، با اشاره به اعدام همزمان ده محکوم در زندان اوين، نسبت به افزايش شمار اعدام ها در ايران ابراز نگرانی شده است.

اتحاديه اروپا تاکيد کرده که به طور اصولی با مجازات مرگ مخالف و خواستار برچيده شدن چنين مجازاتی در سراسر جهان است.

در بيانيه اتحاديه اروپا از مقامات جمهوری اسلامی خواسته شده مجازات اعدام را لغو کنند. در اين بيانيه همچنين خواسته شده که عبدالفتاح سلطانی در دادگاهی علنی و مستقل و به طور عادلانه محاکمه شود.

عفو بين الملل، در گزارشی که ماه پيش منتشر شد اعلام کرد که ايران يکی از چهار کشور جهان است که 94 درصد اعدام ها در آنها صورت می گيرد و تنها کشوری در دنيا است که در سال گذشته ميلادی، نوجوانان خاطی را اعدام کرد.

در بيانيه اتحاديه اروپا همچنين نسبت به وضعيت و اتهامات وارد شده به عبدالفتاح سلطانی، حقوقدانی که وکالت شماری از پرونده های جنجالی سياسی و مطبوعاتی را بر عهده داشته، ابراز نگرانی شده است.

آقای سلطانی که چند ماهی را در زندان سپری کرده، متهم شده که جزيياتی از پرونده هايی را که وکالت آنها را برعهده داشته در اختيار کشورهای خارجی قرار داده است.

عبدالفتاح سلطانی، به طور متناوب با بی بی سی و ديگر راديوهای خارجی گفت و گو می کرد.

اتحاديه اروپا در بيانيه خود، از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است که حقوق آقای سلطانی را رعايت کند و وی در دادگاهی علنی و مستقل که به قاون احترام می گذارد، به طور عادلانه محاکمه کنند.

اتحاديه اروپا همچنين از ايران خواسته است که انتخاب عبدالفتاح سلطانی به عنوان عضو هيئت مديره کانون وکلای دادگستری مرکز را بپذيرد.

آقای سلطانی با وجود آنکه به عضويت در هيئت مديره کانون وکلای دادگستری مرکز برگزيده شد، اما به دليل رد صلاحيت امکان حضور در اين هيئت را نيافته است.

اتحاديه اروپا در بيانيه خود همچنين از ايران خواسته است که از مجازات افرادی که با سفارتخانه های خارجی در اين کشور در تماس هستند، خودداری کند.

'دولت ايران، مسئول سلامت جهانبگلو است'

در همين حال، سازمان ديده بان حقوق بشر، با انتشار بيانيه ای خواستار آزادی سريع رامين جهانبگلو، نويسنده و پژوهشگر ايرانی که در بازداشت به سر می برد، شد.

آقای جهانبگلو، اواخر هفته گذشته بازداشت شد و به گفته سازمان ديده بان حقوق بشر، حدود يک هفته را بدون اعلام هيچ جرمی در مکانی بدون امکان تماس با دنيای خارج سپری کرده است.

جو استورک، معاون بخش خاورميانه سازمان ديده بان حقوق بشر گفت:"دستگيری خودسرانه رامين جهانبگلو، نشان دهنده وضعيت خطرناک آزادی های دانشگاهی و آزادی بيان در ايران امروی است."

وی افزود:"دستگاه قضايی ايران به دليل گرفتن اعترافات اجباری، با استفاده از شکنجه و بدرفتاری با زندانيان بد نام است و ما دولت ايران را مسئول وضعيت و سلامت رامين جهانبگلو می دانيم."

مذاكره يا مجادله؟

۱۳۸۵.۰۲.۰۶
كيهان لندن
شاهين فاطمي



پاره‌اي از مفسران خارجي كه هنوز پس از گذشت سه دهه ماهيت واقعي نظام حاكم بر ايران را نشناخته‌اند از رفتار و گفتار متناقض سران نظام اظهار تعجب مي‌كنند. خواندن اين تفسيرهاي گوناگون براي خواننده ايراني كه بيشتر از همكاران غيرايراني خود با طبيعت نظام آخوندي آشنائي دارد بسيار جالب است. مثلا در هفته گذشته براي اكثر مفسران خارجي اين سئوال مطرح شده بود كه آيا سران جمهوري اسلامي كه اين چنين رجزخواني مي‌كنند واقعا خيال جنگ دارند و يا اين اظهارات و نمايشات همان پرده دود كذائي است كه در پشت آن مي‌توان در خفا به مذاكره محرمانه پرداخت و احتمالا آسانتر بشود در سر ميز مذاكره از حريف امتياز گرفت؟ هر دوي اين سئوالها معقول و منطقي به نظر مي‌رسد، اما متأسفانه در مورد رژيم تهران مصداق پيدا نمي‌كند.

در درجه اول بايد خاطرنشان كرد كه در شرايط فعلي برخلاف دوران خميني و تا حدي دوران رفسنجاني در ايران چندين مركز قدرت وجود دارد و هيچكدام براي ديگري احترام و ارزشي قائل نيستند. بارزترين دليل اين مدعا داستان هفته اخير يعني دستور آقاي رئيس جمهور در مورد آزاد شدن حضور زنان در سالنها و ميدانهاي ورزشي است. هنوز مركب فرمان رئيس جمهور بي‌باك خشك نشده بود كه ديديم چگونه حضرات آيات عظام، كه كاري جز حفاظت از ناموس اسلام ندارند بپا خاستند و فرياد اعتراض «واي به حال اسلام، واي به حال دين» سردادند. اينقدر موج اعتراض آيت‌الله‌هاي بزرگ و كوچك و طلاب غيور و هميشه در صحنه بالا گرفت كه طبق گزارش خبرگزاري فارس مشاور مذهبي حضرت رئيس جمهور، شخصي به نام «محمد ناصر سقاي بي‌ريا» صبح چهارشنبه در حاشيه ديدار از مدرسه علميه حضرت معصومه در قم اعلام كرد كه «در صورت نياز، احتمال تجديد نظر در دستور اخير رياست جمهوري وجود دارد.» آقاي مشاور حتي يك قدم فراتر رفت و اظهار داشت كه «اين مسأله به خوبي نشان داد كه نياز مبرمي در زمينه كمك و حضور حوزه‌هاي علميه در تصميم‌گيري‌هاي جاري كشور وجود دارد و «بايد بررسي شود كه آيا تصميم‌گيريهاي دولت داراي مشكلات شرعي هستند يا نه؟»

تصور بفرمائيد دستگاه حكومتي كه حتي در مورد حضور زنان در ورزشگاهها كه هيچگونه دليل و قانوني براي محدوديت آن وجود ندارد قادر به اتخاذ تصميم نيست چگونه مي‌خواهد يا مي‌تواند با مسائل واقعي ملي و بين‌المللي روبرو شود؟

آنچه مفسران خارجي به علت عدم آشنائي با سيستم آخوندي به غلط «تاكتيك» مذاكره و يا «آمادگي براي مجادله و مقابله» مي‌خوانند در حقيقت انعكاسي است از اغتشاش فكري و اجرائي در دستگاه حاكم بر ايران. اين نظام هرگز قدرت و توانائي تمركز كافي براي بررسي اوضاع و اتخاذ تصميمات ضروري و مفيد به حال مملكت را نداشته است. توسل بيمارگونه به مذهب و خصوصا خرافات مذهبي حربه هميشگي اين نظام بوده است. عدم توانائي در اتخاذ تصميمات لازم و ضروري در جهت حفظ منافع ملي ايران از نخستين روزهاي پس از انقلاب منحوس تا امروز در تمام موارد مهم وحساس مشاهده شده است. از گروگان‌گيري بدخيم سفارت آمريكا گرفته تا جنگ مرگبار با عراق، هميشه اين ناتواني و عدم امكان تصميم گيري صحيح و به موقع در اين نظام بزرگترين لطمات مالي و جاني را براي ملت ايران به بار آورده است. انزواي سياسي و اقتصادي ايران و حتي جنگ با عراق از نتايج گروگانگيري و عدم توانائي نظام در فيصله دادن آن بود. امروز هم يك بار ديگر نظام جمهوري اسلامي گرفتار همان سردرگمي و پريشان فكري شده است. سخنان ديروز آقاي خامنه‌اي در مورد حمله احتمالي آمريكا گوياي اين سردرگمي و اغتشاش فكري نظام است:

«
يك وقتي نظام جمهوري اسلامي و ملت ايران را به حمله نظامي،‌جنگ و اين چيزها تهديد مي‌كردند، حالا هم گاهي مي‌كنند. نه اينكه نمي‌كنند؛ اما خودشان مي‌دانند كه اين كار برايشان چقدر خسارت دارد. و من حالا مي‌گويم اين مسئولان آمريكايي براي اينكه كارهاي خودشان را پيش ببرند. هميشه اين طور است؛ نه با ما، با همه دنيا، زبان تهديدشان هميشه باز است و تهديد مي‌كنند. بعضي از دولتها و ملتها هم دچار ضعف هستند و در مقابل تهديد اينها خودشان را رها مي‌كنند و تسليم مي‌شوند؛ اينها هم تشويق می‌شوند به اينكه هميشه تهديد كنند. يك ملت بيدار، يك ملت داراي اعتماد به نفس و يك ملت عازم و مصمم به اين تهديدها اعتنايي نمي‌كند؛ مسئولانش هم همين طور. دولتي كه به مردم متكي است، نظامي كه به وسيله خود مردم حمايت و حفاظت مي‌شود، او از تهديد واهمه‌اي نمي‌كند. من الان اينجا مي‌گويم، آمريكاييها بدانند، اگر تعرضي به ايران اسلامي بكنند، ايران اسلامي به منافع ‌آنها در هر نقطه عالم كه امكان داشته باشد لطمه وارد خواهد كرد. ما آن آدمهايي نيستيم كه بنشينيم كسي ضربه بزند، جواب ضربه او را ندهيم. ما اهل صلحيم، اهل آرامشيم و به كسي تعرض نمي‌كنيم؛ دليلش هم واضح است. ببينيد ما به كدام كشور حمله كرديم؟ ما با كدام كشور جنگ را شروع كرديم؟ ما كدام كشور را تهديد كرديم؟ ما اهل اين چيزها نيستيم. ما اهل اين هستيم كه اگر كسي ضربه‌اي بزند ضربه‌ او را با دوچندان شدت، پاسخ بدهيم

ملاحظه بفرمائيد چقدر اغتشاش فكري و عدم شناخت واقعيات در اين كلام وجود دارد. ايشان مي‌فرمايند «ما اهل صلحيم، اهل آرامشيم و به كسي تعرض نمي‌كنيم». بايد از ايشان پرسيد آيا كشوري كه اهل صلح است ديپلماتهاي خارجي را اسير و سفارتخانه آنها را اشغال مي‌كند و هرگز هم از اين عمل خود اظهار ندامت نمي‌كند؟ آيا كشوري كه اهل صلح است در لبنان بيش از دويست سرباز آمريكائي و فرانسوي را با حملات انتحاري به قتل مي‌رساند؟ در عربستان سعودي بمب گذاري مي‌كند؟ مخارج سازمانهاي تروريستي حماس و حزب‌الله را مي‌پردازد؟ پايتخت كشور را با شعارهاي مرگ بر آمريكا ـ مرگ بر اسرائيل مي‌پوشاند؟ رئيس جمهور كشورش خواستار محو اسرائيل از نقشه عالم مي‌شود؟

با اينهمه نبايد زياده از حد نگران بود چون مقام معظم رهبري راه حل همه مسائل را يافته‌اند. در اخبار آمده است كه ديروز تعدادي از شعراي عرب زبان شركت كننده در سومين كنفرانس بين‌المللي قدس و حمايت از حقوق مردم فلسطين به همراه جمعي از شعراي بومي به دربار حضرت رهبر بار يافته‌اند و شعراي عرب اشعاري را كه در مورد مظلوميت مردم فلسطين و قدس سروده بودند در محضر ايشان قرائت كردند.

حضرت ايشان كه خود را در شعر عرب متخصص و صاحب نظر مي‌دانند به شعراي عرب ايراد گرفتند كه برخلاف سابق در سالهاي اخير به رغم جايگاه بالاي شعر در زبان عربي، اشعار فصيح در خصوص انتفاضه و مراحل بسيار مهم قضيه فلسطين سروده نشده است. جاي بسي مسرت است كه سرانجام رهبر معظم جمهوري اسلامي بر روي نكته اصلي و مسأله حياتي قضيه فلسطين انگشت نهادند و مسلما اكنون كه به كرامت ايشان بر همه كس روشن شده است كه اشكال قضيه فلسطين در اصل مربوط به كمبود شعر است ديگر مسائل هم بزودي حل خواهد شد.

تفاوت آلمان و آمريکا بر سر برخورد با ايران

۱۳۸۵.۰۲.۱۵
دويچه‌وله
عبدی كلانتری



با وجود جبهه‌ی متحد آمريكا و آلمان عليه برنامه‌ی هسته‌ای ايران، و با اينكه خانم آنگلا مِركل صدر اعظم آلمان ديروز پس از ديدارش با رئيس جمهور آمريكا در كاخ سفيد به خبرنگاران گفت: «ما در موافقت كامل با يكديگر هستيم و اعلام می‌كنيم تحت هيچ شرايطی ايران نبايد بتواند صاحب تسليحات اتمی شود» ، بازهم اختلافاتی برسر سرعت و شتاب در تنبيه ايران ميان دو كشور وجود دارد.

روز گذشته آنگلا مركل بر ديپلماسی صبورانه تأكيد گذاشت و گفت: «برای موفقيتِ ديپلماتيك بايد پله به پله جلو رفت. بيشتر اوقات، شتاب زياد و جلو انداختن نتيجه‌ی نهايی به جای گام بعدی باعث می‌شود كه نتيجه‌ی كار خنثا شود.» خانم مركل بر اين نكته انگشت گذاشت كه برای اقدام عليه ايران، آمريكا بايد آرام‌تر حركت كند و تا جای ممكن تعداد بيشتری از كشور‌ها را به متحد خود تبديل سازد.

محافظه‌كارانِ آمريكا كه از جناح افراطیِ درون كابينه‌ی بوش حمايت می‌كنند از حضور خانم مركل در آمريكا استفاده كرده و خاطرنشان كردند كه برخورد غرب با ايران نبايد نظير برخورد آمريكا در قبال قرارداد مونيخ پيش از جنگ جهانی دوم باشد. دو تحليلگر سياسی در روزنامه‌ی «باستون گلوب» (۳ مه) می‌نويسند، پس از اشغال چكسلواكی توسط هيتلر در سال ۱۹۳۸، چرچيل از آمريكا تقاضا كرد مداخله كند و جلوی ماشين جنگیِ نازی‌ها را بگيرد. شكست دادنِ آلمان در آن زمان می‌توانست صلحِ آينده را تضمين كند.

اما با قراداد مونيخ، ايالات متحده و قوای متحدين با آلمان از در سازشكاری برآمدند و در نتيجه هيتلر تمام اروپا را به آتش و خون كشيد. تحليلگران «باستون گلوب» نتيجه می‌گيرند: «ايالات متحده بايد از وقوع يك مونيخ ديگر پيشگيری كند. اگر شورای امنيت نتواند از پس تهديد ايران برآيد، آمريكا بايد خود يك ائتلاف بين المللی به وجود آورد و ايران را خلع سلاح كند... بايد استفاده‌ی بالقوه از نيروی قهر به طور جدی در دستور كار قرار گيرد

در برابر اين استدلال محافظه‌كاران، ليبرال‌های آمريكا مقايسه‌ی تاريخیِ ديگری را نمونه می‌آورند. مجله‌ی «آمريكن پراسپكت» (ماه مه) می‌نويسد، در طول جنگ سرد ميان آمريكا و شوروی، عده‌ای از جنگ‌طلبان آمريكايی اصرار داشتند هرچه زودتر خطر كمونيسم بايد مرتفع شود و بلوك شرق بايد «به عقب عودت داده شوند» (نظريه‌ی rollback) اما ليبرال‌ها استدلال می‌كردند استراتژی موازنه و حفظ حوزه‌های نفوذ و پرهيز از جنگِ گرم، باعث خواهد شد كه ديناميزم اقتصادی و اجتماعی جهان سرمايه‌داری، جماهير شوروی را از درون ضعيف كند و اقمار آن را از اطرافش بپراكند. در عمل همين سياست پيروز شد هرچند با چند دهه تأخير و حركت آرام.

سياست جنگ سرد در قبال صدام نيز مؤثر واقع شده بود تا اينكه جورج بوش ناگهان تصميم به مداخله‌ی نظامی گرفت و نتيجه، درسی شد كه به قول «آمريكن پراسپكت» آمريكا می‌بايد برای جلوگيری از تكبرِ بيشتر و عواقب فاجعه بار آن، آويزه گوش خود كند.

«
آمريكن پراسپكت» نتيجه می‌گيرد در قبال ايران نيز استراتژیِ طولانی مدتِ حفظ موازنه سرانجام به پيروزی غرب منجر خواهد شد. اين همان منطقی است كه خانم مركل طی سفر دوم اش به آمريكا با تأكيد بر «شتاب نكردن» و ديپلماسی صبورانه به جورج بوش خاطر نشان كرد.

عنان خواستار مذاکره مستقيم آمريکا با ايران شد

کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد، از ايالات متحده آمريکا خواسته است تا در خصوص مسايل هسته ای ايران با اين کشور وارد مذاکره مستقيم شود.

آقای عنان تاکيد کرده است که اين اقدام می تواند به راه حل قابل قبولی برای اين بحران منجر شود.

دبير کل سازمان ملل متحد اين اظهارات را روز پنجشنبه (4 مه) در گفتگويی با برنامه "خبر با جيم لرر" در يکی از شبکه های تلويزيونی آمريکايی عنوان کرد.

او افزود که به نظر وی "مناسب" خواهد بود اگر آمريکا در مذاکرات ايرانيها و اروپاييها بر سر مناقشه اتمی ايران حضور داشته باشند.

به گزارش خبرگزاری رويتر هنگامی که از آقای عنان پرسيده شد که آيا اکنون زمان آن رسيده که آمريکا در مذاکرات مستقيم (با ايران) شرکت کند، گفت: " اگر همه -- يعنی تمامی آنهايی که ذينفع هستند و همچنين بازيگران اصلی در پای ميز مذاکره باشند، فکر می کنم می توان به نوعی جمع بندی رسيد که نگرانی همه (طرفهای درگير) را برطرف کند."

تاکيد احمدی نژاد بر ادامه توليد سوخت هسته ای

در همين حال محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، گفته است که کشورش "علاقه‌مند است تا بر اساس مقررات بين‌المللی و تحت نظارت آژانس بين االمللی انرژی اتمی مسير خود را تا توليد صنعتی سوخت هسته‌ای برای نيروگاههای خود ادامه دهد."

آقای احمدی نژاد اين اظهارات را در سخنانی در افتتاحيه نهمين اجلاس سران كشورهای عضو سازمان همكاری اقتصادی (اكو) در باكو، پايتخت جمهوری آذربايجان ايراد کرد.

رئيس جمهور ايران ضمن انتقاد از عملکرد سازمانهای بين المللی گفت که اين سازمان‌ها "تحت نفوذ قدرتهای بزرگ كارايی خود را تا حدود زيادی از دست داده اند. در اين سازمانها از حقوق كشورهای عضو حمايت نمی شود و در مواردی به صراحت می‌خواهند تا ملت‌ها از حقوق مسلم خود دست بردارند."

واکنش ظريف به پيش نويس قطعنامه سازمان مل متحد

همزمان مقامات ايرانی کشورهای غربی را متهم کرده است که با پيشنهاد يک قطعنامه بحرانی ساختگی پديد آورده اند.

اين نخستين واکنش مقامات ايرانی به طرح پيش نويس يک قطعنامه الزام آور در شورای امنيت سازمان ملل است که توسط کشورهای غربی مطرح شده و در آن آنها خواستار تعليق برنامه های غنی سازی اورانيوم در ايران شده اند.

محمد جواد ظريف، سفير ايران در سازمان ملل، در نيويورک به خبرنگاران گفته است که اين قطعنامه نشان می دهد که کشورهای غربی سعی در ايجاد فضايی تنش آلود دارند، درحالی که به گفته وی امکان پرهيز از چنين فضايی از طريق گفتگوهای جدی و منطقی وجود دارد.

آقای ظريف در واکنش به اين پيش نويس گفت: "به اعتقاد من پيش نويسی که ارائه شده آشکارا نشانگر نيت فعلی تهيه کنندگان آن داير بر دوری گزيدن از امکان يافتن راه حلی مورد قبول دو طرف و پا گذاشتن به عرصه رويارويی است که به هيچ کس کمک نمی کند و مطمئنا به آرمان عدم اشاعه (ان پی تی) هم ياری نمی رساند."

سفير ايران بار ديگر بر موضع دولتش تاکيد کرد که ايران دست از غنی سازی اورانيوم برنخواهد داشت زيرا آن را برای توليد برق می خواهد نه ساختن بمب.

فرانسه و بريتانيا، که اعضای دائمی شورای امنيت هستند، روز چهارشنبه (3 مه) پيش نويس قطعنامه تازه ای را طرح کردند که می تواند هموارکننده راه اعمال تحريم ها يا اقدام عليه ايران در صورت خودداری اين کشور از تعليق برنامه غنی سازی اورانيوم باشد.

در پيش نويس اين سند، که مورد حمايت آلمان و آمريکاست، از ايران خواسته شده غنی سازی اورانيوم را معلق سازد يا با عواقبی که جزئيات آن هنوز علنی نشده است روبرو شود. با اين حال روسيه و چين گفته اند که نسبت به اين پيش نويس محذوراتی دارند.

 

ايران، بريتانيا و فرانسه را به بحران سازی متهم کرد

ايران در نخستين واکنش به طرح پيش نويس يک قطعنامه الزام آور در شورای امنيت سازمان ملل توسط کشورهای غربی که خواستار تعليق برنامه های غنی سازی اورانيوم در ايران می شود، آنها را متهم کرده است يک بحران ساختگی پديد آورده اند.

محمد جواد ظريف، سفير ايران در سازمان ملل، در نيويورک به خبرنگاران گفت که اين قطعنامه نشان می دهد که کشورهای غربی سعی در ايجاد فضايی تنش آلود دارند، درحالی که به گفته وی امکان پرهيز از چنين فضايی از طريق گفتگوهای جدی و منطقی وجود دارد.

فرانسه و بريتانيا، که اعضای دائمی شورای امنيت هستند، روز چهارشنبه پيش نويس قطعنامه تازه ای را طرح کردند که می تواند هموارکننده راه اعمال تحريم ها يا اقدام عليه ايران در صورت خودداری اين کشور از تعليق برنامه غنی سازی اورانيوم باشد.

در پيش نويس اين سند، که مورد حمايت آلمان و آمريکاست، از ايران خواسته شده غنی سازی اورانيوم را معلق سازد يا با عواقبی که جزئيات آن هنوز علنی نشده است روبرو شود. با اين حال روسيه و چين گفته اند که نسبت به اين پيش نويس محذوراتی دارند.

آقای ظريف در واکنش به اين پيش نويس گفت: "به اعتقاد من پيش نويسی که ارائه شده آشکارا نشانگر نيت فعلی تهيه کنندگان آن داير بر دوری گزيدن از امکان يافتن راه حلی مورد قبول دو طرف و پا گذاشتن به عرصه رويارويی است که به هيچ کس کمک نمی کند و مطمئنا به آرمان عدم اشاعه (ان پی تی) هم ياری نمی رساند."

سفير ايران بار ديگر بر موضع دولتش تاکيد کرد که ايران دست از غنی سازی اورانيوم برنخواهد داشت زيرا آن را برای توليد برق می خواهد نه ساختن بمب.

ارائه پيش نويس قطعنامه تازه، دومين قدم جدی شورای امنيت جهت رسيدگی به پرونده اتمی ايران است.

اين شورا در پايان ماه مارس طی بيانيه ای 30 روز به ايران مهلت داده بود کليه برنامه های غنی سازی و بازپردازی را معلق سازد که با بی توجهی ايران روبرو شد و آژانس بين المللی انرژی اتمی جمعه گذشته رسما طی گزارشی بی اعتنايی تهران به آن درخواست ها را اعلام کرد.

لورا تروليان، خبرنگار بی بی سی در سازمان ملل متحد، می گويد که پيش نويس قطعنامه تازه برخی ديپلمات ها را به خاطر به کار گرفتن زبانی به ويژه سرسختانه شگفت زده کرده است.

متن پيش نويس ايران را ترغيب می کند "تمامی فعاليت های مربوط به غنی سازی و بازپردازی، از جمله تحقيقات و توسعه را معلق کند" و "همچنين احداث يک راکتور آب سنگين را به تعليق درآورد."

متن سند تهديد می کند "در صورت لزوم، تدابير ديگری" را مد نظر قرار خواهد داد تا بتواند نسبت به پايبندی ايران به آن اطمينان حاصل کند؛ که اشاره ای است به تحريم های احتمالی.

اين قطعنامه همچنين از تمامی ملل جهان می خواهد به جلوگيری از انتقال مواد و فناوری هايی "که می تواند به فعاليت های غنی سازی و بازپردازی و همچنين برنامه موشکی ايران کمک کند ياری رسانند."

ادامه مذاکرات اعضای دائم

به گزارش خبرنگار ما در نيويورک همزمان مذاکرات پنج عضو دائمی شورای امنيت - که از حق وتوی قطعنامه ها برخوردارند - ادامه يافت.

روسيه و چين محذوراتی درباره اين پيش نويس تازه دارند زيرا بر فصل هفتم منشور سازمان ملل استوار است که در نهايت می تواند به تحريم و حتی اقدام نظامی عليه ايران در صورت عدم همکاری آن کشور منجر شود.

جان بولتون، سفير آمريکا در سازمان ملل، اشاره کرد که اعضای شورا ممکن است در روزهای شنبه و يکشنبه برای رفع اختلافات ميان خود در مورد پيش نويس تازه ملاقات کنند به اين اميد که امکان تصويب آن پيش از نشست روز دوشنبه آينده وزرای خارجه پنج کشور عضو شورا برای بحث درباره ايران در نيويورک به وجود آيد.

برخی از اعضای غيردائمی شورای امنيت احساس می کنند که برای رای دادن به اين قطعنامه تحت فشار قرار گرفته اند.

گفتگوهای ديپلمات ها در اين زمينه ادامه دارد.

اطلاعیه کميته بين المللی نجات آثار باستانی دشت پاسارگاد

 

http://www.savepasargad.com

قابل توجه گردانندگان سايت ها و وب لاگ ها

در چند ماه اخير، سايت ها و وب لاگ های زيادی در داخل و خارج از ايران به سايت کميته بين المللی پاسارگاد لينک داده و بسياری شان اخبار و اعلاميه های اين کميته را مرتب به اطلاع خوانندگان خود رسانيده اند. اکنون تعداد اين سايت ها و وب لاگ ها به بيش از سيصد رسيده است. ضمن سپاس بی پايان از اين عاشقان گنجينه های ملی و بشری ايرانزمين، و با توجه به فيلتر کردن سايت پاسارگاد، چون ممکن است امکان ديدن سايت کميته برای برخی وجود نداشته باشد و در چنين شرايطی مراجعه به سايت ها و بلاگ های حامی کميته می تواند نقش جانشين را بازی کند، تقاضا می کنيم کسانی که مايلند نام سايت ها و وب لاگ هاشان در ليست حامیان کميته نجات بيايد، لطفا خودشان به ما اطلاع دهند.

در عين حال ما می توانيم آدرس ای ـ ميل آنها را در ليست آدرس های خود گذاشته و اعلاميه ها و خبرهای خود را به طور مرتب برای آن ها بفرستيم.

با مهر و احترام
کميته بين المللی نجات پاسارگاد
پنجم می دوهزار و شش

انعکاس جهانی مصاحبۀ رضا پهلوی

۱۳۸۴.۱۲.۰۹
تفسير سياسي
كيهان لندن



مصاحبۀ مطبوعاتی رضا پهلوی در کلوب مطبوعات واشنگتن با انعکاس بیسابقه‌ای در مطبوعات آمریکا و اروپا روبرو شد. نشریه لس‌آنجلس تایمز در این باره نوشت: رضا پهلوی شدیداً با هر نوع حمله نظامی علیه کشورش مخالفت ورزید. از سوی دیگر، نشریه معتبر تایمز مالی (Financial Times) بر جنبه دیگر پیام وی تأکید ورزید و نوشت: شاهزاده رضا پهلوی مخالفان نظام جمهوری اسلامی را به تشریک مساعی و همگامی دعوت کرد. خبرگزاری فرانسه (Agence France Presse) بهتر از دیگر خبرگزاریها و روزنامه‌ها به اصل پیام پرداخت و نوشت: رضا پهلوی از دنیای آزاد خواستار کمک به مبارزان درونمرزی شد. جنبه بسیار مهم دیگر پیام را خبرگزاری آلمان (Deutsche Presse Agentur) به دنیا مخابره کرد: رضا پهلوی هر نوع حمله به ایران حتی حملات موضعی را با هدف به‌تعویق انداختن برنامۀ هسته‌ای ایران زیانبخش توصیف کرد و گفت چنین اقداماتی به سود جمهوری اسلامی تمام خواهد شد چون رژیم از تمایلات ناسیونالیستی ملت ایران سوء استفاده خواهد کرد و سرانجام یونایتدپرس (United Press International) بهتر از همه روح کلام این مصاحبه را به سراسر جهان مخابره کرد:

«
نظام جمهوری اسلامی نیازمند این بحران هسته‌ای است تا بتواند توجه ملت ایران را از شکستهای پیاپی سیاسی و رکود و درماندگی اقتصادی منحرف کند

طی این مدت بیست و هفت سال کمتر اتفاق افتاده است که هیچ شخصیت ایرانی در خارج از کشور توانسته باشد تا این حد توجه افکار عمومی جهانیان را در مورد مسائل ایران جلب نماید. دو عامل اساسی را می‌توان به‌عنوان دلائل این رویداد مورد بحث قرار داد. در درجه نخست، اوضاع بحرانی ایران و منطقه اذهان را برای شنیدن پیامی تازه و مؤثر کاملاً آماده کرده است و دومین دلیل سرشناس بودن صاحب کلام است. سخنان قاطع و بلادرنگ شاهزاده رضا پهلوی در مردود شناختن جنگ و دیپلماسی بی‌حاصل به‌عنوان راه عبور از ورطۀ خطرناک فعلی به‌خوبی توانسته است آن خلاء رنج‌آور را که سالهاست موجب تأسف ایرانیان مخالف نظام است به‌مقیاس قابل ملاحظه‌ای پر کند. این خلأ زمانی احساس می‌شود که از سوئی کشورهای بیگانه در تعقیب منافع ملی خود با نظام تروریست‌پرور تهران مشغول مبارزه هستند و از سوی دیگر نظام جمهوری اسلامی بدون در نظرگرفتن منافع ملی ایرانیان اهداف ایدئولوژیک و سودپرستانه خود را تعقیب می‌کند. در این میان همه می‌پرسند پس چه کسی به فکر ایران است؟

این مصاحبۀ مطبوعاتی می‌تواند اولین گام در راه پر کردن این خلأ و سامان دادن به تلاشهای پراکندۀ مبارزان ایرانی در سراسر جهان باشد به این شرط که دیگران دست روی دست نگذارند و در کنار صحنه، نقش تماشاچی را به‌عهده نگیرند.

اپوزيسيون يا سازشكاری ! ((كداميك ؟))

اگر اين حكومت پنج سال ديگر ادامه حيات بيابد، همه چيز اين ملت فنا شده و نابود شده خواهد بود . آقايان و خانمهائي كه در آنسوي اقيانوسها لميده اند و بيانيه صادر ميكنند بايد بودند و مي ديدند كه اين ملت چه ميكشد. اگر بخواهيم جزئيات آنچه را كه بر اين ملك و ملت رفته است و ميرود را بنويسيم بايد هزاران برگ را بنويسيم، كه باز هم نانوشته بسيار خواهد ماند.

تهران الف- بيقرار

با درود به اپوزيسيون و تمامي مديران ، مجريان ، برنامه سازان و... رسانه ها

پيرو همه مكاتبات و مكالماتي كه نگارنده و دوستان و همرزمان ما با رسانه ها و شخصيتهاي محترم اپوزيسيون داشته اند و دارند، همواره بر اين واقعيت تاكيد داشته ايم و داريم كه شما عزيزان بعنوان هموطنانيكه در آنسوي اقيانوسها هستيد، اين امكان را داريد تا صداي واقعي اين ملت را بگوش جهانيان، مجامع سياسي ونهادهاي حقوق بشري و غيرو برسانيد . در جريان باشيد كه ملت ايران از قوم و قبيله آخوندها در هر كسوت و شخصيت و جايگاهي، يك زخم تاريخي خورده و بيست و هفت سال است كه درد ناشي از اين زخم عميق پيكر جامعه را آزار داده و هزار و يك عارضه را نيز بهمراه داشته است. طبيعي است تا زماني هم كه اين كاروان منادي ظلم وجور و مروج بيرحمي و فساد به حيات ننگين خود ادامه دهد، كماكان آلام اين زخم كهنه وچركين شده روح و جسم اين ملت را خواهد آزرد .

امروز دنيا متوجه اين حقيقت تلخ و تاريخي شده است كه موجوديت و ادامه حيات اين قبيله با هر پسوند و پيشوندي بدان معنا نيست كه فقط گريبانگير يك ملت بوده و ميخواهد آنرا به قهقرا و نابودي سوق دهد، بلكه ملايان عمامه دارو بدون عمامه، كت شلوار پوش و فكل كراواتي شان در اين سو و آنسوي دنيا، بر آن هستند تا بهر طريق ممكن و با هر طرفندي منجمله با توسل به حقه بازي چهارده قرنه اين فرهنگ يعني ((تقيه)) اين مصيبت بزرگ واين سيه روزي هزار و چهارصد ساله را بر جهان امروز تحميل و اگر بتوانند امپراطوري اسلام ناب محمدي از نوع شيعه اثني عشري را بر جهان مستولي گردانند . گرچه چنين اميد و آرزوئي عبث مينمايد، اما سيد علي خامنه اي و اكبر هاشمي رفسنجاني و ديگر آيت الله ها باتفاق دارودسته بنيادگرا و اصول گرا و اصلاح طلب و ملي –مذهبي و غيرو، با علم بر اين واقعيت تاريخي، هيچ وقت حاضر نميشوند تا به اين راحتي ها دست از اين فتنه گري بزرگ بردارند و به غير ممكن بودن چنين اميد و آرزوئي بيانديشند .

در مقابل عملكرد دكان داران دين، مبين اين واقعيت است كه حضرات مصمم هستند تا براي نيل به اهداف شوم خود جنگ ويرانگري را تحت عنوان جنگ مقدس و كارزاري هم سان با واقعه بزعم خودشان عاشورائي را بر ملت ايران تحميل نمايند تا شايد ...!

وقتي كه سيد علي خامنه اي اعلام ميكند كه اگر تحريم يا تهاجمي صورت بگيرد، منافع آمريكا در تمامي نقاط دنيا با دو برابر شدت عمل مورد تهاجم مسلمانان قرار ميگيرد، يا اينكه هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه 8/2/ 85 اعلام ميكند كه توقف فعاليتهاي هسته اي امري غير ممكن است ، و اگر آنها اشتباه كنند ، چنين وچنان خواهد شد ، مفهوم واقعي آن جنگ مقدس، و اهداف شوم خودشان را بيان مينمايند ، بدون اينكه كمترين توجهي به خواست ملت ايران و حال و روز آنها داشته باشند .

متاسفانه در چنين شرايطي كه سردمداران جمهوري اسلامي با گفتار و عمل ناصواب خود دارند ميروند تا همه چيز اين ملت را به نابودي كامل بكشانند ، شاهد آن هستيم كه اعوان و انصار رسمي و غير رسمي حضرات ، چه در داخل و چه در خارج ، بي توجه به آنچه كه ملايان و سرسپردگان آنها بر زبان مي آورند و انجام ميدهند ، مثل چاپخانه مشغول انتشار بيانيه و اطلاعيه و اعلاميه هستند ، مبني بر اينكه ملت ايران با جنگ مخالف است و تحريم هم موجب ميشود تا شرايط معيشتي مردم بدتر از آن بشود كه هست !

هيچ معلوم نيست كه ‌اقايان و خانمهائي كه چنين بيانيه ها واطلاعيه هائي را صادر و منتشر ميكنند ، كجايند و چه ميكنند و از كدام ملت ايران حرف ميزنند ؟ اگر منظورشان از ملت ايران خودشان هستند ، بهتر است كه د ربيانيه هاي خود بدان اشاره كنند و اگر در گفتارشان صادق هستند ، كه نيستند ، يا بايد دهانشان را ببندند و يا اينكه با صراحت بگويند، بسيار خوب ، ملت ايران هم ، هم با جنگ مخالف است هم با تحريم ، اما حضرات مخالف با جنگ و تحريم بفرمايند كه ملت ايران براي برون رفت از اين سيه روزي بزرگ بايد چه بكنند؟؟

بيست و هفت سال است كه اين حضرات بوده اند و رژيم جمهوري اسلامي هم بوده است . اين اقايان و خانمهاي شبهه چاپخانه براي رهائي ملت ايران از چنگال اين اختاپوس هزار پا و آدمخوار چه عمل مثبت و چه گام موثري را برداشته اند ، جز آنكه با عملكردهاي ضد و نقيص و در مواردي هم با هم آوائي شيطنت آميز آب به آسياب رژيم ريخته اند . همين نق زدنهاي شبه اپوزيسيون كه هنوز هم بدنبال آن هستند ، موجب گرديده تا رژيم اسلامي بتواند در پناه همين اپوزيسيون بازيهاي بي حاصل و بعضا نفاق آميز ، روز به روز ، و ساعت به ساعت بر دامنه سركوب مردم و مستولي گردانيدن فضاي رعب انگيز و ايجاد محيط خفقان آور مذهبي و محو هر انديشه اي بجز آنچه كه حضرات حجج اسلام و آيت الله ها و اعوان و انصارشان طلب ميكردند ، مبادرت ورزند و قدرت اهريمني خود را استحكام ببخشند .

مسلما بسياري از مردم عوام و اكثريت قريب به اتفاق جوانان اين سرزمين كه در ايام پيش از انقلاب نحس اسلامي دوران كودكي را ميگذراندند و آن گروه از جواناني كه بعد ازانقلاب اسلامي و استقرار اين رژيم بدنيا آمده اند ، گذشته بسياري از اين حضرات را نميدانند و عوام الناس هم ممكن است فراموش كرده باشند كه اين آقايان و خانمهائي كه امروز با عنوان دكتر و مهندس ، و از آن مهمتر با عنوان پرطمطراق روشنفكران مدام مشغول صدور بيانيه و اطلاعيه هستند ، اكثرا در زمان وقوع آن رويداد ويرانگر در جرگه روشنفكران جوان و عمدتا چپي و مذهبي بودند كه در آن زمان هم شب و روز مشغول ريختن بنزين بر روي هيزم انقلاب بودند. كثيري از اين حضرات مثل آقاي علي اصغر حاج سيد جوادي ، عبدالكريم لاهيجي و بسياري ديگر از امضا كنندگان مخالفت با جنگ و تحريم ، و حاميان ومشوقان گفتگو بين آمريكا با جمهوري اسلامي ، عمدتا در زمره افرادي بودند كه در همان زمان هم مانع از آن گرديدند تا صداي آن مرد بزرگ ، آن ستاره اي كه در بحبوحه حركت بسوي تاريكي درخشيدن گرفت يعني زنده ياد دكتر ((شاپور بختيار ))بگوش ملت عقب نگه داشته شده و غافل مانده از همه جا برسد .

جوانان امروزي، حتي با تاريخ واقعي بيست وهفت سال پيش هم بيگانه اند. چرا كه هم رژيم اسلامي تاريخ واقعي را پيش روي آنها قرار نميدهد ، و هم همين حضرات روشنفكرنماي ديروز و روشنفكران رو به كهنسالي امروز به آنها دروغ ميگويند. آقايان و خانمها ميگويند با جنگ مخالفيم ، با تحريم هم موافق نيستيم . براي هر كدام هم دليل مي آورند . اما نميگويند كه چرا مخالفيم و چه بايد بكنيم . نگارنده بعنوان يك ايراني ايستاده در خط مقدم و گرفتار در هزار و يك مشكل و بعنوان پدر 3 جوان ايراني كه در سنين 20 و 22 و 27 سالگي قرار دارند و هيچ آتيه اي هم براي آنها وميليونها جوان ديگر متصور نيست، اين پرسش را با حضرات بيانيه نويس در ميان مي گذارم و جواب آنرا طلب مينمايم .

آقايان و خانمها :

در مملكتي كه حكومت آن خود را مذهبي ميداند و چماق و شمشير و مسلسل و تفنگش براي هر اعتراض مسالمت آميزي بالاست . حكومتي كه صداي اعتراض دانشجويان را بر نميتابد و آنچنان بيرحمانه به قلع و قمع آنها ميپردازد. حكومتي كه تحمل ديدن و شنيدن اعتراض حق طلبانه رانندگان و كاركنان شركت واحد اتوبوسراني را ندارد و با آنها آن ميكند كه ديديم . حكومتي كه صداي حق طلبي معلمان را پذيرا نيست و بجاي گوش دادن بحرفها و اجابت خواست آنها ، كمر همت به سركوبي ومعدوم كردن آنها مي بندد و در زمانيكه دبيركل ملل متحد ((كوفي عنان )) در تهران و در خيابان پاستور مشغول لاسيدن با محمد خاتمي اصلاح طلب بود، دو نفر از معلمان اين سرزمين را در چند قدم آنطرف تر و در ميدان باغ شاه بنامهاي ((اختر قاسم زاده معين و محمد ابراهيم احمد نيا )) بقتل ميرساند و براي ديگران هم خط و نشان ميكشد
حكومتي كه در يك چشم برهم زدن دهها هزار زنداني در اسارت را قتل عام ميكند ((تابستان 67 )) .

حكومتي كه در همان روزهاي اول با بحران گروگانگيري ، ملتي را به انزواي سياسي و بين المللي ميكشد. حكومتي كه در يك جنگ بي حاصل هشت ساله ميليون ها جوان ما را عليل وذليل كرده و به كشتن داد. حكومتي كه وكيل مدافع خانواده قتلهاي زنجيره اي را براي احقاق حق مقتولين به زندان مي فرستد. حكومتي كه اجازه ميدهد تا ايادي آن يك خبرنگار زن عكاس را آنچنان بيرحمانه به ديار عدم بفرستند . حكومتي كه اكبر گنجي و حشمت الله طبرزدي ، منوچهر محمدي ، احمد باطبي ، مهرداد لهراسبي ، عباس دلدار ، امير حشمت ساران ، بهروز جاويد تهراني و صدها دانشجو و كارگر ما را كه تماما سرمايه هاي ملي اين كشور محسوب ميشوند را بجرم ابراز عقيده و انديشيدن بگونه اي غير از آنچه كه حكومت ميخواهد محاكمه ميكند ، و آن بلاهاي عجيب و قريب را بر سر آنها مي آورد و با حبس هاي طويل المدت پانزده سال و بيست سال و غيرو آنها در اسارت نگه ميدارد و صداي هيچكدام از شما حضرات در مقام اعتراض به اين جنايات ضد بشري در نمي آيد ، حتي آقاي دكتر عبدالكريم لاهيجي و شيرين عبادي و مهر انگيز كار و ديگر حقوق بشري ها هم دم فرو ميبندند و اگر هم حرفي بزنند با لكنت زبان و مرز بندي هاي جناحي توام است . حكومتي كه مواد مخدر را مثل نقل و نبات در كشور رواج داده و خود توزيع كننده اين مواد خانمانسوز ميباشد تا از اين طريق جوانان ما را بسمت بي هويتي ملي و فردي سوق دهد . حكومتي كه حتي خود را نسبت به ميثاقهاي جهاني پاي بند و متحد نميداند و مثل آب خوردن موازين حقوق بشري را لگد مال ميكند و در مقابل همواره با جهانيان با زبان تهديد صحبت ميكند .

چگونه ميتوان با چنين حكومتي به تفاهم رسيد و گفت كه ملت تورا نميخواهد و ميخواهد تا سرنوشت خود را ، خودش رقم بزند . مگر جنبش دانشجوئي و حركت اعتراضي كارگران و معلمان و ديگر لايه هاي صنفي و اجتماعي بجز فرياد حق طلبي وآزاديخواهي چه چيزي را طلب ميكرد كه اين حكومت با آنها چنان برخوردهای سبعانه اي را بعمل آورد. در آنزمان و حتي همين حالا كه زندانيان ما در كنج زندانها دارند ميپوسند شما حضرات كجا هستيد و كجا بوديد ؟؟؟‌؟

كداميك از شما حضرات در همه اين اتفاقات و آنچه كه بعد از آن بوقوع پيوست ، اعلاميه هاي شداد و غلاظ اين چنيني كه حالا و بصورت مداوم در پيوند با تهاجم احتمالي نظامي واعمال تحريمها ازسوي آمريكا يا شوراي امنيت صادر ميكنيد ، نوشتيد و صادر كرديد ؟؟؟ مگر سركوب دانشجويان و كارگران و معلمان و ديگر اقشار مردم كشتار محسوب نميشد و در نوع خود يك جنگ بحساب نمي آمد ؟ آنهم جنگي كه رژيم اسلامي تا بن دندان مسلح درمقابل مردم خودش براه انداخته بود . شايد حضرات صادر كننده بيانيه مخالفت با جنگ و تحريم ، آن حركت مردمي وآن كشتار بيرحمانه رژيم در اسلام شهر و اهواز و كردستان را فراموش كرده اند ؟ نه، نميتوانند فراموش كرده باشند ! اين حضرات ميدانند كه چه ميكنند و چه ميگويند .

ولي افسوس كه دلارهاي نفتي سرازيري از سوي جمهوري اسلامي به آنسوي مرزها و رهنموني آن دلارها به جيب حضرات موجب گرديده است كه چشمان خود را بر روي حقايق تلخ تاريخي و عملكردهاي ضد ايراني و ضد انساني اين رژيم بنندند و هر گاه كه منافع خود را با مخاطره مواجه ميبينند ، سر از لاك خود بيرون مي آورند و در يك اجماع ضد ملي و ضد ايراني چنين بيانيه هايي را صادر مينمايند . بدون ترديد ، هيچكدام از اين حضرات مايل نبوده اند و نيستند تا كاخ ظلم ولايت فقيه و عمارت ناميمون جمهوري اسلامي فروبريزد . چرا كه اگر چنين واقعه اي رخ بنمايد كه صدرصد مورد طلب اكثريت قاطع ملت ايران ميباشد ، كاخ آرزوهاي پليد بسياري از اين حضرات نيز فروريخته خواهد بود ، ديگر آبشخور و آخوري وجود نخواهد داشت كه حضرات بروند از ميان آن دلار بدندان بگيرند و هر يك در گوشه اي از دنياي متمدن و مرفه مغرب زمين گذران عمر بنمايند .

گذشته از اين ، فروريزي رژيم جمهوري اسلامي موجب ميشود تا پرونده فرد فرد اين حضرات در نزد ملت ايران گشوده شود و عملكرد يك يكشان از همان روز اول شكلگيري اين نظام وآن انقلاب تا به امروز مورد بازبيني ملي و تاريخي قرار بگيرد . در چنين شرايطي است كه دست يك يك اين حضرات در نزد ملت ايران بازخواهد شد و ننگ و نفرين تاريخي و ملي گريبان آنها را خواهد گرفت .

همين است كه هنوز هم عده اي درمقال 28 مرداد مانده اند ، گروهي شان بر سر اينكه آن رويداد قيام ملي بوده يا كودتا گيركرده وچند و چون آنرا ابزار كار خود قرار داده اند، بسياريشان چون در قائله 57 نقش مستقيم و انكار ناپذير داشته اند، ، واژگوني را بمصلحت نميدانند ، عده اي شان هم از مرز ميان سالي عبور كرده و به سنين كهنسالي رسيده و بر آنند تا آن مابقي عمر را هم بهمين صورت طي نمايند تا مبادا ذلت همصدائي با انقلاب نصيبشان شود و آناني هم كه مستقيم دستي در كاسه داشته اند تكليفشان روشن است و نيازي به تفسير ندارد .

ميماند آن عده اي كه بواقع نقش اپوزيسيون واقعي و ديدگاهي منطبق با نظرات ملت ايران دارند. بي ترديد آقاي علي اصغر حاج سيد جوادي، هوشنگ امير احمدي، منصور فرهنگ ، دكتر مسرت، آقاي ارسي در آمريكا و اروپا يا صادق زيبا كلام و هم پالگي هاي ايشان در تهران و مجموعا افرادي از اين جنس، خودشان بخوبي ميدانند كه وجاهت و منزلتشان، اگر داشته باشند ، در نزد ملت ايران در چه جايگاهي قرار دارد .

بهمين دليل هم هست كه هر از چند گاهي سر از سوراخ بيرون مياورند و ميخواهند با ناسيوناليست نمائي آبكي ورنگ باخته ، آب رفته را به جوي بازگردانند كه البته عملشان ، عبث وبيهوده است ، الا اينكه بيش ازآنچه كه بدنام و منفورند ، خود را منفورتر بنمايند .

آقاي عبدالكريم لاهيجي بعنوان نايب رئيس فدراسيون حقوق بشر، خود بهتر از هر كسي ميدانند كه رفتار و عملشان در حوزه حقوق بشري با چه هدف ونيتي صورت گرفته و ميگيرد . نگارنده بعنوان يك فعال ومبارز سياسي در درون مرز كه دراكثر رخدادهاي سياسي حضور داشته و هزينه پرداخت كرده و با اكثر زندانيان سياسي و خانواده آنها در تماس مستقيم هستم و از حال و روز آنها وخانواده شان بخوبي مطلع ميباشم ، بار ديگر ميخواهم ايشان و عملكردشان را بر روي كفه ترازوئي بگذارم كه در كفه ديگر آن وضعيت زندانيان سياسي در بند و خانواده هاشان قرار دارد .

البته در مطلبي كه چندي پيش نوشتم ، راجع به ايشان صحبت بميان آمد ، ولي ميخواهم اين بار ايشان را از دريچه و منظر ديگري مورد كندو كاو قرار بدهم . جناب عبدالكريم لاهيجي تا قبل از وقوع انقلاب اسلامي و استقرار نظام اسلامي بعنوان شخصيتي حقوقدان در حوزه حقوق بشر فعاليتهائي را بعمل مي آوردند كه اوج آن حركتها در ماههاي آخر حكومت پادشاه فقيد بسيار چشمگير بود . اقاي عبدالكريم لاهيجي كه حسب شنيده ها از جمله امضا كنندگان بيانيه اخير در خصوص مخالفت با تهاجم احتمالي نظامي آمريكا و... تحريم ها بوده اند ، در حيص و بيص انقلاب اسلامي در زمره افرادي بودند كه‌اگاهانه وهمصدا و همراه با انقلابيون و انقلاب سازان خصوصا با آقاي خميني براي بدنام كردن بيش از واقعيتها ، شب وروز مشغول مصاحبه با BBC ، و صدور بيانيه هاي نقض حقوق بشر و بزعم خودشان افشاگري جنايات شاه و دست اندركاران آن حكومت بودند . كمترديده وشنيده ميشد كه مطالبي در BBC يا مطبوعات قرائت يا نوشته شود و جاي آقاي عبدالكريم لاهيجي و روشنفكراني كه اين روزها بيانيه مخالفت با جنگ و تحريم صادر ميكنند در اين گفتارها و نوشتارها خالي باشد .

قرار نداريم كه دادگاه و محكمه اي تشكيل داده و با رجعت به گذشته ايشان يا صادركنندگان بيانيه ها را محاكمه كنيم چرا كه معتقديم قضاوت در مورد اين مهم بر عهده ملت ايران و تاريخ اين سرزمين بوده است و خواهد بود . اما وقتي آن روزها را مرور ميكنيم وعملكرد كنوني و بيست و هفت ساله اين حضرات منجمله آقاي لاهيجي را با گذشته مقايسه مينمائيم ، در ميابيم كه حضرتشان هم مثل بسياري ديگر از اپوزيسيون نماها ، قبل از آنكه يك شخصيت اپوزيسيوني يا حقوق بشري بمعناي واقعي كلمه باشند ، يك سياست كار دودوزه و حقوق بشري هستند . در چنين حالتي وقتي گذشته و حال آقاي لاهيجي و علي اصغر حاج سيد جوادي و هم انديشاني چون اينان را در نظر ميگيريم و اين تضاد اصولي بين گفتار و كردار ، در گذشته و حال را مرور ميكنيم كه ايشان هم چون ديگران يك تاجر سياسي با پوشش حقوق بشري هستند.

شايد لازم باشد تا بمنظور اثبات ادعاي خود در اين نوشتار طرح موضوعي كه عينا پيش روي ملت ايران قرار گرفته را بعنوان يك سئوال اساسي مطرح نمائيم تا شايدگره گشا باشد . و آن اينكه ، مگر اصل بر اين نيست كه يك نهاد يا شخصيت حقوق بشري ، بايستي فارغ از هرگونه تعلق خاطر مسلكي و مرامي و حزبي و تشكيلاتي ، موضوعات مربوط به نقض حقوق بشر را با يك چشم ببينند و براي رفع ظلم از تظلم ديدگان اقداماتي يكسان و منطبق با منشور جهاني حقوق بشر را بعمل بياورند ؟؟ چنانچه اين فرض نزديك به يقين را بعنوان يك اصل بپذيريم ، چگونه است كه‌ آقاي عبد الكريم لاهيجي بعنوان يك شخصيت حقوق بشري و بعنوان نايب رئيس فدراسيون جهاني حقوق بشر، در هنگامه اي كه في المثل اقاي ناصر زرافشان يا عبدالفتاح سلطاني يا اكبر گنجي و همينطور در پيوند با مرگ جانگداز و ناجوانمردانه زنده ياد زهرا كاظمي چنان فعاليتهاي دامنه دار و همه جانبه اي را بعمل ميآوردند كه بحق هم قابل ستايش و در خورتقدير ميباشد، اما بعد از آنكه اين عزيزان هر كدام بنوعي از زندان بيرون آمدند ، آتش فغان و فرياد ايشان و ياران حقوق بشري شان فروكش كرد و ديگر سر و كله شان در رسانه هاي بين المللي پيدا نميشود و اگر هم جسته و گريخته صدائي از ايشان و يارانشان بگوش برسد ، فقط در پيوند با جنگ و تحريم و مخالفت با آنها ميباشد؟؟

براستي چرا آقاي عبدالكريم لاهيجي ، خانم شيرين عبادي ، مهرانگيز كار ، الهه هيكس و ديگر مناديان حقوق بشري كه همشان هم در زمره هموطنان ما هستند ، راجع به آنچه كه امروز بر زندانيان سياسي و خانواده آنها ميرود حرفي نميزنند و بيانيه و اطلاعيه اعتراضي صادر نميكنند و از ظلم جان كاهي بر اين عزيزان در بند ميرود هيچ حرف وحديثي بميان نمي آورند ؟؟؟

مگر ظلم و جوري كه بر ارژنگ داودي ، حشمت الله طبرزدي ، حشمت ساران ، بهروز جاويد تهراني ، الهام فروتن ، برادران منصوري ، منوچهر محمدي و صدها تن ديگر اززندانيان سياسي كه مدتهاي مديديست در زندان بسر ميبرند، ظلم بحساب نمي آيد ، پس چرا هيچ سخن اعتراض آميزي در رسانه هاي بين المللي بگوش نميرسد ؟ مگر اينها مشمول اعلاميه جهاني حقوق بشر نميشوند ؟؟ چرا حضرات صادر كننده بيانيه مخالفت با تهاجم نظامي احتمالي يا تحريم از سوي شوراي امنيت در مورد سرنوشت مبارزان در بند وخانواده آنها قلم و زبانشان از حركت باز ايستاده و چشمان خود را بر روي اين حقايق تلخ ميبندند ؟؟

چرا نبايد موضوع آزادي و مرخصي زندانيان سياسي از طرف اين حضرات و ديگر شخصيتها ، مثل موضوع فعاليتهاي هسته اي در سطح رسانه هاي بين المللي به بحث روز و يك جريان جدي سياسي مطرح شود ؟

مگر نه اين است كه اين خانمها و‌اقايان ((امضا كنندگان )) بيانيه مخالفت با جنگ و تحريم خود را مدعي اپوزيسيون جمهوري اسلامي ميدانند ، اگر چنين است ، طبيعي است كه بعنوان نيروهاي آن سوي جبهه دستشان براي هر اقدام عملي باز بوده و اگر وجدان شان حاكم بر عملي كه ادعاي آنرا دارند باشد ، قادرند تا بهترين و موثرترين قدمها و قلم ها را درمسير اين مبارزه مقدس بكار گيرند و صداي بر حق ملت ايران را ازيكسو و فرياد زندانيان سياسي را از سوي ديگردر مجامع بين المللي و رسانه هاي جهاني دراقصي نقاط جهان بگوش جهانيان برسانند. اما ظواهر امر نشان ميدهد كه بسياريشان يا دروغ ميگويند و يا سر در آبشخور جمهوري اسلامي دارند . دليل آنهم اينكه ، اين خانمها و آقايان همان حرفهائي را بر زبان مي آورند كه احمدي نژاد و خامنه اي و هاشمي رفسنجاني و ديگر سردمداران رژيم در قالب بندي ديگري بيان ميكنند.

حضرات صادر كننده بيانيه مخالفت ، در بيانيه خود ميگويند با جنگ و تحريم مخالفند . فرمانروايان جمهوري اسلامي هم مي گويند با حمله نظامي و تحريم مخالفند. جماعت بيانيه اي از طريق كاغذ وامضاء نظرات خود را بيان ميكنند اما خامنه اي و احمدي نژاد و رفسنجاني و لاريجاني و ديگران از طريق خطابه در نماز جمعه و صفحه تلويزيون و ميكروفون راديو مخالفت خود را ابراز ميدارند . شايد هم صادر كنندگان بيانيه خود ميدانند كه هم از توبره ميخورند و هم از آخور، كه بيان شان عاري از تهديد واهن و تولپ است ، اما حاكمان اسلامي چون پشت شان به دلارهاي كلان نفتي و توپ و تانك و مسلسل وموشك شهاب و زلزال چسبيده است ، نظراتشان را با تهديد و قلدري احمقانه كه صرفا هم مصرف داخلي دارد بيان ميكنند . بهمين دليل هم هست كه ميبينيم هر وقت ميخواهند راجع به اين مسائل حرفي بزنند تماما با تهديد و توسل به عمليات تروريستي بيان ميشود ، اما آنچه كه مسلم است اين است كه قالب بندي گفتارها تماما يك جور و اجراي سناريو با الفاظ و كلمات متفاوت بيان ميشود . جالب اين است كه همه اين بازيها براي آن بصحنه آورده ميشود تا باز هم مردم ايران را در ابهام و سردرگمي و سرگيجه سياسي نگه دارند ، غافل از آنكه دست همه حضرات براي مردم رو شده و حناي هيچكدام از اين حضرات در نزد مردم ايران در درون مرز تاكيد ميكنم ، در درون مرز رنگي ندارد ومردم جز براي سرنگوني اين رژيم به هيچ چيز تن نخواهند دادو هزينه آنرا نيز خواهند پرداخت .

گروهي معلوم الحال در خارج از كشور بيانيه مخالفت صادر ميكنند ، هم زمان با آنها در درون كشورهم دارو دسته اصلاح طلبان شب وروز مشغول تن نازي و عشوه گري براي اربابان درون و بيروني خود هستند تا شايد بتوانند برگهاي بازي را كه روي ميز قرار گرفته بگونه اي ديگر بازي كرده و جهت را بسمت و سوي خودشان بچرخانند . بهمين دليل هم هست كه مردك شياد و خود فروخته اي چون صادق زيبا كلام را بميدان مي فرستند تا با زبان و كلام به فريب دانشجويان و عوام الناس بپردازد . همين است كه اين رجاله بظاهر دانشگاهي قلم بدست ميگيرد و بانگارش مطلبي تحت عنوان فعاليتهاي هسته اي و جلب افكار عمومي درصدد بر مي آيد تا بار ديگر فرضيه فريب مردم را كه در دستوركار اصلاح طلبان و ارباب و پدر خوانده اش هاشمي رفسنجاني قرار دارد را بر عرصه جامعه بياورد . باز هم غافل از اينكه دانشجويان و مردم ايران ديگر و هرگز فريب اين بازيها و دارو دسته اصلاح طلبان پيش روو پس رو و اعوان و انصارشان در داخل و خارج از كشور را نخواهند خورد .

شايد هم همين بازيهاي نفرت انگيز و دودوزه بازيهاي روشنفكري باعث گرديد تا همين چند روز پيش حشمت الله طبرزدي آن مطلب بسيار روشنگر و پر محتوا را بنويسد و از زندان به بيرون بفرستد . مطلب اين زنداني سياسي بلحاظ شناخت و ارتباطاتي كه با بعضي از اجزاء و عناصر رژيم در جاي جاي اين حكومت دارد، از نظر محتوا و نگاه كالبد شكافانه از اهميت بسياري برخوردار بود كه در جاي خود پاسخي نيز به دارو دسته اصلاح طلبان وآناني بود كه هنوز چشم اميد به اصلاح پذيري اين حاكميت دارند .

مهندس حشمت الله طبرزدي در مطلب و مقال خود نگاههاي موجود بر عرصه سياسي كشور و رويكرد آنها نسبت به آنچه كه در حال حاضر پيرامون اوضاع كشورمان ميگذرد را به دو دسته تقسيم كرده بود كه عبارت بود از نگاه اپوزيسيوني و نگاه اصلاح طلبي يا اصلاح طلبانه .

آنچه را كه امروز مشاهده ميكنيم و در طي بيست و هفت سال گذشته هم شاهد وناظر آن بوده ايم و بحق يكي از دلائل مهم در پيوند با ادامه حيات جمهوري اسلامي و بموازات آن سقوط و اضمحلال كشور و گسترش دامنه فقر و فساد و فحشا و اعتياد و ديگر ناهنجاريهاي اجتماعي ، فرهنگي، سياسي و اقتصادي بوده است ، تماما منبعث از چالش بين اين دو ديدگاه بوده كه متاسفانه هنوز هم ادامه دارد و در شرايطي كه سردمداران رژيم جمهوري اسلامي دارند ميروند تا كشور را به عمق پرتگاه سوق بدهند ، هنوز هم گروهي بر طبل يكسو نگري خود، غافل از اين كه خواست مردم ايران را در نظر بگيرند، مي كوبند .

گويا بسياري از روشنفكران عمدتا برون مرزي هنوز هم نگاهشان ، نگاهي اصلاح طلبانه آنهم از نوع اصلاح طلبي خاتمي و دارو دسته او قرار دارد و باز هم باور نميدارند يا نميخواهند بفهمند كه مردم ايران در چه شرايط اسفناكي قرار دارند و چه چيز را طلب مينمايند . گويا اين گروه فراموش كرده اند كه ملت ايران با همه بدبختي و گرفتاريهاي ناشي از استقرار اين حكومت ، يكبار و براي مدت هشت سال سرنوشت خود و كشورشان را بدست اصلاح طلبان سپردند .

چه كه اگراين واقعيت را دريافته بودند و بمغز منجمد و عليل خود فشار مي آوردندند ، هرگز بخود اجازه نميدادند تا در چنين وضعيتي كه رژيم اسلامي در حال غرق شدن در مردابي است كه خود در شكلگيري آن نقش اساسي داشته و مردم ايران از روند چنين رويداد مباركي احساس خرسندي مينمايند ، چنين بيانيه اي صادر كنند و نفرت مردم نسبت به خود را به چند برابر افزايش بدهند

حضرات هنوز پاي بند به اصلاحات و درگير با نگاه اصلاح طلبي ، بايد اين واقعيت را ادراك بنمايند كه مردم ايران در درون مرزها و نه‌انسوي مرزها ، هر نوع نگاه يا انديشه اي بجز نگاه و انديشه اپوزيسيوني ، آنهم اپوزيسيوني كه توجهش معطوف به فروپاشي و محو اين رژيم باشد را حقه بازي و سازشكاري پنداشته و به هيچ چيز جز فروريزي اين عمارت ظلم نمي انديشد . بهمين دليل هم هست كه امروز كمتر ايراني در درون مرز را ميتوان يافت كه از هرحركتي ، از تحريم همه جانبه گرفته تا خدائي ناخواسته تهاجم نظامي كه نابودي و سرنگوني اين رژيم ضد ايراني و خونريز را هدف اصلي خود قرار بدهد ، حمايت ننمايند .

اين حمايت بدان معنا نيست كه ايرانيان از ستايش سرزمين خود دست شسته و نابودي آن را طلب ميكنند ، خير، خير ، باز هم خير.

اين حمايت بدان معناست كه اگر اين حكومت پنج سال ديگر ادامه حيات بيابد ، همه چيز اين ملت فنا شده و نابود شده خواهد بود . آقايان و خانمهائي كه در آنسوي اقيانوسها لميده اند و بيانيه مخالفت صادرميكنند بايد بودند و مي ديدند كه اين ملت چه ميكشد . اگر بخواهيم جزئيات آنچه را كه بر اين ملك و ملت رفته است و ميرود را بنويسيم بايد هزاران برگ را بنويسيم، كه باز هم نانوشته بسيار خواهد ماند.

بهمين دليل ، همه آنانيكه در اين شرايط سرنوشت ساز ، نگاه و رويكردي بجز رويكرد اپوزيسيون با فرايند فروپاشي ساختار موجود داشته باشند ، حتما و قطعا بايد بدانند بمثابه نيروهائي محسوب ميشوند و خواهند شد كه در نقطه مقابل ملت ايران قرار گرفته و در قضاوتي كه بعد از فرو پاشي اين رژيم و استقرار يك حاكميت مردم سالار،نسبت به عملكرد اين حضرات بعمل خواهد آمد ، آنان در زمره دشمنان آزادي و بعنوان بازوهاي كمكي رژيم در سركوب مبارزات و مبارزين اين سرزمين قلمداد شده و بايد جوابگوي خيانت ها و سازشكاريهاي خود با رژيم اسلامي در گذشته و حال باشند . چرا كه در شرايط كنوني ، نگاه و رويكرد اصلاح طلبانه نسبت به سرنوشتي كه براي رژيم رقم خورده و مردم براي به ثمر رسيدن آن لحظه شماري ميكنند ، بدان معناست كه اين شبكه بسيار وسيع در اقصي نقاط جهان خصوصا در كشورهاي اروپائي وآمريكا و برخوردار از همه امكانات مالي وتبليغاتي درصدند تا با بهره گيري از امكانات موجود ، درصورت امكان از تحقق اين سرنوشت محتوم كه چيزي جز فروپاشي رژيم نميباشد ، پيشگيري و ادامه حيات آنرا در شكل و شمايل ديگري ميسر كه بفرض محال انجام چنين امري بمثابه ماندگاري و ادامه حيات اين مزدوران و نان خواران جمهوري اسلامي نيز خواهد بود ، در مقابل نگاه و رويكرد اپوزيسيوني كه ملت ايران را بطور عام و زندانيان سياسي و مبارزين مستقل و غير وابسته در درون مرز را شامل ميشود ، آن است كه هر چه سريعتر به حيات اين رژيم خاتمه داده شود و اين امكان فراهم آيد تا ملت ايران بتواند در پناه يك حكومت سكولار وتدوين قوانين مبتني بر مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر ، جامعه اي نوين را پايه ريزي نمايد و امكان زيستن مسالمت آميز با همسايگان خود و تعامل همه جانبه در جامعه جهاني را براي ملت ايران فراهم آورد .

حشمت الله طبرزدي بعنوان مبارزي كه بيش از هفت سال است در زندان جمهوري اسلامي در اسارت بسر ميبرد و انواع شكنجه ها را نيز متحمل گرديده ، طي مقال خود موكد مينمايد كه نگاه رويكرد اصلاح طلبانه كه اين روزها بوسيله مهره هاي ريز و درشت اصلاح طلبان بيان ميشود ، عمدتا بر اين محور قراردارد كه از فرو ريزي اين عمارت ترك خورده و در حال فروريزي با توسل به هر طرفندي جلوگيري شود ، در صورتيكه نگاه و رويكرد اپوزيسيون واقعي بر اين محور قرار دارد كه برقراري هر نوع گفتگوئي بين ايالات متحده آمريكا با رژيم اسلامي را كه بر خلاف گذشته ، رژيم براي آنجام آن ((له له )) ميزند را در تضاد كامل با منافع ملت ايران و مذموم بحال مبارزات مردم ايران و مبارزين درون مرز ارزيابي مينمايد ، ضمن آنكه چنين عملي را بمثابه ((پلي )) ولو موقتي براي عبور رژيم از بحرانهاي پيش رو ميداند ، مضاف بر اينكه تجربه طولاني نشان داده است كه انجام چنين گفتگوئي ولو محدود زمينه مناسب براي تبليغات گسترده را بدست ملايان ميدهد تا از اين طريق با وارونه جلوه دادن قضايا موجبات تضعيف روحيه مردم و سركوب بيشتر مبارزان را فراهم آورد . بديهيست كه انجام مذاكره بين آمريكا و جمهوري اسلامي با هر تعريف و تمهيدي مانند تزريق مواد سمي به شريان مبارزات ملت ايران خواهد بود.حشمت الله طبرزدي از درون سلول زندان اوين در مطلب خود ، يك بار ديگر بر اين مهم تاكيد دارد كه نگاه و رويكرد اپوزيسيوني بايستي بر اين محور استوار باشد كه رژيم را از دستيابي به هر طرفند يا مجالي كه امكان فرصتي را به او بدهد كه قادر گردد حتي ده درصد از بحرانهاي پيش روي خود را خنثي يا كمرنگ جلوه دهد بايد محروم نمود . نگاه اپوزيسيون بايد قويا معطوف به خواست و مطالبات قاطبه مردم ايران باشد،بدين معنا كه بايد در چنين شرايط تاريخي كه بوجود آمده وشايد تكرار آن محال و ممكن باشد ، بايد تلاش بعمل آيد تا دايره بحرانها كه دامنگير رژيم گرديده است را تا حد ممكن و بينهايت تنگ وتنگتر نمود و فرصت هرگونه مجال و مانوري را از رژيم سلب نمود.

با توجه به اوضاع و احوال كنوني و اينكه رژيم اسلامي با استقراريك حكومت پليسي – امنيتي ، نظامي فرصت لازم براي هرگونه تجمع و حركت اعتراضي مسالمت آميز را از مردم و تشكلهاي صنفي ودانشجوئي سلب نموده، در مقابل دست و بال عوامل چماق دارو چاقو كش واوباش رسمي و غير رسمي خود را باز گذاشته است ، تنها راه پيش روي اپوزيسيون و يكي از راهكارهاي مفيد و موثر در راستاي مقابله با طرفندهاي اين رژيم و در مسير حركتهاي اعتراضي مردم و تشكلهاي صنفي ، پيوند نيروهاي آزاديخواه بهر شكل ممكن پوشش خبري فعاليتها توسط رسانه ها و همراهي آنها با اپوزيسيون بطور عام و فعالين و مبارزين درون مرز بطور خاص و حمايت همه جانبه دولتهاي غربي ، خصوصا دولت ايالات متحده آمريكا از مردم ايران و مبارزين درون مرزي است كه نتايج مقدماتي آن در طي همين چند ماهه اخير كاملا ملموس و مشهود بوده است .

آنچه كه بديهيست و جاي هيچ ترديد و انكار ندارد اينكه، اگر در كنار فشارهائي كه از مدتها پيش خصوصا پس از ظهور دولت باصطلاح اصولگراي احمدي نژاد ، از سوي دولتهاي غربي و در اولويت اول دولت آمريكا و بطور ويژه و شخص آقاي ((جرج دبيلو بوش )) بر دولت و حكومت جمهوري اسلامي وارد ميايد و گمان ميرود كه در آتيه نزديك حجم و دامنه اين فشارها بگونه اي چشم گير گسترش يابد ، فشارهاي ديگري بعنوان اهرمهاي مكمل نيز از سوي همين دولتها و بموازات آنها مجامع و نهادهاي جهاني حقوق بشر در اعتراض به نقض مستمر حقوق بشر و از همه مهمتر آزادي زندانيان سياسي بر جمهوري اسلامي وارد گردد ، طبيعي است كه رژيم جمهوري اسلامي تاب تحمل و توانائي ايستادگي در مقابل اين فشارها را نخواهد داشت و بناچار مجبور خواهد شد تا بار ديگر با نوشيدن جام زهر ديگري ضعف و زبوني خود را عيان نموده و مبادرت به عقب نشيني نمايد كه در چنين حالتي فضاي مناسب براي بسياري اقدامات از سوي مبارزين و فعالين سياسي و درنهايت عموم مردم فراهم خواهد گرديد ، كه در چنان شرايطي برقراري ارتباط بين مبارزين ، اتحاد بين نيروها و هم چنين اتحاد بين تشكلهاي صنفي و دانشجوئي و كارگري امكان پذير و ميتوان اميدوار بود كه آن اتحاد گسترده اي كه سالهاست انتظار آنرا ميكشيم و ظهورش را طلب ميكنيم ميسر گردد.

شايد بتوان اميدوار بود كه در پرتو تحقق چنين اتحادي هم از بروز جنگ ويرانگر پيشگيري نمود و هم آنكه وضعيت را بگونه اي رقم زد تا مسئله فروريزي حكومت با حداقل هزينه امكان پذير گردد. البته كليه اين فرضيات تئوريك و اگر و مگرها در صورتي ممكن و عملي مينمايد كه همه چيز و همه كس ، چون ابرو باد و مه و خورشيد و فلك بگرد يك شعار واحد يعني ((‍آزادي اين سرزمين )) جمع شده و با پرهيز از اقدامات و شعارهاي نفاق افكنانه ، با پاي بندي به مواضع فردي و مسلكي و تشكيلاتي خود آزادي اين سرزمين را سر لوحه اقدامات و اصلي ترين شعار خودشان قرار بدهند .

بديهي و طبيعي است كه اگر رژيم اسلامي كماكان بخواهد در مقابل خواست ملت ايران و هم چنين خواستهاي جهاني و فشارهاي دولتهاي مقتدر جهان و نهادهاي جهاني حقوق بشري و غيرو، به ايستادگي هاي غير قابل توجيه و سرسختي هاي بيهوده و قلدرياي خود ، مبتني بر اقدامات تروريستي در اين سو و آنسوي جهان اصرار ورزد ، نگاه اپوزيسيوني قائل بر آن بوده و هست كه از هر گزينه وهر راهكاري ، از طرف دولتهاي غربي و در راس آنها ايالات متحده آمريكا و نهادهاي بين المللي چون شوراي امنيت ملل متحد ، منجمله اعمال تحريمهاي همه جانبه و فراگير و حتي گزينه ... كه بتواند ماشين سركوب رژيم را ازكار بياندازد و تامين كننده منافع ملي ورهائي ملت ايران از زير يوغ اين استبداد خشن مذهبي باشد حمايت نموده است و پشتيباني هم خواهد نمود .

ولي معضل و گرفتاري كه در طي ساليان گذشته و از همان فرداي 22 بهمن 57 گريبانگير اين ملت گرديد و خميني و همراهان او باشدت و حدت بدنبال آن بودند كه اتفاقا تاحدود زيادي هم در پيشبرد هدفشان موفقيتهاي قابل توجهي را نصيب خود كردند ، همانيست كه امروز مثل بختك روي ملت ايران سايه افكنده و برداشتن و سر به نيست كردن ، و به پايين كشيدنش كار آساني نمي نمايد ، اما شدني است. آن معضل چيزي نيست جز همان ضرب المثل معروف كه گروهي آنرا به انگليسيها نسبت ميدهند و گروهي هم آنرا بعنوان يك ضرب المثل جوشيده از ادبيات خودمان بر مي شمارند . يعني ((تفرقه بيانداز و حكومت كن)) .

آنچه را كه در طي بيست و هفت سال گذشته در عرصه اپوزيسيون و شبهه اپوزيسيون رژيم اسلامي ديده ايم و هنوز هم شاهد وجود بلوغ و اشاعه آن خصوصا در بين روشنفكران دهه 30 و 40 و 50 هستيم، تماما مبين آن است كه همين حضرات از جمله بانيان و مروجان فرضيه تفرقه بيانداز و....بوده و هنوز هم هستند، چرا كه اگر چنين نبود، در چنين شرايطي كه رژيم جمهوري اسلامي عزم خود را جزم كرده تا بهر قيمت مملكت ما را به قهقرا و نيستي رهنمون گردد ، روشنفكران دو يا سه دهه قبل كه اتفاقا در بروز فتنه خميني هم در زمره مقصرين و متهمين اصلي بحساب مي آيند، به خود اجازه نميدادند كه چنين نسخه اي را براي دو نسل بعد از خود كه در بروز اين سيه روزي كمترين نقشي را نداشته اند، بپيچند .

تجربه بيست و هفت ساله و عملكرد اكثريت قريب باتفاق حضرات ، چه آنانكه خود را درزمره انديشه هاي زنده ياد مصدق ميدانند و چه آنانيكه انگشت روي اشتباهات مصدق ميگذارند و چه آنانيكه در جرگه شاه الهي ها و سلطنت الهي ها غافل از مطالبات نسل امروز قرار دارند ، مدام بدنبال آن بوده اند كه ببينند در كجا، چه حركتي براي اتحاد نيروها و چه عوامل و راهكاري براي برون رفت مردم از اين سيه روزي بيست و هفت ساله دارد شكل ميگيرد ، تا چهار اسبه بتازند و چوب لاي چرخ آن تئوري يا راهكار بگذارند .

آنانيكه كه هنوز داعيه اصلاحات و اصلاح طلبي دارند ، آنانيكه هنوز معتقدند رژيم جمهوري اسلامي خوبست، اما نه با ملا و آيت الله و حجت الاسلام ، آن گروهي كه معتقدند رژيم جمهوري اسلامي بدون ولي فقيه وشوراي نگهبان و مجلس خبرگان ،رژيم مطلوبي خواهد بود، وآنانيكه هنوز معتقدند ميشود اين رژيم دزد وغارتگر و چپاولگر را به استحاله واداشت و از ميان آن يك رژيم معتدل و معقول ومنطبق با شرايط امروزي بيرون آورد ، مجموعا در زمره همانهائي بحساب مي آيند كه يا منافع شخصي شان در گرو حيات اين رژيم است و يا اينكه با مرگ اين رژيم آنها هم خواهند مرد و يا در مقابل محكمه تاريخ قرار خواهند گرفت ، كه اين آخري بسيار درد آورتر از هر پيش آمدي حتي مرگ آنها تلقي ميشود .

بهمين دليل هم هست كه ميبينيم با وزيدن هرگردباد سياسي كه احساس ميكنند ممكن است، حيات رژيم اسلامي در معرض تهديد و نابودي قرار بگيرد ، بلافاصله همديگر را دراقصي نقاط جهان پيدا كرده و شروع به نق نق كردن و صدور بيانيه مخالفت مينمايند . اين است كه ملاحظه ميشود ، بيست و هفت سال است كه ملت ايران چوب اين جماعت بظاهر ايراني ، اما هزار بار خطرناكتر از انگليسي ها و روسي ها و .... را خورده كه آخرين آنهم همين بيانيه اخيرشان بود .

با صراحت و جرائت ميتوان گفت كه هيچكدام از اين حضرات نه تفكر اپوزيسيوني دارند و نه نگاه آنها نگاه و رويكردي اپوزيسيوني است . آنها بجز منافع نامشروع شخصي و منافع در معرض تهديد تشكيلاتي شان به هيچ چيز نمي انديشند چرا كه اگر غير از اين بود ، براي يكبار هم كه شده مي آمدند و خيانتهاي متعدد روحانيت را خصوصا خيانت خميني را بر ملا ميكردند و راجع به آنهم قلم فرسائي مينمودند .

در اين ميان چنين بنظر ميرسد كه رسانه هاي بين المللي داراي برنامه هاي فارسي هم در اين دام بلا گرفتار آمده و بجهت اينكه چنين استنباط ميشود ، نوعي هم داستاني عجيب وغريبي هم بين شبه اپوزيسيوني ها با رسانه هاي غربي ، يا احتمالا با بعضي مديران وبرنامه سازان اين رسانه ها وجود دارد كه بظاهر علني نمينمايد ، اما در عملكرد رسانه ها ، يك نوع هم داستاني و وجوه اشتراك منافع بچشم ميخورد .

البته دليل آنهم روشن است بكرات ديده ايم كه في المثل در برنامه هاي بخش فارسي آن چند رسانه مطرح مثل VOA يا BBC يا RFI يا DW و ... همواره از افرادي چون منصور فرهنگ يا اكبر اعتماد يا عباس ميلاني يا شمس الواعظين و آدمهائي از اين جنس و جناح دعوت بعمل مي آورند كه عموم روشنفكران و متفكرين در يك نقطه داراي مخرج مشترك ميباشند . كمتر ديده ايم كه از شخصيتهاي واقعي اپوزيسيون كه واقعا نگاهشان ، نگاهي اپوزيسيوني باشد ، دعوت به مصاحبه يا گفتگو و يا شركت در ميزگرد و اينگونه برنامه ها بعمل آورده باشند . اگر هم بوده نسبت آن يك به بيست بوده است . متاسفانه مجموعه رفتارها و كردارها بر خلاف ادعاهاشان مبين آن است كه هنوز هم چندان بي طرف عمل نمينمايند و آنچه كه هست نمايشي بيش نيست .

اميدواريم كه مديران رسانه ها با درك بهتر موقعيت ملت ايران واقعا منادي واقعيات باشند و از رهبران و سياست مداران غربي كه تامين كننده منابع مالي و هزينه اين رسانه ها هستند، انتظار ميرود تا متوليان رسانه ها را متوجه رسالت خود در موقعيتي كه ملت ايران در آن گرفتار آمده و بدنبال رهائي و برون رفت از اين سيه روزي است ، بنمايند .

ايران- تهران الف- بيقرار 4/2/85

تهدیدهای تروریستی آخوند خاتمی در نماز جمعه تهران

آخوند احمد خاتمي، دلقک اين هفته نمايش حكومتي موسوم به نماز جمعه تهران، امروز طی سخنانی ضمن ابراز ترس و وحشت از تشديد فشارهاي بين المللي عليه رژيم اسلامي تهديد كرد در صورت حمله نظامي کشورهای غربی به منظور سرنگوني جمهوری اسلامی، عمال رژيم منطقه خاورميانه را نا امن خواهند كرد.

این آخوند جنایتکار در بخش ديگري از اظهارات وقيحانه خود، با اشاره به بگیر و ببيندهاي جديد رژيم اسلامی به بهانه "بدحجابی"، با لحني توهين آميز از زنان خواست تا بوسيله "حجاب اسلامي عفاف خود را حفظ كنند."

براي شنيدن اظهارت آخوند احمد خاتمي در نماز جمعه به بخش شنيداري سايت مراجعه كنيد.

صدراعظم آلمان خواهان تشکيل جبهه‌ ای مشترک عليه رژیم اسلامی شد

به گزارش خبرگزارى رويتر، آنگلا مركل، صدراعظم آلمان روز گذشته طی سخنانی در نیویورک خواهان تشکیل جبهه ای‌ مشترک عليه رژیم تهران شد كه به گفته وی از تكرار از هم گسيختگى اروپاييان پيش از اقدام نظامی آمريكا علیه رژیم صدام حسین در عراق، جلوگيرى كند.

صدراعظم آلمان در نشستى با حضور صاحبان صنایع آلمانى و آمريكايى اظهار داشت ما از كشمكش بر سر عراق درسهای زیادی آموختیم، يكى از درسها اين است كه ایجاد تفرقه اروپا را تضعيف می ‌كند.

خانم مرکل افزود ما نبايد به رژیمهای ديكتاتوری اجازه دهیم تصور کنند جهان آزاد بر سر چگونگى برخورد با آنها دچار تفرقه است.

صدراعظم آلمان با بیان اینکه قصد رژیم تهران از فعالیتهای هسته ای، تولید جنگ افزار اتمی است، گفت‌ همه ما از جمله روسيه باید در اين نگرش سهيم باشيم كه براى جلوگيرى از دستیابی رژیم تهران به سلاح هسته ای، هر اقدامی باید انجام شود.

یک گروه تروریستی خطرناک از انتقال تکنولوژی اتمی رژیم حمايت كرد

حسن نصر‌الله، دبيركل سازمان تروریستی حزب ‌الله لبنان از برنامه های هسته ای جمهوری اسلامی و سخنان خامنه ای مبنی بر انتقال آن به سایر کشورها حمايت كرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، نصر‌الله كه در مراسم افتتاحيه نمايشگاه كتاب در بيروت سخنرانی می کرد، گفت "‌اسلام انحصار علم را رد مي‌ كند."

خبرگزاری فرانسه نوشت رهبر گروه تندوری حزب الله لبنان از اظهارات خامنه ‌ای در باره صدور تجربه‌‌هاي رژیم تهران در زمينه تكنولوژي هسته‌اي به ديگر كشور‌ها استقبال کرد.

نصرالله گفت ‌"چگونه است كه رقص و آواز براي تمام دنيا آزاد است، اما تكنولوژي غني سازي اورانيوم براي مسلمانان حرام است".

بحران هسته ای رژیم اسلامی: نظرسنجی شرکت مایکروسافت

سايت اينترنتي شركت مايكروسافت كه سالهاست در رديف پربيننده ترين مجلات اينترنتي جهان قرار دارد، در يک نظر سنجي پيرامون برنامه هاي هسته اي رژيم اسلامي، از بازديد كنندگان خود خواست تا به پرسشي مبني بر اينكه آيا رژيم تهران برنامه هاي هسته اي خود را ادامه خواهد داد يا خير ؟، پاسخ دهند.

بر اساس نتايج منتشر شده، 69 درصد شركت كنندگان در اين نظرسنجي ، ضمن خطرناک خواندن برنامه های هسته اي جمهوری اسلامی، توقف این برنامه ها را امري محال تلقي كرده و از جمله خواستار تشدید فشارهای بین المللی و حتی دخالت نظامی كشورهاي غربي به منظور سرنگوني رژيم آخوندي شدند.

گفتني است تنها 9 درصد از شركت كنندگان در اين نظر سنجي ابراز داشتند كه جمهوری اسلامی برنامه هاي هسته اي خود را داوطلبانه متوقف خواهد كرد و ساير شركت كنندگان نيز، رژيم آخوندی را بي ارزش تر از آن توصيف كردند كه در باره سياست هايش اظهار نظر كنند.

نامه شدیداللحن کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری به احمدی نژاد

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری طی نامه ای شدیداللحن به احمدی نژاد، ضمن محکوم کردن دستگیری کارگران ایرانی در روز جهانی کارگر، خواستار آزادی همه کارگران زندانی در ایران شد.

در این نامه از جمله آمده است ضروری است دولت شما به دغدغه های کارگران از طریق گفتگوی صلح آمیز اجتماعی پاسخ دهد و سرکوب خشونت بار کارگران را متوقف کند.

دبیرکل کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری خطاب به احمدی نژاد تاکید کرد یک بار دیگر من به شدیدترین لحن از شما می خواهم منصور اوسانلو و همه فعالان بازداشت شده اتحادیه های کارگری و دانشجویان دستگیرشده در روز جهانی کارگر را آزاد کنید.

هنوز شماری از اعضای سندیکای شرکت واحد در بازداشت بسر می برند

به گزارش خبرگزاری حکومتی ایلنا، شش نفر از اعضاي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني كه روز دوشنبه و همزمان با برگزاري روز جهاني كارگر در تجمع اين سنديكا مقابل اداره مركزي شركت واحد دستگير شده بودند ، آزاد شدند.

در تجمع سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني كه در روز دوشنبه و همزمان با روز جهاني كارگر مقابل اداره مركزي شركت واحد برگزار شد، 12 نفر از تجمع‌‏كنندگان به اتهام تجمع غيرقانوني بازداشت شدند كه شش نفر از اين افراد به نام‌‏هاي كوهيار گودرزي، عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شريف، محمد قائم‌‏مقامي، دانشجوي فيزيك دانشگاه تهران، محمدرضا نوراللهي، مرتضي صفيلو، عبدالرضا طرازي و كامران رفيعي پس از يك روز بازداشت آزاد شدند .

بر اساس اين گزارش ، هنوز 6 نفر از اعضاي اين سنديكا به نام‌‏هاي ابراهيم مددي ، يعقوب سليمي ، عباس نژنب كودكي ، محمود هژبري ، هادي كبيري و غلامرضا غلام‌‏حسيني در بازداشت به سر مي‌‏برند كه پرونده اين افراد در شعبه 13 دادياري ويژه دادسراي انقلاب تحت رسيدگي است.

دولت آلمان درخواست جمهوری اسلامی را برای میانجیگری رد کرد

در پی دیدار رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس آلمان با بروجردی، همتای خود از جمهوری اسلامی در تهران، اعلام شد که رژیم اسلامی مایل است دولت آلمان در مناقشه هسته ای نقش میانجی را برعهده گیرد. فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان بلافاصله این درخواست را رد کرد.

آقای اشتاین مایر گفت برلین یکی از طرفهای اروپایی درگیر بحران هسته ای رژیم تهران است و از این رو برعهده گرفتن این نقش یک خواست دور از انتظار است.

وزیر امور خارجه آلمان ماه گذشته طی سفری به واشنگتن از آمریکا خواسته بود که بطور مستقیم وارد مذاکرات هسته ای با رژیم تهران شود، اما مقامات آمریکايی این درخواست را رد کردند.

رئیس کمیسیون سیاست خارجی آلمان پس از بازگشت از سفر به تهران، از جامعه جهانی خواست در برخورد با برنامه هسته ای جمهوری اسلامی از خود قاطعیت نشان دهد و تاکید کرد که این تنها آمریکا و اروپا نیستند که در برابر برنامه اتمی رژیم تهران قدعلم کرده اند.

انتقاد آمریکا از روسیه به خاطر فروش اسلحه به رژیم تهران

واشنگتن، 14 فروردین، خبرگزاری روسی «نووستی»/ دولت "جرج بوش" روسیه را به خاطر فروش اسلحه به ایران مورد انتقاد قرار داد.

"شون مک کورماک" سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا به خبرنگاران در واشنگتن اعلام کرد: " ما معتقدیم که صحیح خواهد بود که دولت روسیه یک بار دیگر تجدید نظری در مورد سطح همکاری خود با رژیم ایران، بدون شک در زمینه فروش تسلیحات و همچنین در بخش همکاری های هسته ای انجام دهد".

وی خاطر نشان کرد: "به عقیده ما شایسته نیست که آنها به چنین رژیمی که اعلام کرده که اسراییل را از روی زمین پاک خواهد کرد، اسلحه بفروشند. از نظر ما این، آن رژیمی نیست که بتوان به آن اسلحه فروخت".

درگیری گسترده مردم سردشت با ماموران سرکوبگر حکومتی

به گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از سردشت، در جریان درگیری بین نیروهای انتظامی با مردم، دهها نفر از شهروندان سردشتی دستگیر شدند. بنا به گفته شاهدان عینی، در جریان این درگیریها، ماموران حکومتی مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

این گزارش حاکیست در پی درگیری ماموران راهنمایی و رانندگی با مردم، نیروهای امنیتی و انتظامی وارد عمل شده و موجب گسترش درگیری به خیابانهای شهر شدند.

گفته می شود برخورد ماموران راهنمایی و رانندگی با یک راننده زحمتکش و صدور برگ جریمه یک میلیون ریالی موجب واکنش مردم محل به اعمال ماموران شده و پس از آن با ورود نیروهای امنیتی و انتظامی و نیروهای کمکی، درگیریها گسترش بیشتری یافته و به خیابانهای اصلی کشیده شده است.

دهها نفر از جوانان و شهروندان توسط ماموران دستگیر و به مراکز نظامی و انتظامی انتقال داده شده اند.


وضعیت نامعلوم یک عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

ماکو- پوریا مفرح عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان از 12 روز پیش در بازداشت بسر می برد.

براساس اطلاعات موجود پوریا مفرح شهروند ماکویی و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، در روز شنبه 2 اردیبهشت ماه از سوی نیروهای امنیتی در منزل مسکونی خود، دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

در باررسی از منزل نامبرده یک دستگاه کامپیوتر و تعدادی کتاب و نشریه توسط بازرسین، ضبط گردیده است. علت بازداشت و نوع اتهام و محل نگهداری پوریا مفرح تا کنون اعلام نشده است.

احضار موسسین انجمن ادبی در یک روستا

بوکان- بنا به دستور فرماندار و مسئولان امنیتی از برگزاری انجمن ادبی روستای"ناچیت" بوکان جلوگیری شد.

براساس گزارش دریافتی از روستای ناچیت در حومه شهر بوکان، نیروهای امنیتی از افتتاح انجمن ادبی این روستا جلو گیری به عمل آوردند.

موسسین و مهمانان که تعداد آنها حدود 50 نفر تخمین زده شد، روز یکشنبه 10 اردیبهشت ماه در یک کلبه روستایی گردهم آمدند، اما به دلیل عدم کسب مجوز از مقامات دولتی، بنا به دستور فرماندار و با تهدید نیروهای امنیتی و انتظامی از گردهمایی موسسین و دوست داران این انجمن ادبی روستایی در حال تاسیس جلوگیری به عمل آمد.

گفته می شود تعدادی از موسسین از جمله کمال شریف گیلانی به مراکز امنیتی و قضایی احضار شده اند

رژیم تهران چالشی رویاروی جهان: آمریکا در کنار مردم ایران که در برابر یک رژیم فاسد و سرکوبگر قرار گرفته اند، می ایستد

به گزارش رادیو فردا، وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار بیانیه ای تحت عنوان 'رژیم تهران چالشی رویاروی جهان'، می گوید ایالات متحده در کنار مردم ایران که در برابر یک رژیم فاسد و سرکوبگر قرار گرفته اند، می ایستد.

در این بیانیه که شامل چهار بخش مهم است، از جمله به نقل از رئیس جمهور آمریکا آمده است ایران کشوری است که توسط مشتی ملای غیرمنتخب به گروگان گرفته شده است، جماعتی که مردم ایران را به انزوا کشانده اند، آنها را تحت فشار قرار داده و آزادی های اولیه و حقوق انسانی آنان را نفی می کنند.

در ادامه این بیانیه به نقل از پرزیدنت بوش آمده است رژیم تهران حامی تروریسم در جهان است و به طور فعال برای گسترش نفوذ خود در منطقه خاورمیانه کوشش می کند. رژیم تهران خواهان نابودی اسرائیل متحد آمریکا است. رژیم تهران همچنین با جاه طلبی های هسته ایش رویاروی جهان ایستاده است.

رئیس جمهور آمریکا می گوید آمریکا به کوشش خود برای سازماندهی جهان در برابر تهدیدهای رژیم تهران ادامه خواهد داد. جامعه بین المللی در برابر رژیم افراطی جمهوری اسلامی با صدایی واحد سخن می گوید. رفتار پرخاشگرانه رژیم تهران و دنبال کردن برنامه های هسته ایش بر انزوای این رژیم در جامعه بین المللی می افزاید.

یکی از مسائل مهم مطرح شده در بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا، نقض وحشیانه و مستمر حقوق بشر در ایران است. در این بخش از بیانیه با وحشتناک خواندن وضعیت حقوق بشر در ایران از جمله آمده است رژیم تهران بطور سیستماتیک به اعمال شکنجه در زندان، اعدام، ناپدید کردن افراد، بازداشت فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران و اقلیت های مذهبی ادامه می دهد.

وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه خود نوشته است ایالات متحده آمریکا به مردم ایران احترام می گذارد، آنها را تحسین می کند و از حقوقشان در اینکه می خواهند آینده خود را تعیین کنند، پشتیبانی می کند. آمریکا امیدوار است روزی نه چندان دور، نزدیکترین دوست ایرانی دموکراتیک باشد.

کاریکاتور: بازی با دم شیر

ناو هواپیمابر آمریکا به سمت خاورمیانه حرکت کرد

بعد از ظهر سه شنبه، ناو هواپیمابر یو اس اس اینترپرایز حامل 7 هزار و 500 نفر از نیروهای نظامی آمریکا، از مرکز نیروی دریایی این کشور در نورفولک در ایالت ویرجینیا، به سوی منطقه خاورمیانه حرکت کرد.

این همان ناو هواپیمابریست که حمله به مواضع طالبان در افغانستان پس از یازدهم سپتامبر، از روی آن آغاز شد.

هنوز جزئیات ماموریت شش ماهه این ناو هواپیمابر مشخص نشده، اما افراد آن وقایع عراق و بویژه بحران هسته ای جمهوری اسلامی را بدقت دنبال کرده اند.

http://web.peykeiran.com/new/default.aspx

 

نامه 445 نفر از شخصیت های سیاسی، دانشجویی و فرهنگی کشور در اعتراض به ادامه بازداشت منصور اسانلو

 

 

 

 

نامه 445 نفر از شخصیت های سیاسی، دانشجویی و فرهنگی کشور در اعتراض به ادامه بازداشت منصور اسانلو

اینک افزون بر چهار ماه است که منصور اسانلو فعال کارگری به ناحق در بازداشتگاه امنیتی در سلول انفرادی و در شرایطی سخت به سر می برد و پاره ای از گزارشها حاکی از  اعمال فشار شدیدبر نامبرده برای اخذ اعترافات غیرواقعی است .او در این مدت از تمامی حقوق انسانی و شهروندی اعم از ملاقات  متعارف با خانواده و وکیل و ... محروم بوده است .علی رغم ترفند همیشگی طرح اتهامات گسترده در بدو بازداشت تا کنون هیچ مدرک مستندی از سوی دستگاه قضایی  منتشر نشده است .بنیانگذاری و فعالیت درسندیکای کارگری مطابق اعلامیه جهانی حقوق بشر ، الزامات عضویت در سازمان جهانی کار  و قانون اساسی حق مسلم و بدیهی فعالان کارگری است .از این رو تلاشهای بی وقفه و خستگی ناپذیر منصور اسانلو در بنیانگذاری سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی و پیگیری برای تحقق خواسته های صنفی اعضاء این سندیکا ضمن آنکه اقتضاء حقوق شهروندی ایشان است، در خور تشویق و قدردانی است . ما امضا کنندگان زیر با الهام از اعلامیه جهانی حقوق بشر،  مقاوله نامه های جهانی کار که به تایید و امضاء جمهوری اسلامی نیز رسیده و موظف به عمل به آنها است و دوماهه بودن مهلت بازداشت موقت خواستار آنیم که به فوریت آقای منصور اسانلو از زندان آزاد شوند و زمینه احقاق حقوق ایشان با برگزاری دادگاه صالح علنی فراهم شود و همچنین تاکید می کنیم که برخورداری از سندیکای مستقل کارگری حق بدیهی و سلب ناشدنی کارگران و زحمتکشان می باشد  که مطالبه آن نباید با زندان ، اخراج و اذیت و آزار خانواده ها مواجه شود . آنهم در زمانه ای که قبضه کنندگان قدرت شعار "حمایت از محرومان " را سر می دهند .
در پایان موکدا از مسئولان مربوط می خواهیم به خواسته های صنفی رانندگان شرکت واحد توجه نشان داده، زمینه بازگشت به کار شرافتمندانه رانندگان اخراج شده به دلایل سیاسی  را فراهم سازند .

 

 

درگيري يك تشكل شبهه نظامي با دانشجويان در دانشگاه سهند تبريز

 

 

     

 

 

پيمان پاك مهر . روزنامه نگار در تبريز
www.tabriznews.com
pakmehr88@hotmail.com
Tel:00989144157400
تبريز نيوز:سرويس سياسي:يك تشكل شبهه نظامي،با ايجاد درگيري،مانع از برگزاري جشنواره دو روزه كانون ها و تشكل هاي دانشجويي ، در دانشگاه صنعتي سهند تبريز شد.
در اين جشنواره دانشجويي كه قرار بود با حضور تشکل های دانشجویی شامل انجمن اسلامی دانشجویان، شورای صنفی دانشجویان و بسیج دانشجویی، و نیز کانون های فرهنگی دانشجویی منجمله کانون شعر و ادب، کانون موسیقی، کانون تئاتر، کانون فیلم و عکس و... تشكيل شود با دخالت يك تشكل شبهه نظامي به درگيري انجاميد.
درگيري در این جشنواره كه مجوز آن به تصویب شورای فرهنگی دانشگاه صنعتی سهند تبریز رسیده و قرار بود در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، 13 و 14 اردیبهشت 85 ، در اين دانشگاه برگزار شود، از زماني آغاز شد كه  يك دختر دانشجو به عنوان مجری پشت تریبون قرار گرفت بطوريكه اين موضوع با مخالفت شديد برخي از اعضا يك تشكل شبهه نظامي مواجه و هنگامی که برگزار کنندگان جشنواره حاضر به تغيير مجری نبودند، برخي از اعضا اين تشكل اقدام به برهم زدن مراسم و قطع بلندگوها کردند.
گفته مي شود،رهبر اين تشكل شبهه نظامي خود شخصا دست به چنين عملي زده و هنگامی که با اعتراض دانشجویان روبرو شده به آن ها گفته است: «زور داریم، انجام می دهیم. اگر شما هم زور دارید انجام دهید!». ولي برگزار کنندگان اين جشنواره با مشاهده چنين رفتاري به قصد عدم ايجاد تنش از خواسته خود کوتاه آمده و اعلام کردند که برنامه مجری ندارد.
اما در روز دوم جشنواره - پنجشنبه 14 ارديبهشت 85- اعتراض چند تن از اعضا تشكل شبهه نظامي به پخش موسيقي در غرفه ها به درگیری فیزیکی با مسيولان اين غرفه ها نيز کشیده شد.
در اين روز در بخش ديگري از برنامه یکی از دخترهاي دانشجو جهت نواختن تار ، به روی صحنه رفت كه پس از آن يك عضو اين تشكل شبهه نظامي عليرغم اين كه این بخش از برنامه نیز مانند ساير بخش هاي آن قبلا به تصویب شورای فرهنگی دانشگاه رسیده بود ، براي بار دوم اقدام به قطع بلندگوی مراسم نمود، ولي این بار با مقاومت جدي دانشجويان برگزار کننده برنامه روبرو شد.
اين عمل با واكنش شديد دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد كه با کف و سوت خواستار کوتاه نیامدن برگزار کنندگان اين جشنواره شدند.
گفته مي شود،رهبر اين تشكل شبهه نظامي با مشاهده اعتراض شديد دانشجويان فورا با دکتر {سه نقطه} ، تماس گرفته و از وي خواسته تا اجرای موسیقی توسط یک دختر دانشجو را متوقف كند كه در نهايت دكتر {سه نقطه} اين دستور را اجرا مي كند.
در این هنگام با پافشاری دانشجویان حاضر در صحنه، مسيولان برگزار کننده جشنواره، ختم جشنواره را اعلام و از پشت تریبون خطاب به همه گفتند: ترجیح می دهیم جشنواره را تعطیل کنیم تا بیش از این مورد تحقیر و توهین قرار نگیریم.
در اين ميان دانشجويان خشمگين در حاليكه اقدام برخي از اعضا اين تشكل شبهه نظامي را توهين به دانشجو و دانشگاه خطاب كردند در واكنش به چنين رفتاري اقدام به پرتاب صندلي ها كردند.
دانشجویان دانشگاه صنعتي سهند تبريز ، با فریاد « دكتر {سه نقطه} ، از تشكل شبهه نظامي دستور می گیرد» از سالن جشنواره خارج و در اين تجمع اعلام كردند كه قصد دارند در روزهاي آينده تجمع اعتراض آميزي در اين دانشگاه برگزار كنند.
گفتني است ، مجوز برنامه گراميداشت "روز جهانی کارگر"، كه قرار بود توسط انجمن اسلامی دانشجویان اين دانشگاه در این جشنواره، برگزار شود توسط هیات نظارت دانشگاه لغو و انجمن اسلامی موفق به اجراي برنامه در اين جشنواره نشد.
همچنين شورای صنفی دانشجویان نیز به دليل عدم حضور مسيولان دانشگاه صنعتي سهند تبريز، موفق به اجراي برنامه "پرسش و پاسخ دانشجويان با معاونت آموزشی و ريیس آموزش دانشگاه"، نشد.

 

 

مزار مشروطه خواهان تهران، پارکينگ و فضاي سبز مي شود

 

 

     

 

 

تهران - ميراث خبر
گروه استان ها، فاطمه علي اصغر : با اجرايي شدن طرح توسعه بيمارستان لقمان حکيم  در ميدان آذري تهران، مزار "ملک المتکلمين" و "ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل" که در مجاورت اين بيمارستان قرار دارد، تخريب و براي هميشه ياد دو روزنامه نگار دوران مشروطه از ذهن ها زدوده مي شود.
 
مقابر اين دو روزنامه نگار اکنون در ضلع جنوبي بيمارستان که روزگاري يک باغ بوده ، واقع شده است. "ملک المتکلمين" و "ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل" در دوران محمد علي شاه پس از اعدام به طور مخفيانه توسط عده اي ناشناس پشت باغ شاه دفن شده اند. مکاني که بعدها نوادگان "ملک المتکلمين" اقدام به ساماندهي آن کردند و به تدريج به آرامگاهي خانوادگي درآمد.
تخريب مقابر اين دو روزنامه نگار از سوي "هاشمي نژاد "، مدير بيمارستان لقمان حکيم تكذيب شده است. او مي گويد : « حتي اگر اين مقبره‌ها در طرح توسعه بيمارستان قرار بگيرند به دليل اهميت و ارزشي که اين دو بزرگوار براي آزادي و استقلال ايران داشتند ، اقدامات ضروري براي حفاظت از آن ها انجام مي شود
وي نگفت که حفاظت از اين آثار  چگونه انجام خواهد شد.
طرح توسعه بيمارستان لقمان حکيم جزو پروژه هاي ملي است و اعتبارات آن از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي تامين مي شود.
به گفته هاشمي نژاد بر اساس اين طرح، خانه هاي اطراف بيمارستان خريداري شده و تبديل به محوطه، پارکينگ و فضاي سبز بيمارستان مي شود .
تخريب مقابر اين دو روزنامه نگار، يکبار ديگر موضوع فراموش شدن ياد و خاطر آنان را زنده مي کند.
"
قاسم عسگري ، سرايداري که 30 سال در اين آرامگاه خانوادگي زندگي کرده مي گويد: ياد ندارم در طول اين سالها، چه قديم و چه جديد مسئولي از سازمان هاي دولتي براي سرکشي به اينجا آمده باشند. حتي خانواده هاي اين دو نفر هم چندان رسيدگي نمي کنند.
در اين ميان کارشناسان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران چند سال پيش به اين مکان سر زده و آن را تعيين حريم کردند اما بعداز اين اقدام هرگز طرحي براي ساماندهي اين مقابر ارايه نشده است.
«
فرهاد فيروزي » کارشناس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان تهران در اين باره مي گويد: « حدود سه سال پيش از سوي کارشناسان ميراث فرهنگي عمليات بررسي و شناسايي اين مقبره‌ها انجام گرفت و مراحل اوليه تهيه پرونده ثبتي آنها انجام شد. اما با اين وجود اين پرونده در چرخه اداري افتاد و ثبت آن در فهرست آثار ملي به فراموشي سپرده شد
در همين حال « ارد زند » تهيه کننده و کارگردان فيلم هاي مستند که براي تهيه فيلمي از دوران مشروطه به اين مقابر رفته بود، مي گويد: « هرگز فکر نمي کردم اين مقابر اينگونه مورد بي مهري قرار گرفته و تبديل به مخروبه اي شوند که حتي کسي نمي داند متعلق به چه کساني است
وي مي افزايد : « روزگاري عده اي ناشناس براي صيانت از پيکر اين عزيزان از جان خود گذشته و به طور مخفيانه آن ها را پشت باغ شاه دفن کردند. جاي تعجب است که امروز اين مقابر  مورد بي مهري و بي توجهي قرار گيرد .» 
او اين را هم اضافه مي کند که «تخريب اين مقابر مساوي با زير سوال بردن تاريخ مشروطه است

 

 

سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا:  واشنگتن انتظار راي گيري درباره ايران در سازمان ملل تا پيش از سه‌شنبه را ندارد

 

 

     

 

 

خبرگزاري فرانسه به نقل از يك مقام عالي‌رتبه وزارت امور خارجه آمريكا نوشت كه واشنگتن انتظار ندارد دست كم تا پيش از سه‌شنبه درباره برنامه هسته‌يي ايران در سازمان ملل راي‌گيري شود.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري فرانسه، شان مك كورمك، سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا گفت كه مشاورات درباره قطعنامه‌ي پيشنهادي فرانسه و انگليس درباره برنامه‌ي هسته‌يي ايران ادامه خواهد داشت و مديران سياسي پنج عضو دايم شوراي امنيت و آلمان روز دوشنبه در ضيافت شامي درباره آن مذاكره خواهند كرد.
اين گزارش به نقل از مقام عالي‌رتبه ياد شده كه خواست نامش فاش نشود ادامه داد: واقعا انتظار ندارم كه اين قطعنامه تا پيش از ضيافت شام به راي گذاشته شود.
مك كورمك درباره اينكه واشنگتن مي‌خواهد چه اندازه زمان در اختيار ايران براي پايبندي به ضرب‌الاجلي جديد قرار دهد چيزي نگفت، اما اظهار كرد: اين مدت خيلي طولاني نخواهد بود. فكر مي‌كنم برخي درباره دو هفته يا يك ماه صحبت كرده‌اند.
وي افزود: مذاكره درباره زبان خاص قطعنامه‌ هم چنان ادامه دارد و ما اميدواريم كه اساس آنچه شما در اين قطعنامه مي‌بينيد، چيزي باشد كه افراد در نهايت به آن راي خواهند داد.
مك كورمك ادامه داد: ما اميدوار به رسيدن به راي متفق‌القول هستيم و خواهيم ديد كه به آن مي‌رسيم يا خير.
بر اساس اين گزارش، موضوع قطعنامه موضوع اصلي ضيافت شام دوشنبه شب خواهد بود كه رايس در آن ميزبان همتايانش از روسيه، چين، انگليس، فرانسه و آلمان است.
مك كورمك گفت: در اين نشست علاوه بر قطعنامه درباره اينكه گام‌هاي ديپلماتيك بعدي كه ممكن است در صورت تداوم سرپيچي ايران از جامعه بين‌المللي به آن نياز باشد، چه خواهد بود، مذاكره خواهد شد.

 

 

 1700 نوع مواد مخدر در بازار ايران وجود دارد

 

 

     

 

1700 نوع مواد مخدر در بازار ايران وجود دارد

 معاون مبارزه با مواد مخدر فرماندهي انتظامي استان همدان گفت: با پيشرفت تكنولوژي شاهد ورود انواع جديدي از مواد مخدر به بازار هستيم كه فراواني و تنوع بالاي اين مواد كار مبارزه را مشكل كرده است
به گزارش خبرنگار فارس از همدان عليرضا ملاحت امروز در نشست شوراي مبارزه با مواد مخدر در محل دفتر معاون سياسي، امنيتي استاندار افزود: طبق بررسي‌ها 1700 نوع ماده مخدر شيميايي و صنعتي وارد بازار شده است كه با توجه به ناشناخته بودن و تاثيرات بسيار مخرب‌تر اين مواد نسبت به مخدرهاي سنتی وضعيت نگران كننده‌اي را ايجاد كرده است.

 

 

http://www.radiofarda.com

** محکومیت وکلای مدافع درویشان گنابادی بازداشت شده به زندان،
شلاق و محرومیت از وکالت: مصاحیه با سخنگوی درویشان در پاریس


دادگاه انقلاب قم دو تن از وکیلان مدافع درویشان گنابادی این شهر
را بدلیل برعهده گرفتن وکالت درویشان به پرداخت جریمه نقدی زندان و
پنج سال محرومیت از وکالت محکوم کرد. مصطفی آزمایش سخنگوی
درویشان در پاریس در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: قدم تازه ای
که نظام قضایی جمهوری اسلامی در تکمیل کارهایی که وزارت کشور بر
علیه این درویشان انجام داد، برداشت این بود که علاوه بر اینکه 52
تن از کسانی را که مصدوم و مجروح شده بودند در ماجرای حمله به
حسینیه دراویش قم، توسط نیروهای سرکوبگر محکوم به یک سال حبس و
پرداخت جریمه نقدی کرد. اما افتضاح عجیبی که ببار آمده اینست که
آقای فرشاد یداللهی و امید بهروزی به جرم مدافعه از حق این 52
تن محکوم به پرداخت جریمه نقدی، یک سال زندان و پنج سال تعلیق حق
وکالت و مهمتر از همه 74 ضربه شلاق شدند. مساله دیگر اینست که چک
هایی که مردم به عنوان کمک به حسینیه به این مرکز داده بودند در
جریان حمله نیروهای انتظامی به سرقت رفت و کم کم از بانک ها سر
درآورد که بدون ظهر نویسی نقد شده اند.


** جرج بوش: «ایران به خاطر صلح جهانی باید از تلاش برای دستیابی
به سلاح اتمی دست بکشد. ما از مواضع خود عقب نشینی نمی کنیم.»


جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا و آنگلا مرکل صدراعظم آلمان با
شرکت در یک کنفرانس خبری به توضیح مواضع خود در قبال برنامه اتمی
ایران پرداختند. جرج بوش بر ارجح بودن راهکارهای دیپلماتیک تاکید
کرد و گفت: ایران به خاطر صلح جهانی باید از تلاش برای دستیابی به
سلاح اتمی دست بکشد. ما در موضعمان ثابت قدم هستیم. آنگلا مرکل
گفت دستورکار ما دنبال کردن این موضوع از طریق فصل هفتم منشور
سازمان ملل متحد است . منوچهر متکی وزیر امور خارجه جمهوری
اسلامی در باکو به خبرنگاران گفت: پرونده اتمی ایران باید در
آژانس بین المللی انرژی اتمی رسیدگی شود و در چنین صورتی ایران به
همکاری کامل با آژانس ادامه خواهد داد.

** دستگیری رامین جهانبگلو به بهانه جاسوسی از دید عبدالکریم
لاهیجی


تایید خبر دستگیری دکتر رامین جهانبگلو سرپرست گروه اندیشه معاصر
دفتر پژوهش های فرهنگی ایران واکنش نهادهای جهانی حقوق بشر را
برانگیخت. مسولان قضایی و سازمان زندانهای جمهوری اسلامی تایید
کردند که رامین جهانبگلو پس از بازگشت از سفر تحقیقاتی به هند،
متهم به جاسوسی و ازفرودگاه مهرآباد به زندان منتقل شده است.
جهانبگلو فارغ التحصیل سوربن و استاد دانشگاه هاروارد و دانشگاه
تورونتو، شهرت خود را مدیون کتابها و مصاحبه هایش با فیلسوفان
معاصر است. دکتر عبدالکریم لاهیجی نایب رئیس جوامع جهانی دفاع از
حقوق بشر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: جمهوری اسلامی به
گونه مسخره ای او را متهم به جاسوسی می کند. درحالیکه جهانبگلو به
هیچ وجه فعال سیاسی نبود که وارد یک سازمان سیاسی شود و بخواهد
فعالیت سیاسی کند. رامین جهانبگلو از پایه گذاران جامعه دفاع از
حقوق بشر در پاریس بود و از زمانی که به ایران رفت ارتباطش را حتی
با جامعه دفاع از حقوق بشر قطع کرد و خودش را سرگرم کارهای تحقیاتی
و علمی اش کرد. صرف مصاحبه با یک روزنامه یا رادیو خارجی یا اظهار
نظر در مسایل سیاسی می تواند بهانه باشد برای بازداشت.



** آغاز کار پایگاه فیلترینگ جمهوری اسلامی با قابلیت شناسائی
کاربران و مراجعات آنها به سایت های غیرمجاز، نگرانی کاربران
اینترنت را بر انگیخت


رضا رشیدی مدیرعامل شرکت فنآوری اطلاعات اعلام کرد طرح تازه
فیلترینگ هوشمند و شناسایی کاربران اینترنت و نیز ثبت مراجعات به
تمام سایت ها در مرکز فیلترینگ جدید طی روزهای آینده به طور
آزمایشی شروع خواهد شد. راه اندازی بانک اطلاعات فیلترینگ،
انتقاد بسیاری از کارشناسان و کاربران اینترنت را برانگیخت. محمد
امیر افروغی کارشناس شبکه اینترنت، در مصاحبه با رادیو فردا می
گوید: مانند شرکت تلفن، مراجعات کاربران و آدرس های خاص آنها در
همه موسسات سرویس دهنده اینترنت ضبط می شود، اما از آن به منظور
ردیابی مشکلات و رفع نواقص استفاده می شود، نه برای سند سازی علیه
اشخاص.

** آیت الله صانعی گفت اسلام راستین به معنی پیشرفت علم و دانش
است، و موجب فرار مغزها و زندانی شدن دانشجویان نمی شود


آیت‌الله یوسف صانعی ، اسلام راستین را اسلامی دانست که موجب فرار
مغزها ازکشور نشود و دانشجویان زندانی نشوند. وی در مصاحبه با
تلویزیون مکزیک افزود اسلام دین قید و بند نیست بلکه دین آزادی و
نشاط است. صانعی که جزو مراجع تقلید اصلاح‌طلب به شمار می‌رود، در
باره بحث مهدویت که از اصول محوری دولت جدید جمهوری اسلامی است گفت
هر کس که جلوی آزادی اندیشه را می‌گیرد و ظلم می‌کند، با ظهور مهدی
موعود مخالف است. وی در باره برخورد حکومت با زنانی که بی حجاب یا
بدحجاب تلقی می شوند، گفت: برای مبارزه با بی‌حجابی نباید جامعه
را پلیسی کنیم، بلکه باید فرهنگ‌سازی شود.

** بوش و مرکل از حکومت ایران خواستند به خاطر حفظ صلح جهانی از
غنی سازی اورانیوم چشمپوشی کند

رئیس جمهوری آمریکا در کنفرانس مطبوعاتی مشترک در واشنگتن با
صدراعظم آلمان، چهارشنبه شب در واشنگتن باردیگر حکومت ایران را به
متوقف ساختن برنامه غنی سازی اورانیوم فراخواند و از سران جمهوری
اسلامی خواست به خاطر حفپظ صلح جهانی، از بلندپروازی‌های هسته‌‌ای
چشم بپوشند. هر چند هر دو رئیس دولت بر لزوم حل و فصل بحران هسته
ای ایران از طریق دیپلماتیک تاکید کردند اما آقای بوش یادآور شد که
اتحاد علیه برنامه اتمی ایران اتحادی نیرومند است. خانم مرکل که
برای رسیدن راه حل مشترکی برای مهار برنامه اتمی حکومت ایران به
واشنگتن رفته است، گفت آمریکا و آلمان توافق تام و تمام دارند که
به جمهوری اسلامی تحت هیچ شرایطی نباید اجازه داد که به سلاح‌های
هسته‌ای دست یابد.

** روش سرکوب روزنامه نگاران در ایران تغییر کرده است: مسول بخش
ایران سازمان گزارشگران بدون مرز

رضا معینی مسول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز در مصاحبه
با رادیو فردا می گوید اگرچه شمار روزنامه نگاران در پشت میله
های زندان در ایران کاهش یافته اما روش سرکوب روزنامه نگاران در
ایران تغییر کرده است. شکل مرعوب کردن بوسیله قوانین جای بازداشت
ها را گرفته است. ماشاء الله شمس الواعظین سخنگوی انجمن صنفی
مطبوعات می گوید بسیاری از روزنامه نگاران بدلیل مخاطرات تن به
مهاجرت به خارج از کشور و یا تغییر شغل داده اند. روزنامه نگارانی
هم هستند که فعال اند اما تن به خودسانسوری داده اند.

** نماينده سازمان ديدبان حقوق بشر در نيويورک: اتهام جاسوسی علیه
رامین جهانبگلو از اتهام های معمول در بازداشت های خودسرانه است


پس از چند روز بي خبري از سرنوشت رامين جهانبگلو، استاد علوم
سياسي و فلسفه در تهران، امروز يکي از مقام هاي دستگاه قضايي
ايران، خبر بازداشت اين نويسنده و محقق را تاييد کرد. آقاي
جهانبگلو در خارج از ايران، يکي از شاخص ترين ترين چهره هاي فعال
در عرصه هاي فرهنگي است و طي چند روز اخير، خبر ناپديد شدن او در
برخي رسانه هاي بين المللي انعکاس يافته بود. هادي قائمي،
نماينده سازمان ديدبان حقوق بشر در نيويورک در گفتگو با گلناز
اسفندياري از راديو اروپاي آزاد، راديو آزادي می گوید: اتهام
مسایل امنیتی و جاسوسی معمولا نشان دهنده پروژه ای است که در زمان
بازداشت های خودسرانه شروع می شود. این فشارهای فیزیکی و روانی بر
روی بازداشت شدگان اعمال می شود تا از آنها اعترافهای دروغین گرفته
شود.

** دادگاه انقلاب اسلامی تهران با آزادی کارکنان شرکت واحد
اتوبوسرانی که در جریان روز کارگر بازداشت شدند، مخالفت کرد


کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که در جریان تظاهرات
روز اول ماه مه بازداشت شدند همچنان در زندان بسر می برند و دادگاه
انقلاب اسلامی تهران با آزادی آنها مخالفت کرد. یک فعال سندیکای
شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به رادیو فردا گفت ابراهیم مددی،
نایب رئیس سندیکا، عباس نژند کودکی و محمود هژبری از اعضای
هیات مدیره، غلامحسین غلامحسینی ، هادی کبیری و یعقوب سلیمی
از فعالان سندیکا همچنان در بازداشت بسر می برند. فعال سندیکای
شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به رادیو فردا گفت شماری از
دانشجویان بازداشت شده در روز اول ماه مه آزاد شدند.

** سازمان گزارشگران بدون مرز نام رئیس جمهوری اسلامی را رسما در
فهرست دشمنان آزادی بیان در جهان قرار داد


سازمان گزارشگران بدون مرز همزمان با روز جهانی مطبوعات و با
انتشار گزارش سالیانه خود از وضعیت حرفه روزنامه نگاری در سراسر
جهان نام محمود احمدی نژاد را رسما در فهرست دشمنان آزادی بیان
در جهان قرار داد. پیش از او نام رهبر جمهوری اسلامی در این فهرست
جای گرفته بود. نام آقای احمدی نژاد در کنار نزدیک به چهل تن از
مقامهای دولتی جهان قرار گرفت، کسانی چون معمر قذافی ، رهبر لیبی،
عبدالله بن آل سعود و بشار اسد رئیس جمهوری مادام العمر سوریه.
در این گزارش ایران بزرگترین زندان برای روزنامه نگاران در
خاورمیانه لقب گرفته است. طی یکسال دست کم 13 روزنامه نگار و وبلاگ
نویس دستگیر شدند. گزارشگران بدون مرز نوشته است تروریست ها در
عراق از حمله به منزل روزنامه نگاران و کشتن آنها در برابر چشمان
خانواده شان تردید نکرده اند. در این گزارش از بهبود آزادی در برخی
کشورها ستایش شده است.

** تلاش حکومت برای سانسور اینترنت سبب کندی در رشد این رسانه به
زبان فارسی شده است: سازمان گزارشگران بدون مرز


رضا معینی مسول بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز در مصاحبه
با رادیو فردا می گوید محدودیت های عرصه اطلاعرسانی گریبان اینترنت
را گرفته است. آقای معینی می گوید به رغم افزایش وبسایت ها و وبلاگ
ها در ایران تلاش برای سانسور اینترنت سبب شده توسعه این رسانه به
زبان فارسی با مشکل بسیار زیادی روبرو شود. مسول بخش ایران سازمان
گزارشگران بدون مرز می گوید: دو راهکار پیش روی روزنامه نگاران ما
در منطقه است. خودسانسوری یا تبعید. سرکوب در ایران با خودسانسوری
همراه است. خودسانسوری در قلم روزنامه نگاران ایران تاثیر دارد و
سبب ایجاد سکوت درباره جامعه ومسایل مربوط به آن می شود.


** تظاهرات روز معلم: مصاحبه با عضو شورای مرکزی کانون صنفی معلمان
در باره تغیر لایحه هماهنگ سازی


روز سه شنبه به مناسبت روز معلم تظاهراتی در میدان فلسطین تهران
برپا شد که بدون درگیری با نیروی انتظامی خاتمه یافت. در این
تظاهرات معلمان از جمله شعار دادند که «معیشت و منزلت حق مسلم
ماست.» محمدعلی شیرازی ، عضو شورای مرکزی کانون صنفی معلمان
ایران، در مصاحبه با رادیوفردا می گوید شورای صنفی از طریق تماس
با مقامات دولت و مجلس خواسته های معلمان را پیگیری می کند. وی
اظهار امیدواری می کند که لایحه هماهنگ سازی دستمزدهای که پاسخی به
خواسته های معلمان و پرستاران است با تغییراتی که آن را به گفته وی
عادلانه تر می سازد در سال جاری در مجلس شورای اسلامی به تصویب
برسد و از سال 1386 به مورد اجرا در بیاید.


** از نظر فساد حکومتی در گزارش سازمان شفاف سازی، جمهوری اسلامی
در میان 159 کشور جهان مقام 93 را کسب کرد


سازمان بین‌المللی شفاف‌سازی در گزارش سالانه خود در باره فساد و
پنهانکاری در 159 کشور، به حکومت ایران از 10 امتیاز 2.9 امتیاز
داد. بالاترین امتیاز نشانه شفافیت کامل و فقدان فساد است. امتیاز
2.9 ایران حاکی از فساد گسترده در بخش‌های دولتی است و در بین 159
کشور جهان، ایران از نظر میزان فساد اداری در رتبه 93 قرار گرفت.
ایسلند با امتیاز 9.7 از 10 امتیاز به عنوان سالم‌ترین کشور از نظر
فساد مسئولان دولتی و سیاسی شناخته شد. بنابر گزارش سال 2005 جمعا
117 کشور از 159 کشور کمتر از 5 امتیاز آوردند، که نشان دهنده شیوع
فساد دولتی در اغلب کشورهای جهان است. ایسلند، فنلاند، نیوزیلند،
دانمارک، سنگاپور، سوئد و سوئیس تنها کشورهائی بود که بالاتر از 9
امتیاز آوردند. هائیتی با 1.5 امتیاز فاسدترین شناخته شد. رئیس
سازمان گفت فساد دولتی مهم‌ترین عامل شیوع فقر است.