|
زنداني مهندس حشمت الله طبرزدي. مدبرمسئول هفته نامه توقيف شده پيام دانشجو
احمدي نژاد ناشناس ترين چهره اي بود كه در يك انتخابات غير دمكراتيك به رياست جمهوري رسانيده شد . اگرچه اودر دور اول انتخابات ظاهرا در رديف سوم قرار گرفت ، اما همان نيروئي كه سرنوشت انتخابات را در دست گرفته بود ((نيروي نظامي...! )) ، تصميم گرفت تا كروبي را از و احمدي نژاد را از رديف سوم به دوم ارتقا دهد تا زمينه لازم براي حضور در مرحله دوم فراهم شود . آنها بر اين واقعيت وقوف داشتند كه تنفر عميق توده هاي مردم از رفسنجاني به اندازه اي است كه هر كسي در مقابل آن به رقابت برخيزد ، بي ترديد برنده انتخابات استصوابي و غير عادلانه خواهد بود ، ولو اينكه او فردي باشد كه فاقد وجه سياسي باشد و مردم از ديدگاههاي سياسي او هيچ اطلاعي نداشته باشند . مردم در سوم تير ماه 1384 به كسي راي دادند كه از طرف مجامع بين المللي يا گروهاي مستقل سياسي ، هيچ نظارتي بر آن صورت نگرفته بود . (( ضمن اينكه من به اين راي گيري و نتايج آن هيچ اعتقاد و اعتمادي ندارم )) بهمين دليل هم وقتي ميگويم ، مردم راي داده اند بر پايه يك تسامح درجهت تحليل نتايج بعدي است ونه اينكه به چنين چيزي باور داشته باشم ، كه از مواضع احمدي نژاد بعنوان يك راست افراطي و جنگ طلب هيچ اگاهي نداشتند . با وجود اينكه نخبگان سياسي و حتي رقباي او در جناح اصلاح طلب ، هشدار داده بودند كه ظهوراحمدي نژاد مترادف است با ظهور فاشيسم، اما بخشي ازتوده هاي نا آگاه به اين هشدار هيچ اعتنائي نكرده وفريب شعارهاي انتخاباتي او مبني بر مبارزه با فقر ، فساد و تبعيض را خورده و در دام فريب ((نيروي نظامي ))گرفتار شده وعملا به سياهي لشكربي جيره ومواجب نيروي نظامي تبديل شدند .
اينك كه 5 ماه از آن انتخابات ميگذرد ، احمدي نژاد در كنار برخي اقدامات عوام فريبانه، منجمله حذف تشريفات و برخي هزينه هاي غير ضرور، ماهيت اصلي خود را رو كرده است .
اوبدون توجه به وضعيت مردم ايران به ويژه كه طي دو دهه انقلاب و بروزجنگ داخلي و خارجي ، بشدت به لحاظ اقتصادي ضعيف گرديده اند ، خواهان خدمت به اعراب براي بشدت به لحاظ اقتصادي ضعيف گرديده اند ، خواهان خدمت به اعراب براي نابودي اسرائيل گرديده است ! ايا براستي اين تعداد راي دهنده كه عمدتا ونوعا از طبقات پايين اجتماع و به لحاظ اقتصادي – اجتماعي و فرهنگي از فقرا و فرومايگان بوده اند ، براي اين به احمدي نژاد راي داد ند كه ((اسرائيل)) را از صفحه روزگار حذف كند ؟ ايا فردي كه فرياد صداقت و عدالت سر داده، آيا در تبليغات انتخاباتي خود حتي يك كلمه درباره حذف اسرائيل از صفحه روزگار بر زبان اورد؟ ايا اين است مفهوم صداقت اسلامي ؟ مردمي كه به نان شب محتاجند، به ايشان راي داده ند تا بجنگ با اسرائيل برخيزد ؟ زهي بي صداقتي و سياسي بازي ! مردم ايران يكبار در جريان جنگ عراق و ايران ، طعم تلخ شعارهاي تند و غير قابل تحقق خميني مبني برازادي قدس و تبعات مخرب آن يعني جنگ همه جانبه را چشيده اند ،آنها خوشحال بودند كه 16 سال پس از فوت خميني از شراين شعارهاي تند و خانمان سوز رهائي يافته اند ،اما احمدي نژاد به قصد دلگرمي گروهي از اعراب افراطي در فلسطين و لبنان كه البته در اقليت هم هستند ، بار ديگر به احياي همان شعارهاي جنگ طلبانه پرداخته است . تاسف باراين است كه اوازراي كساني براي راه اندازي يك جنگ جديداستفاده ميكند كه اصولا از جنگ متنفرند . اي كاش اين رئيس جمهورارزشي و اصول گرا !؟ حتي براي يكبار ، همين شعارهاي تند و تيز را براي تبليغات انتخابي خود سر داده بود تا امروز به بي صداقتي وسياست بازي و استفاده ابزاري از راي مردم متهم نشود ؟
((هولوكاست)) يك واقعه تاريخي است كه پديد اورندگان آن و همچنين جامعه جهاني ونيز سازمان ملل متحد به وقوع آن اعتراف كرده اند . همچنين به دليل اينكه هنوز ، زمينه افكار فاشيستي و تبعيض نژادي بين بخشي از مردم اروپا و به ويژه درالمان وجود دارد ، پديد اورندگان ((هولوكاست)) توافق كرده اند كه براي جلوگيري مجدد از يك فاجعه نژاد پرستانه ، انكار كنندگان ((هولوكاست)) را مجرم قلمداد نمايند . يعني اينكه آنرا بصورت ((تابو)) درآورده اند تا ... ! با اين وجود اخيرا پسر عموهاي ((هيتلر )) كاسه داغ تر ازآش شده و اين پديده را افسانه مينامند تا بلكه به بهانه دشمني با يهودي ها خواسته يا ناخواسته، آگاهانه يا نا آگاهانه به اعاده حيثيت ازهيتلر وگشتاپو بپردازند ! ايا شهروندان فقير ، بي خانمان ، بيكار و فرومايه و غافل از بازيهاي سياسي (( به لحاظ اقتصادي )) به احمدي نژاد راي دادند تا اواز طريق تريبونهاي ملي استفاده نمايد وبه جنگ تبليغي عليه طرفداران يا نفي كنندگان ((هولو كاست)) بپردازد ؟ ايا واقعي بودن يا افسانه بودن ((هولو كاست)) براي مردم ايران شغل ، رفاه ، امنيت ، وعدالت و ... ببارمي اورد؟
ايا طرح چنين حرفهاي تحريك اميز و در عين حال بي محتوا ، بي مبنا و بي خاصيت ، انهم پس ازگذشت فقط چند ماه ازانتخابات وايجاد جنجال هاي تبليغي ناشي از نا پختگي ايشان است، يااينكه گروهي كه سناريوي جنگ را نوشته اند ،ازاوبعنوان مجري اهداف خود بهره ميبرند ؟ ايا طرح ((هولو كاست)) و اينكه حقيقت بوده يا افسانه از رسيدگي به وضعيت ميليونها ايراني كه براي تامين حداقل زندگي و لقمه اي نان مجبورند تا تن به هرذلتي بدهند ، مهم تر است ؟ ايا جنجالي شدن يك فرد كه در زمان تصدي شهرداري تهران صرفا بعنوان يك فرد اجرائي مطرح بود ، يك امر تصادفي است ؟ سئوال اين است كه جنجال ((هولو كاست)) يا محو اسرائيل به چه منظور واز كدام حوزه سياسي در كاسه اقاي رئيس جمهوري اسلامي گذاشته شده است ؟ ايا سكوت معنا دار راس هرم قدرت در اين زمينه نيز تصادفي است ؟ من البته همانگونه كه در مقاله هاي پيشين گفته ام ، هر اقدام احمدي نژاد كه موجب تضعيف رژيم جمهوري اسلامي بشود را به مبارك ميدانم و به جشن مينشينم ،اما اگراو بخواهد ملت ايران را به كام يك جنگ جديد رهنمون گردد سكوت را جايز نميدانم و از پشت همين ميله هاي زندان و بهر طريق ممكن فرياد خواهم زد و اعتراض خود را بيان خواهم نمود . بجهت اينكه معتقدم جنگ احتمالي بيش ازاعمال حكومت به مردم ضررميرساند من نميتوانم باور كنم كه احمدي نژاد از روي خامي و شهرت طلبي ، چنين جنجالهائي را به راه انداخته است. تنها چيزي كه ميتوانم حدس بزنم اين است كه ((نيروي نظامي)) نيروي نظامي حامي او كه در انتخاب ايشان نقش اساسي ايفا نمود، سوداي جنگ جديدي را در سر مي پروراند و يا اينكه ، رقيب او در دور دوم انتخابات اين توپ را درزمين احمدي نژاد و حاميانش انداخته تا در نهايت كار به استيضاح و دستيابي به اهداف مورد نظرميسر گردد.
احمدي نژاد درشرايطي كه فقط كمتر از 5 ماه ازانتخابات رياست جمهوري ميگذرد با راه اندازي يك جنجال تبليغي عليه اسرائيل وغرب ، زمينه را براي راه اندازي يك جنگ آماده مينمايد تا از اين طريق بهانه وسرپوشي بمنظور توجيه عدم تحقق وعده هاي داده شده به راي دهندگان خود فراهم نمايد چرا كه نتوانسته حتي يك قدم سازنده در راستاي وعده هاي اقتصادي كه به مردم داده بردارد.
احمدي نژاد درتداوم سياستهاي تبليغي و جنگ افروزانه خود، به قصد يك نزاع تبليغي جديد ، مدعي شده كه حاضر است درزمينه دفاع ازحقوق بشر باغرب ((دوئل)) نمايد ؟! احمدي نژاد گمان ميكند كه غربي ها هم نيز مانند مردم ايران هستند كه هرروز يك فرومايه با به راه انداختن تبليغات دروغين بخواهد بر سرانها شيره ماليده وانان نيز ازسرناچاري مجبور به پذيرش ان تبليغات باشند . گويا احمدي نژاد غافل است كه پرونده حقوق بشر جمهوري اسلامي به لحاظ عملكرد 27 سال و نقض فاحش حقوق بشر تا چه قطورو سنگين وپربرگ شده است كه حتي كشوري چون افغانستان نيز مايل نيست تا خود را با جمهوري اسلامي مقايسه كند، چه رسد به كشورهاي طرفداردموكراسي وپايه گذاراعلاميه جهاني حقوق بشر . اگر كسي هيچ اطلاع خاصي از اعدامها وشكنجه هاي دادگاههاي انقلاب ، نيروهاي امنيتي ، نظامي وانتظامي نداشته باشد وصرفا اماراعدام ها ، سنگسارها ، قطع دست و پا وامثال اينها را كه درروزنامه هاي رژيم در27 سال گذشته درج گرديده باشد را در كنار هم بگذارد ، در مي يابند كه هيچ حكومتي در مسابقه نقض حقوق بشربه پاي جمهوري اسلامي نخواهد رسيد و فقط با حكومت استالين در شوروي سابق يا حكومت صدام در عراق و طالبان در افغانستان و كمونيست ها در چين قابل مقايسه ميباشد . بگذريم كه حتي در حكومت آنها نيز قطع اعضاي بدن و سنگسار وامثال چنين اعمال قرون وسطائي وجود نداشته . و اين افتخارات تكان دهنده صرفا نصيب جمهوري اسلامي گرديده است !
كافي است اقاي احمدي نژاد از قوه قضائيه بخواهد تا ليست راستين تمامي اعدام شدگان وسنگسار هائي را درطول 27 سال گذشته صورت پذيرفته را در اختيار او قرار بدهند . اين ليست البته جداي از ان كساني است كه به اتهام سياسي ، امنيتي ، جاسوسي ، شرارت ، توطئه و امثال آن كشته شده و نيز غير ليست كساني است كه بمنظور حفظ نظام ترور شده اند كه تبعا درهيچ ليست رسمي و مخفي قرار ندارند . به راستي وقتي چنين سخناني از سوي رئيس جمهوري اسلامي ، مطرح ميشود كه گويا مايل است بر سر موضوع حقوق بشر با اروپائيان وشايد هم امريكا ((دوئل )) كند انسان را شگفت زده مينمايد .
در كشوري كه روزنامه نگار ان حق نوشتن ندارند ، فعالان سياسي از حرف زدن محرومند، احزاب حق تجمع وميتينگ ندارند ، مخالفين حق معرفي كانديدا براي هيچ انتخاباتي را ندارند و بيش از چند ميليون از شهروندان به دليل حاكميت ايدئولوژيك و سركوب ، جلاي وطن كرده اند ، سخن بميان اوردن از مقوله حقوق بشر بيشتر به يك طنز تلخ شبيه است تا بيان واقعيت.
گويا آقاي احمدي نژاد در اين مملكت زندگي نميكرده يا نميكنند ! يا اينكه گمان ميبرند بشر امروزي در عصر پارينه سنگي ((عصر حجر )) زندگي ميكند كه ملل گوناگون از يكديگر آگاهي نداشته ومي توان از طريق تبليغات واهي ودروغين همه واقعيات را قلب و سلب نمود !؟
ايران زندان ازاديخواهان ، دانشجويان ، روزنامه نگاران و انديشمندان است . هر كسي بخواهد عقيده مخالف خود عليه حكومت را بيان نمايد با دادگاه انقلاب ، دستگاههاي امنيتي و زندان و شلاق سر و كار خواهد داشت . هنوز صداي ضجه هاي زهرا كاظمي عكاس كانادائي از سلول انفرادي بند 1 زندان 209 وزارت اطلاعات كه در آن زمان من با چند متر فاصله در بند 4 زنداني بودم ، درگوشهايم زنگ ميزند . با اين وصف اقاي رئيس جمهور گمان ميكند كه با جهاني نا آگاه روبروست كه بخواهد انان را به ((دوئل )) حقوق بشري دعوت كند !؟
مردم ايران حتي اين حق را ندارند كه لباس مورد نظر خود راطبق سليقه خود بپوشند و حتما و اجبارا ميبايست پوششي را استفاده نمايند كه حكومت ديكته ميكند ، در عين حال رئيس جمهور كشورشان مدعي است كه مدافع حقوق بشر است ! همين الان كه من اين مقاله را مينويسم دو نفر به اسامي مهران كوثري و بهرام مشهدي صرفا به دليل اينكه بهائي هستند وعقيده خود را تبليغ كرده اند ، هر يك به يك سال حبس محكوم گرديده اند . ايا حتي در كشوري چون ((بوركينافاسو)) كسي را به جرم عقيده اش زنداني ميكنند ؟
بنابر اين اين نتيجه عايد ميشود دركشوري كه ، مردم اجبارا ميبايست لباس خاص بپوشند ، كسي حق انتخاب و حق بيان و عقيده ندارد ، دانشجو و روزنامه نگار حق اظهار نظر ندارند ، احزاب و گروهها ي مخالف، حق هيچ فعاليتي ندارند ، هر نوع ميتينگ و تظاهرات قانوني ممنوع است و دادگاههاي امنيتي به محاكمه مخالفين سياسي پرداخته و ميپردازند وآنها را با احكام سنگين روانه سلولهاي انفرادي مينمايند و صدور حكم اعدام به بهانه هاي گوناگون رواج دارد ، ايا چنين كشوري ميتواند ادعا كند كه مدافع حقوق بشر است !؟
من از مجامع جهاني و مدافعين حقوق بشر دعوت ميكنم تااز دادگاههاي انقلاب در جمهوري اسلامي بخواهند ليست متهمين ، زمان محاكمه ، نحوه محاكمه ، قرارهاي صادره ، موارد اتهامي ،احكام صادره و... در 27 سال گذشته يا حداقل در يك دهه گذشته و يا از تير ماه 1378 به اينسو و يا در يك سال اخير را در اختيار آنها قرار بدهند .
آنوقت دنيا خواهد ديد كه ما با حكومتي روبه رو هستيم كه در پيش چشم جهانيان يك خبرنگار عكاس زن را صرفا به دليل گرفتن چند عكس از تجمع خانواده هاي زندانيان سياسي درمقابل زندان اوين به قتل ميرسانند و در عين حال رئيس جمهور آن كشور مدعي است كه حتي از فرانسه و سوئيس و دانمارك و امثال اين كشورها حقوق بشر را بهتر رعايت ميكند !؟
نويسنده اين سطور كسي است كه به جرم ابراز نظرات خود و به دليل دعوت مردم و دانشجويان به تظاهرات مسالمت اميز اما اعتراضي ،7 سال است كه در زندان بسر ميبرد . بيش از دو سال از اين مدت را درسلولهاي انفرادي مخوف به مساحت 581/1 متر سپري كرده است . از سوي دادگاه امنيتي موسوم به دادگاه انقلاب و در شعبه هاي 26 اين دادگاه به 14 سال حبس در براز جان و 10 سال محروميت اجتماعي محكوم گرديده است . اين حكم سنگين ، ظالمانه و غير انساني به صورت غيابي و بدون حضورهيئت منصفه صادر شده است . درشعبه هفتم ديوان عالي كشور ، اين حكم ظالمانه به 7 سال حبس و 10 سال محروميت قطعيت پيدا كرده است . در عين حالي كه معادل اين مدت را در زندان بوده ام اما مسئولين قضائي هنوز درباره ازادي بنده هيچ تصميمي را مشخص و معلوم ننموده اند . من براستي از مجامع جهاني و محافل حقوق بشري ميخواهم كه ازدادگاه انقلاب بخواهند تا پرونده اتهامي من از اذر ماه 1376 كه براي اولين بار در شعبه 6 دادگاه انقلاب معروف به ((معاونت امنيت)) ، محاكمه و به يك سال حبس تعليقي محكوم شدم تا زمان حال را در اختيارآنها قرار بدهند و اين امكان وجود داشته باشد كه اين مجامع قادر باشند تا در زندان نيز با من صحبت كنند . اري اين خواست تمام زندانيان سياسي اعم از كسانيكه در حال حاضر در زندان به سر ميبرند يا كسانيكه با وثيقه و قرارهاي مختلف ازاد هستند يا در مرخصي به سر ميبرند ميباشد كه به خواسته اقاي احمدي نژاد عمل شود و هيئت هائي از كشورهاي غربي بيايند و با انها صحبت كرده و پرونده هاي انان را بررسي نمايند . آري اين خواست اميرانتظام ، باطبي ،منوچهر و اكبر محمدي ، گنجي ، باقي ، اقاجري ، اشكوري ، پورزند ، فرزاد حميدي ، عبدالله نوري ، اميد عباسقلي نژاد ، كيانوش سنجري ، سحابي ، عليجاني ، پيمان ، پيران ، حجت بختياري ، كثراني ، سفري ، سلامتي ، امامي ، شيوا نظر آهاري ، داراب زند ، ساران ، ارژنگ داوودي ، اسد شقاقي ، صباغيان ، سيف ، نمازي ، حسن يكتا ، بهبه جيلاني ، سعيد كلانكي ، مومني ، منتظري ، هدي صابر ، زر افشان ، و بهنام وفا سرشت ، اكرم اقبالي ، مهرداد حيدر پور ، مصطفي جوكار ، عباس دلدار ، مهرداد لهراسبي ، بهروز جاويد تهراني ، محمد ملكي ، سپيده پور اقائي ، و صدها روزنامه نگار ، دانشجو وفعال سياسي است كه در اين چند سال زنداني شده يا زنداني اند و جرمي هم جز بيان عقيده خود يا شركت در تظاهرات مسالمت اميز نداشته اند ، كه هيئت هاي مورد ادعاي احمدي نژاد بيايند و با آنها صحبت كنند تا معلوم شود كه در ايران جز سركوب ونقض حقوق بشر چيزي وجود ندارد.
ايران—تهران زندان اوين--- بند350 كارگري 17/ديماه/84
|