سازمان جندالله ايران به اطلاع ملت غيور بلوچ و مردم
ايران مي رساند : كه در پي لشكر كشيهاي نيروهاي رژيم
آخوندي در منطقه شورو در نزديكي چاه رحيم از توابع
زاهدان در بلوچستان " دلاوران شاخه نظامي سازمان
جندالله ايران " در طي چند عمليات ضربات مهلكي بر پيكر
نيروهاي سركوبگر رژيم آخوندي وارد كرده كه در اين
عملياتها 4 نفر از دلاوران سازمان جندالله به شهادت
رسيدند .
در اين عملياتها يك پروند هلي كپتر كبري رژيم آخوندي
را سرنگون كرده ، 27 نفر از پاسداران رژيم را به هلاكت
رسانيده و همچنين 3 دستگاه خودرو اين متجاوزان رژيم
آخوندي را به آتش كشيدند ، مبارزان سلحشور سازمان
جندالله ايران بعد از شكستن حلقه محاصره در صحت و
سلامت كامل به پايگاههاي خويش باز گشتند.
سازمان جندالله ايران بار ديگر متذكر مي شود : كه
دلاوران سازمان تا براندازي كامل رژيم جهل و جور
آخوندي دست از مبارزه نخواهند كشيد و تا آخرين قطره
خون براي برقراري عدالت و آزادي خواهند جنگيد.
و پاسخي آتشين به جنايات رژيم آخوندي در بلوچستان و
ساير نقاط ايران خواهند داد و عمال و مزدوران رژيم را
در هر نقطه ايران به خاك و خون خواهند كشيد.
سازمان جندالله ايران
اعترافات تکان دهنده سرهنگ کاوه در رابطه با جنایات
رژیم در بلوچستان و مناطق مختلف ایران وجهان
خلاصه اعترافات در یک جمله : بیان عملکرد تروریستی
جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور
نکته تکان دهنده در اعترافات : شکنجه های غیر انسانی و
کشتار بی رحمانه بلوچ ها و سایر ملت وملتها
خبرگزاری بلوچستان
توضیح در رابطه با چگونگی اعتراف نمودن این نظامی بلند
پایه در استان سیستان و بلوچستان :
سازمان جند الله ایران به رهبری آقای عبدالمالک بلوچ
قبل از اتفاق افتادن جریان تاسوکی در اواخر اسفند ماه
سال 84 در شهر زاهدان سرهنگ کاوه یکی از نظامیان و
طراحان برنامه ریز مبارزه با ملت بلوچ را دستگیر و به
مقر خود می برند و از طریق گفتگو وی را متقاعد می
نمایند تا به خاطر جبران گذشته و عذرخواهی از ملت ،
ملتی که همه هموطن خود او هستند صادقانه جنایات رژیم
را بر ملا نماید ، که ایشان به دلیل اینکه شرمنده ملت
ایران بخصوص مردم بلوچ هستند اظهار می کند برایم کاری
سخت و مشکل است اما به خاطر راحتی وجدانش در نهایت در
حضور دوربین لب به سخن می گشاید و به سئوالت رهبر
جندالله پاسخ می دهد .
ایشان در ابتدا خود را اینگونه معرفی می کنند :
من سرهنگ تمام حمیدرضا کاوه بیرجندی هستم . و در پاسخ
به این سئوال که در طول مدت 26 سال ماموریت در
بلوچستان و خدمت به حکومت آخوندها چه دستوراتی مبنی بر
ظلم وستم و یا ریشه کن کردن مردم بلوچستان گرفته اید
که انجام می دادید و آخوندهای ملعون به شما به طور کلی
در این رابطه چه دستور می دادند ؟
سرهنگ کاوه اینگونه پاسخ می دهد که :
برای توضیح این سئوال باید برگردم به اوایل انقلاب که
بعد از پیروزی انقلاب و روی کار آمدن نیروهای انقلابی
در سطح استان سیستان و بلوچستان از همان اوایل زمزمه
ها و صحبت ها و دستوراتی بر علیه بلوچها صادر می شد و
با توجه به اینکه سران بلوچ و ریش سفیدان و بزرگان
طوایف بلوچ را حکومت جمهوری اسلامی جزء سرکردگان و
حمایت کنندگان رژیم پهلوی می دانست به همین جهت دستور
داده شده بود که در رابطه با قلع و قمع کردن این
بزرگان و ریشه کن کردن خان و خان بازی بپردازیم و به
همین جهت برنامه ریزیها و و تبلیغات فراوانی در این
رابطه انجام شد و نیروهای انقلابی با حمایت بقیه مردم
( سیستانیها ) نسبت به نیروهای بلوچ و مردمان بلوچ عکس
العمل هایی در این خصوص انجام دادند که ابتدا گفتند ما
خان نمی خواهیم و دولت جمهوری اسلامی خان ندارد و
مسائلی را پیاده کردیم که اکثر این آقایان از کشور
متواری و با ایل و تبارشان به کشورهای مجاور افغانستان
وپاکستان کوچ کردند و حاکمیت به ما دستور داده بود تا
باید بلوچ و بزرگان بلوچ را ما از این منطقه متواری
کنیم و با قدرتی که داشتیم این کار را انجام می دادیم
.
ایشان در ادامه در پاسخ به این سئوال که در زمان
فرماندهی حاجی بهرام و محمد حسین از فرماندهان ارشد آن
زمان که شما معاون ایشان بوده اید چه کارهایی می کردید
؟
می گوید :
از همان اوایل انقلاب سالهای 59-58 توطئه هایی در کار
بود که وضعیت بلوچستان را به هم بریزد به همین خاطر
دکتر یزدی به زاهدان آمدند و برنامه ریزی شد تا برای
اهل سنت و بلوچها سخنرانی کنند ولی در پس پرده طرحهائی
ریخته شد که درگیریهائی به وجود بیاید و بلوچها را به
جان هم بیاندازد تا منطقه را از نیروهای بلوچ به این
شکل پاکسازی نمایند .
ایشان همچنین از حکومت ایران در سخنان خود به عنوان
حکومت اسلامی یاد میکند که آقای عبدالمالک به وی
یادآور می شود که ؛ اسلامی نگویید ، بگویید انقلاب پدر
سوخته آخوندی و شما با این کارهاتون آبروی اسلام را
بردید و آن وقت می گویید حکومت اسلامی ! که آقای کاوه
به آقای ریگی می گوید ؛ معذرت می خواهم شما به
اعصابتون مسلط باشید ، و سپس رهبر جند الله سئوال می
کند که شما در رابطه با اینکه از سال 60 که کمیته
انقلاب در زاهدان شکل گرفت و یک سری نیروها به استان
برای سرکوب آمدند به عنوان مبارزه با مواد مخدر و به
عناوین مختلف مردم را مورد اذیت و آزار و شکنجه قرار
دادند چنانکه عده زیادی در زیر شکنجه ها از بین رفتند
و حتی اجساد بسیاری را در گوشه کنار مناطق و محلات می
انداختند و یا بدون اجازه خانواده شان دفن می کردند به
طوری که بعضی از خانواده ها هنوز هم به دنبال فرزندان
خود و یا جنازه هایشان می گردند به مردم توضیح بدهید ؟
البته در حالی که یکی از عوامل این جنایت خودتان هم
بوده اید .
سرهنگ کاوه در پاسخ می گوید :
بله این دستورات را به ما می دادند و ما این کارها را
انجام می دادیم و حتی با شکنجه بسیاری را مجبور به
اعتراف می کردیم و پس از اینکه اعترافات ناحقی را می
گرفتیم آنها را اعدام می کردیم . چنانکه ما شخص را
آویزان می کردیم و تا حدی به وی شکنجه می دادیم که
مجبور می شدند به خاطر آنکه جانشان نجات نماید لب به
سخن گشایند و بعد ما اعدامشان می کردیم . ما دستورات
را اجراء می کردیم و می دانستیم اکثر افرادی که اعدام
می شدند بی گناه بودند . البته در اصل هدفمان سرکوب
بلوچها بود و سعی بر آن بود تا بلوچ ها در موضع ضعف
قرار بگیرند که حکومت هر کاری در استان سیستان و
بلوچستان دلش می خواهد انجام دهد .
در ادامه از وی پرسیده می شود که چرا سرداری و ایل و
خان بودن بلوچها را قبول نداشتند ؟
پاسخ می دهد :
حاکمیت تصور می کرد که چون سرداران و ریش سفیدان بلوچ
در زمان رژیم گذشته با آنها همکاری داشتند به همین جهت
اینها سرداران بلوچ را قبول نداشتند و به هر شکگل ممکن
بزرگان بلوچ را سرکوب می کردند و این باعث می شد
بسیاری به کشورهای دیگر متواری شوند و تعدادی هم در
خارج از کشور توسط نیروهای ما ترور می شدند .
البته در بحث اختلاف انداختن بین اقوام بلوچ و مسلح
کردن آنها برای از بین بردنشان برنامه ریزی می شدو حتی
دستوراتی به ما داده می شد که مردم بلوچ و در اصل
طوایف بلوچ را به جان هم بندازیم تا آن حالت یکپارچگی
بلوچ و بلوچستان از بین برده شود و مردم بیشتر با
همدیگر جنگ و اختلاف و برادرکشی داشته باشند و حتی اگر
دو طایفه در آستانه صلح قرار می گرفتند ما مانع می
شدیم و یک عده را مسلاح می کردیم تا فردی از آن دو
طایفه را بکشد و آنهاتصور می کردند طایفه مقابل این
کار را انجام داده و دوباره به جان هم می افتادند و
این مسائل هنوز هم ادامه دارد و به ما دستور داده
بودند تا به هر شکل ممکن مانع اتحاد و یکپارچگی بلوچها
شویم .
در ادامه این گفتگو آقای عبدالمالک از سرهنگ کاوه
سئوال می کند که :
شما که این همه ظلم می کزدید ، این همه ستم می کردید ،
این همه بی گناهان را آویزان و شکنجه می کردید و اعدام
به ناحق انجام می دادید ، آیا از خدا نمی ترسیدید ؟ چه
جوری اسم خودتون را گذاشته اید مسلمان و به دنیا می
گوئید ما مسلمانیم این چه مسلمانی است ؟ شما آبروی
مسلمانان را برده اید با این کارهایی که انجام می دهید
وبه بهانه مواد مخدر هزاران جوان بی گناه را به هر حال
شهید می کنید و هزاران کودک را یتیم می کنید و هزاران
خانواده بلوچ را از هم پاشیده اید و هزاران نفر بر اثر
ظلم و ستم ها مجبور به ترک وطن خود شدهاند و بسیاری
مشکلات دیگر متعاقب آن به وجود آمده است در این رابطه
توضیح بدهید ؟
کاوه توضیح می دهد :
مردم بلوچستان از دیرباز به شغل کشاورزی و دامداری
مشغول بودند و تعدادی هم کالاهای لوکس و کالاهای دیگر
را از کشورهای همجوار وارد می کردند و عده ای هم در
کار مواد مخدر بودند اما ، ما دستور داشتیم که در
ارتباط با این مسائل اقدام بکنیم و ابتدا جلوی کالاهای
قاچاق را بگیریم به همین دلیل در ارتباط با این مسئله
اقدام به دستگیریهای گسترده می کردیم و اموال مردم را
از داخل مغازه ها می بردیم و ضبط می کردیم تا مردم
مجبور شوند دست از کالای قاچاق بردارند و مجبور شوند
به دنبال کارهای دیگر بروند و برای 5 یا 10 طاقه پارچه
آنچنان سخت گیری می کردیم که طرف مجبور شود با اینهمه
سختی به جای کالای قاچاق به دنبال حمل و نقل مواد مخدر
برود . حتی به خاطر دو کیسه آرد به طرف شخص تیراندازی
می شد و بسیاری شهید می شدند و تمام این دستورات از
بالا آمده بود و ما انجام می دادیم و به ما دستور داده
شده بود مختاریم برای تضعیف قوم بلوچ از هر اهرم و روش
ممکن استفاده کنیم حتی کسی با مقدار کم کالای قاچاق
مثلا 10 طاقه پارچه یا 10 کیلو چای متواری می شد و از
ترس ما فرار می کرد . دستور داشتیم به طرفش شلیک بکنیم
و با تیر بزنیمش و اگر هم کشته م شد صورتجلسه می کردیم
که در عین فرار و عدم توجه به ایست ماموران کشته شده و
به طور کامل به ما دستور داده بودند که هر کس از
بلوچها که مرتکب خلاف می شد و فرار می کرد به هر شکل
ممکن وی را باید با گلوله می زدیم و دستور داده بودند
که حتما کسانی را که بیشتر مقاومت می کردند از بین
ببریم و هدف از این قضیه این بود که قوم بلوچ را تضعیف
بکنیم و آنها را در همین استان سیستان و بلوچستان از
بین ببریم و همه دستورات از مقامات بالا به ما صادر می
شد حتی از طرف رهبری و من خودم هم با ایشون ملاقات
داشته ام . وی در ادامه مجدد بحث شکنجه ها و انواع
شکنجه ها را مطرح و نام می برد و می افزاید که :
یکی از شکنجه ها جوجه کباب بود که دست و پای متهم را
می گرفتیم و جوجه کبابش می کردیم و کف پاهاشو شلاق می
زدیم که در این لحظه آقای عبدالمالک می گوید : کف پاها
یا هر جا که دلتان می خواست ، چون من خودم شلاق خوردم
و فقط کف پای من شلاق نزدند به هر جای بدن ما می زدند
و سرهنگ کاوه ادامه می دهد که : بله فقط کف پا نبود به
هر جایی که به اصطلاح می توانستیم می زدیم و شکنجه
دیگر قفنی بود که دستها را از پشت می بستیم با دستبند
و به همین شکل نگاه می داشتیم نیم ساعت ، یک ساعت ،
پنج ساعت و بیشتر و کمتر که در ناحیه کتف درد غیر قابل
تحمل و بسیار زیادی داشت و بسیاری حتی فلج می شدند و
دستاشون خشک می شد . شکنجه دیگر هم از انواع شکنجه ها
آویزان کردن بود و ما یک نوع آویزان کردن داشتیم که
طرف را از دست آویزان می کردیم و بر عکسش هم بود که
پاها را با طناب می بستیم و به سر آویزان می کردیم که
خون در سر جمع شود و بعضی وقتها باعث دیوانگی و
مریضیبعد از شکنجه نیز می شد و یکی دیگر از شکنجه ها
کشدن ناخن بود که ناخنهای افرا د را می کشیدیم و بعضی
را هم موی سرشان را به اندازه یک سکه می تراشیدیم و در
جای ثابت نگاهشان می داشتیم و از بالا آب به صورت قطره
قطره به همان نقطه می ریخت و این آب سرد بعد از مدتی
به مانند یک وزنه ده کیلویی اثر می گذاشت و شخص احساس
می کرد با وزنه ای به سرش کوبیده می شود و اینگونه
افراد به ناچار مجبور به اعتراف می شدند و ما به
اعتراف از روی ناچاری آنها و یا به بی گناهیشان کاری
نداشتیم و فورا اعدام می کردیم و ملاک عمل برایمان
همان اعترافات بودند .
در ادامه رهبر جندالله خطاب به سرهنگ کاوه می گوید :
شما این همه ظلم و این همه ستم می کردید آخر ما ایرانی
هستیم هموطن شمت و درسته ما بلوچیم اما ایرانی که
هستیم ما وطنمون رو دوست داریم مملکتمون رو دوست داریم
و ما در ایران به عنوان شهروند و هموطن ایرانی حق و
حقوقی داریم ، آخر شما چه جوری این کارها را می کردید
و آن خمینی و خامنه ای چگونه به شما در رابطه با این
مسائل دستور می دادند که این همه ظلم و ستم انجام شود
. و آیا تصور نمی شد که این مردم بی گناهند و این مردم
مظلومند واگر دفاعی هم می کنند به خاطر حق وحقوقشان
است وبه خاطر دفاع از ناموسشان است وشما یک ذره در
دلتان رحم وترحم وجود نداشت وفکر نمی کردید آخر خدائی
هم است وآیا به فکر آخرت هم نبودید واین همه ظلم وستم
را مرتکب می شدید این همه زنها را بیوه می کردید
وکودکان را یتیم می کردید وکانون گرم این همه خانواد ه
ها را از هم می پاشیدید یعنی واقعا یک درصد هم به این
چیزها فکر نمی کردید ودل شما سنگ بود ومطمئن باشید که
هر کسی ظلم وستم بکند در نهایت چون حق با مظلوم است
خودش نیز گرفتار می شود وآخر چه جوری شما دم از
مسلمانیت وحقوق بشر می زنید وبه سازمانهای مدافع حقوق
بشر می گوئید که هیچ ظلمی در ایران صورت نمی گیرد وبه
کشورهای خارجی وغربی تهمت نقض حقوق بشر را می زنید در
حالی که شما ظالمترین وتروریست ترین حکومت دنیا هستید
.
در ادامه این سخنان آقای عبدالمالک بلوچ خطاب به مردم
بلوچستان ومدافعین حقوق بشر می گوید :
شما مردم بلوچستان وکسانیکه بلوچ هستید و مدافعین حقوق
بشر چه در کشورهای خارجی ؛ شرقی وغربی و اروپائی
وآمریکائی ویا هرکجای دنیا که هستید و خود را مدافع
حقوق بشر می دانید . چرا در نجات این مردم بلوچ از
چنگال این رژیم آخوندی هیچگونه اقدامی انجام نمی دهید
؟
چرا دنیا مردم بلوچستان را به فراموشی سپرده است ؟
چرا هیچ کاری در دفاع از این مردم انجام نمی دهید وچرا
نسبت به حقوق این مردم بلوچ مظلوم وتحت ستم که در زیر
ظلم وستم وشکنجه واعدام هستند هیچ واکنشی نشان داده
نمی شود ؟
واین آقا ( سرهنگ کاوه )که توسط آزادیخواهان بلوچستان
دستگیر شده وخودش این حرفها را می گوید و اعتراف می
کند چرا شما خود را به بی باوری زده اید ؟
به هر حال ما از شما خواهش می کنیم به فکر این مردم هم
باشید واز حقوق اینها هم دفاع بکنید و سخن ما خطاب به
خود مردم بلوچ هم آن است که بدانید که ما تحت سلطه چه
اژدها های دیو خوئی هستیم و زمان آن رسیده که باید از
حق وحقوقمان دفاع بکنیم و دنیا نیز وظیفه دارد ما را
در این اقدام وقیام یاری رساند وشما نباید هرگز آن به
آتش کشیدن طلبه اهل سنت زاهدانی که زنده زنده بر رویش
بنزین ریختند وبه آتشش کشیدند را فراموش کنید و جای
تعجب است که چرا سازمانهای مدافع حقوق بشر وسازمان ملل
متحد در این باره هرگز تحقیق نمی کنند ؟
چرا نمی آیند به طور نامحسوس تحقیق کنند ؛ شما بگوئید
در کجای دنیا این چنین جنایاتی صورت می گیرد ؟
این جنایات نه در شرق ونه در غرب در هیچ کجای دنیا
انجام نمی شوند واینها جنایات آشکار این حکومت بر علیه
ملت ماست ؛ جنایات پنهانی هم است که هیچکس از وجود
آنها اطلاعی ندارد اما حداقل از آنچه که اطلاع می
یابید دفاع کنید . آیا وقتی حاجی بلوچ خان و حمید
وحاجی نورمحمد ومحمد علم و عبدالعزیز و سعید شه بخش
وخلیل خان وشریف خان و حاجی امید و جما و مولابخش و
احمد جدگال و علی ومراد و گمشادزهی و گنگوزهی و ریگی و
دکتر نوشیروان و حاجی فقیر و مولوی عبدالملک و صدها
نفر دیگر از بزرگان واندیشمندان و روشنفکران وعلمای
بلوچستان را نا جوانمردانه ترور نمودند شما دفاع
کردید؟
حتی یک زنی در بلوچستان به خاطر دفاع از حقش توسط این
جانیان مورد ظلم وستم و شکنجه قرار گرفت وشهیدش کردند
. باید بلوچها بدانند که این دفاع فقط وظیفه عبدالمالک
و حاجی رشید و جلیل و ملا کمال و ؛ واحد بخش وبقیه
مبارزین نیست بلکه باید این مبارزه توسط تک تک مردم
انجام پذیرد و تداوم یابد وهر کس هر اندازه امکانات
دارد باید با همان امکاناتش به مبارزه بپردازد و مطمئن
باشید که خداوند شما را کمک ونصرت خواهد کرد.
رهبر جندالله در ادامه بخش دوم سئوالات خود را پیرامون
بحث تروریسم بین المللی و دولت ایران از آقای سرهنگ
کاوه مطرح می نماید و می پرسد در رابطه با اعمال
تروریستی حکومت و ویا همکاری وارتباط حکومت با
سازمانهای تروریستی و سازمان القاعده چه می دانید وچه
اطلاعاتی دارید ودر رابطه با اینکه گفته می شود حکومت
ایران با القاعده ودیگر گروهها همکاری دارد آیا حقیقت
دارد یا خیر توضیح دهید؟
سرهنگ کاوه پاسخ می دهد که:
بله خیلی از فرماندهان گروهها والقاعده در ایران هستند
وحتی بسیاری از نزدیکان اسامه بن لادن در ایرانند واز
مدتها قبل حکومت ایران به خاطر مسایل اسرائیل و ضربه
زدن به دولت اسرائیل با القاعده و گروههای دیگر ارتباط
نزدیک دارد و آلان هم به خاطر اینکه آمریکا وانگلیس در
عراق حضور دارند حکومت ایران این گروهها را تشدید
وتقویت بیشتر نموده است و برای زمینگیر نمودن نیروهای
آمریکائی و انگلیسی در خاک عراق مرتب این گروهها را
تجهیز ؛ تامین وسازماندهی می کنند وبه آنها امکانات می
دهند تا عملیاتهائی را در خاک عراق و افغانستان بر
علیه نیروهای آمریکائی وبر ضد نیروهای انگلیسی انجام
دهند تا آنها به مشکلات مختلفی دچار شوند و گروه
القاعده کاملا توسط ایران حمایت می شود وانواع
حمایتهای مالی ؛ تسلیحاتی وتعدادی هم از نیروهایش در
ایران هستند وتمام کارهای القاعده در ایران به صورت
کاملا محرمانه انجام می شوند و زیر نظر شخص رهبری
هستند و حتی یک مدتی آقای زرقاوی هم توی ایران بوده
واز ایران به عراق رفته است و دلیل اینکه دسترسی به
آنها سخت است به خاطر حمایت های دولت ایران است و جالب
اینجاست اکثر دولتمردان عراقی کنونی یک زمانی در ایران
بوده اند وآلان هم توسط ایران دیکته می شوند و بسیاری
از گروههائی که در عراق می جنگند از نیروهای سپاه
پاسداران هستند و به دیگر نیروها هم توسط همین ها
آموزش داده می شود و تمام فعالیت های گروههای جنگ طلب
زیر نظر سپاه پاسداران است وبخصوص در کربلا ونجف از
شیعیان عراق گروههائی را تشکیل وبه آنها آموزشهای
مختلفی داده اند وگروه مقتدا صدر هر اقدام وعملیاتی را
که سپاه پاسداران دستور دهد انجام می دهند و همه هزینه
های آنها چه مالی ویا تسلیحاتی توسط سپاه تامین می شود
و حتی نیروههای ایرانی در عملیاتها به صورت مشترک بر
علیه آمریکائی ها و انگلیسی ها شرکت می کنند و نیروهای
عراقی در هر کاری با ایرانیان مشورت می کنند و هیچ
کاری توسط عراقیهای متاثر از حکومت ایران بدون هماهنگی
با اینها انجام نمی شود .
سرهنگ کاوه همچنین می افزاید:
با توجه به اینکه ایران اصولا با آمریکائی ها مخالف
است وآمریکائی ها هم از اسرائیل حمایت می کنند به خاطر
اینکه آمریکائیها واسرائلیها و انگلیسیها زمینگیر شوند
در این مسائل دخالت می کند . ما سعي مان برآن است تا
باوجوداین عملیات ها وکارشکنی هادرعراق لشکرکشی های
آمریکاشکست بخوردودرآینده نتواندبرعلیه ایران اقدامی
انجام دهدوهرگزفرصت وامکان حمله به ایران رانداشنه
باشدوحتی نتواندازعراق خارج شود.
درادامه آقای عبدالمالک سئوال می کندکه باتوجه به
فقرعمومی درایران چراایران سالیانه کمک های هنگفتی به
گروههای فلسطینی وحماس وحزب الله می دهد؟
وی پاسخ می دهدکه سازمان حماس وگروههای حزب الله کمک
های مالی واقتصادی بسیاربسیار فراوانی توسط ایران
دریافت می کنند وآموزش های نظامی به آنها داده می
شودوبه نیروهای آنها که برضداسرائیل اقدام می کننداسلح
وتجهیزات نظامی که ازکشورهای دیگربرای آنهاتهیه می شود
داده می شودکه مارک وآرم ایرانی ندارندوبه خاطرلونرفتن
قضیه ایران اسلحه ازدلالان دیگرکشورها تهیه می کندوبه
آنها می دهدویکی ازاهداف دیگرترویج مذهب حاکم برایران
دردیگرکشورهای می باشد واین یک طرح 50ساله است که توسط
آقای خمینی طرح ریزی شده است وآلان تاحدودی هم طرح
موفق شده وعلاوه برملت ها ؛دولت های تشیع برسرکارآمده
اند.
رهبرجندالله ازتسلیحات هسته ای حکومت ایران
ومقاصدواهدافش دراین رابطه سئوال می کندوقبل ازآن
اینگونه می گویدکه شما یکی ازکسانی بوده ایدکه باخود
رهبرملاقاتهایی داشته اید ویکی ازافرادقابل اعتمادرژیم
بوده ایدوسمت های بسیاربزرگی برای سرکوب دربلوچستان
داشته ایدودرمدت26سال خدمتتان بهرحال دستوراتی برای
ریشه کن کردن بلوچ وبلوچستان داشته ایدکه زیر نظرشماهم
انجام گرفته وهمکاری نزدیکی با پورمحمدی وزیرکنونی
کشوردرآن زمانه داشته ایدکه یک زمانی هم مسئولیتی
درزندان اوین داشته قبل ازورودبه مباحث هسته ای درباره
این شخص وزیرکشور توضیح دهید؟
سرهنگ کاوه پاسخ می دهد:
آقای پورمحمدی وزیرفعلی کشوردرآن زمان نماینده وزارت
اطلاعات درزندان اوین بوده اند وضد یت خاصی بامردم
کردستان، بلوچستان ،خوزستان وخراسان داشت وآقای
پورمحمدی وسایرهمکارانشان شبها می آمدند وبچه های
زندانی راازخواب بیدار می کردند ومی بردند برای اعدام
وهرشب 10تا15نفررااعدام می کردند درسال67 بود و در
زندانهای اوین؛ زاهدان ؛سنندج وخراسان هرشب به دستور
آقایان این کارهاصورت می گرفت.
بعدازاین بحث مجددآقای عبدالمالک بحث هسته ای را
باتوجه به اینکه آقای سرهنگ کاوه فردقابل اعتمادرژیم
بوده ازوی سئوال می کند واوچنین می گوید:
ایران مصمم است که به فناوری هسته ای دست پیدا کندیعنی
ما باید تسلیحات اتمی داشته باشیم وبرای رسیدن به این
هدف یعنی تسلیحات اتمی ازهیچ کوششی فروگذارنمی کنیم
هزینه هم می کنیم وقطعاً سوخت هسته ای هم تهیه می کنیم
«ان شاءالله».
دراین لحظه آقای عبدالمالک می گوید ان شاءالله بخورد
توسرتان انشاءالله می کنید که بمب اتم بسازیدوکشورهای
همسایه ودیگرمردم کشورهارابه نام اسلام
موردتهدیدقراردهیدواسمتان راهم گذاشته اید مسلمان؟ ومی
خواهید با این توانمندی همه رازیرسلطه خود درآورید؟
سرهنگ پاسخ می دهد:
که هدف همین است که مناطق رازیرسلطه درآوریم ویک نیروی
بازدارنده داشته باشیم تاحملات احتمالی اسراییل
وسایرکشورها را با آن نیروی بازدارنده مانع شویم،
رهبرجندالله درادامه سئوال می کندکه آیا به تسلیحات
هسته ای دست یافته اید؟
و سرهنگ کاوه پاسخ می دهد که:
بله دست یافته ایم واقای عبدالمالک سئوال می
کندتسلیحات نظامی؟
وکاوه پاسخ می دهد،بله نظامی وعبدالمالک می گوید:
عجب درادامه این آقای عبدالمالک بحث ترانزیت
موادمخدرکه قبلا آقای کاوه برای وی گفته است را سئوال
می کندکه هماننطورکه قبلا به من گفتی که دربحث مبارزه
باموادمخدرما آدمهای خرده پا رامی گرفتیم واعدام می
کردیم وحتی بعضی وقتها آنهایی راکه می گرفتیم باآنها
معامله می کردیم وبه جای آنها اشخاص دیگرکه بیگناه
بودندرااعدام ویا می کشتیم تانشان دهیم که ما با
موادمخدر مبارزه می کنیم وسازمان های بین المللی هم
باور بکنند حال بگو دولت ایران چگونه درترانزیت
موادمخدر دست دارد؟
سرهنگ کاوه می گوید:
می دانید که مواد مخدرسودی حتی بیشترازنفت وگازداردوبه
همین خاطرنیروههای ویژه قابل اعتمادی هستند که
کارخریدوترانزیت موادراانجام می دهندواین به نفع دولت
است البته بعضی وقت ها مقادیر زیادی مواد مخدر خراب
واسلح های به درد نخوروخراب از افغانستان خریداری می
کنندتوسط واسطه ها این ها راتهیه می کنند و میاورند
درکوهها ویک جا پنهان می کنند بعدتیراندازی ظاهری می
کنند وآنها را در می آورند و می گویند ما این مقدار
مواد مخدرکشف کردیم وحتی شده چندتا بلوچ بیگناه را
درآن مکان می کشند و به سازمان های بین المللی دنیا
اعلام می کنندکه ما داریم مبارزه می کنیم واین درحالی
است که گروهها ونهادهایی ازخود دولت ایران وخیلی راحت
و با مجوز مواد مخدر را به کشورهای خارجی صادر می
کنندحتی ازهمین خود زاهدان ازطریق هواپیما ودرفرودگاه
زاهدان این کارصورت می گیرد البته هواپیما های حمل
مواد مخدرهواپیماهائی مخصوص هستندکه موادمخدر رابه
شهرهای بندری مانند چابهار،بوشهر،بندرخمین وشهرهای
حاشیه خلیج فارس می برندوازآنجا باکشتی به کشورهای
اروپایی وحتی آمریکایی صادرمی کنند، و هدف حاکمیت این
است که مردم آمریکا واروپا راکه درواقع دشمن خود می
دانند معتاد واینگونه ازبین ببرندوفتوای این کارراهم
رهبری صادرکرده است. وبخش اعظم این کار زیرنظرشخص
رفسنجانی انجام می گیرد، دراین لحظه آقای عبدالمالک می
گوید:
بخشی ازاین سرمایه رااقای هاشمی ازموادمخدربه دست
آورده آنوقت بلوچهای مظلوم را به بهانه ی مواد شهید می
کنند واسمش رامی گذارند مبارزه باموادمخدر،آخراین چه
اسلامی است که اینها دارند،این اسلام بخورد توسراینها
که خون جوانان بلوچ شده سیا ست پشت پرده،فروش
موادمخدرآنها دارند جوانهای ما راهم دارند معتاد می
کنند تااینگونه آنهاراازبین ببرند؟
آقای
سرهنگ کاوه همچنین می گوید:
حتی ارگانهایی مانندمرصادعلاوه برآن هواپیما ها مواد
مخدر راباماشین به کرمان وازآنجابه مقصد منتقل می
کنندودربحث جوانان سیاست آن است که باید حتما آنها را
معتاد کردودرادامه دربحث انتصاب ها ومشارکت
دراموردولتی ازسرهنگ سئوال می شودوپاسخ می دهد:
سیاست ان است که بلوچهاراازحدوحدودمناصب کنار
بکشندواخیرا دستور داده اند حتی درنیروی انتظامی به
هیچ عنوان وحتی الامکان بلوچ استخدام نکنندواین طرح
عملی میشودتاانگیزه وامیدتحصیل ازجوانان بلوچ گرفته
شودوبه خاطر اینکه درآینده بعد ازپایان تحصیلاتشان
ازوجودشان استفاده نمی شود ترک تحصیل کنندوبه سمت
وسویی پیش بروند که بهانه کشتن وحذف آنهاراداشته
باشیم.
آقای عبدالمالک همچنین به وی می گوید:
آخر مگراین بلوچها ایرانی نیستندآیا حداقل اینها در
بلوچستان حق ندارندکه ازوجودشان درمدیریتها استفاده
شود وچرابلوچها ی حتی سرمایه داردراستان خودشان سرمایه
گذاری نمی کنندچون اگر برای ایجاد اشتغال جوانان
خودوهمچنین ایجاد منبع درآمد سالم غیرازقاچاق ؛کارخانه
وکارگاهی بزند شما می گریدشان وبازخواستشان می کنیدکه
این پول را ازکجا آوردید؟
حتی تاجران استان اکثراًغیربومی اند این چه حکومت
اسلامی است درحالی که آقای احمدی نژاد درسازمان ملل دم
ازعدالت وحق وحقوق می زدکه ماحقوق بشر را رعایت می
کنیم وجهان را به آن فرا می خواندوظاهراًادعای دفاع از
حقوق مظلومین عالم راداشت مگر این بلوچ های مظلوم تحت
ستم نیستندمگرحق وحقوقشان ضایع نمی شودمانمی دانیم چرا
سازمان های مدافع حقوق بشرساکتند وهیچ کس نیست که از
حق وحقوقمان دفاع کندواگرکسی ازمردم ما حرفی بزندفوری
خفه اش می کنند حتی مسائل به جایی رسیده اندکه مواردی
بوده که به ناموس مردم تجاوز کرده اند شما برید از
مردم بلوچستان بپرسیدکه آقای احمدی پور وحاجی بهرام
وسایرین چه جنایتهادرآنجا کرده اند،کمتر خانواده ای
یافت می شودویا شاید هم هرگز یافت نشودکه به نوعی با
آنها توسط این جلادان ظلم نشده باشداین ها مردم
رااعدام کردند،به گلوله بستند،خفه کردند،حتی بعضی ها
که می خواستند جان سالم به دربرندوبیرون از کشور رفتند
جوخه های ترور در آنجا هم آنهاراامان ندادند وبه
دنبالشان رفتند وترورشان می کردندوازطرف دیگر شما به
تغییرات جمعیتی نگاهی بیندازید یک زمانی درصدمحدودی
غیربومی دراستان وزاهدان وجود داشت حالا بروید زاهدان
راببینیدکه چنددرصدبلوچ وچند درصد غیر بلوچ آنجا زندگی
می کنند،اینها بلوچستان را وبلوچ راریشه کن کرده
اندودنیا درخواب وغفلت به سر می برد متاسفانه حتی در
روستاها چنین است من خودم روستایی رفته بودم یک بلوچی
داشت کار دفتری ودرواقع مستخدمی می کرد درحالی که
دارای مدرک لیسانس بوداما رئیس اوکه یک زابلی بود
دارای مدرک دیپلم بود وامثال اینها که خیلی فراوانند
وی درادامه خطاب به بلوچها می گوید:
چرا نشسته اید وچرا بعضی از شما با این رژیم همکاری می
کند برعلیه مردم خودش،چرا،آقایون اینها دشمنان قسم
خورده مابلوچ ها وسایر اقلیت های قومی ومذهبی هستند
اینها جلاد خون آشامندبا اینها اگر مبارزه نکنیم اینها
حتی به ناموس کسی هم رحم نمی کنند ماخیلی ازمسایل را
باخبریم که حتی نمی توانیم مطرح بکنیم اینکه حتی دست
وپای شخصی رابستند دریکی ازمناطق وجلوی خودش
ناجوانمردانه به زنش تجاوز کردند،ای کسانی که مدعی
دفاع ازحقوق زنانید کجایید؟
ناخن های بسیاری را کشیدند ودست های خیلی هاراهم قطع
کردند،این همه خیانت به مردم خود این همه ظلم وستم آخه
چه جوری شما اینها را تحمل می کنید؟
ای مردم،زودبایددست به کار شد وقیام کردبرعلیه
اینها،همت کنید وتوکل به خدا داشته باشید،به خداقسم
خدا شمارا نصرت خواهد کرد دفاع ازجان ومال ونوامیس خود
را فقط برعهده چند نفر نگذاریداین یک ستم عمومی وملی
است وتمام ملت عموماً باید قیام نمایندتاسرنگونی اینها
مبارزه نمایندوسعی کنید مبارزین ومدافعین خودرا حمایت
کنیدوبا حمایت های بی دریغ خود به آنها انگیزه
بدهید.حتی شما مذهبتان ودینتان درخطر است درمنطقه
احمدآباددرسربازهمه را به خاطر فقر آنجا شیعه
کردندالبته ما با شیعیان مشکل نداریم اما سنی راشیعه
کردن یک بهره برداری مذهبی به حساب می آیدکه منفوراست
وباید با آن مخالفت کرد،این ها مردم را فقیر می کنند
وبعد دین وایمانشان را از آنان می گیرند،وظیفه عالمان
است که باید مردم راآگاه کنندوظیفه دینداران است که
باید مردم رآگاه کنندنه فقط آگاه کنند بلکه خود هم به
قیام بپردازند نگذارید به وطنتان خیانت شود نگذارید به
هموطنان تان خیانت شودونگذارید اینها بیش ازاین به شما
ظلم وستم بکنند وبه جمع مبارزین خود بپیوندید ونگذارید
این تعدادمحدود مبارز هم نابود شوندوآنگاه شما برده
آنان گردید .واگر این مبارزات ادامه نیابند همه شما
ریشه کن خواهید شد وبه خاطر سکوتتان در آن دنیا هم
مورد مواخذه خداوند قرار خواهید گرفت و هر دو دنیایتان
عقبی وآخرت در عذاب سپری خواهد شد وهیچ مفری جز مبارزه
با این جلادان شیطان صفت نیست و گول ظاهر فریبی و
عوامفریبی اینها را هم نخورید و صحبتهای اینها را که
به ظاهر دم از خدا و انسانیت وعدالت وبرادری وبرابری
می زنند باور نکنید دنبال حقیقت باشید ودر مقابل اینها
به شدت قیام و ایستادگی نمائید و از حق و حقوقتان دفاع
کنید حالا طوری شرایط را سخت کرده اند که بسیاری از
بلوچها حتی بدون اجازه این جلادان نمی توانند از خانه
هایشان بیرون بیایند ، حتی عزت و اقتدار ریش سفیدان و
معتمدین را اینها از بین برده اند مگر آنهایی که برای
اینها کار می کنند و برادر فروشی می کنند نمیدانند که
آنها هم یک تاریخ مصرفی دارند ومگر نه اینکه اینها به
هیچکس رحمی ندارند ما شاهد بوده ایم که حتی یک سرباز
اینها به یک ریش سفید در بلوچستان سیلی زده است ، آخر
این بی حرمتی نیست ؟
پس وظیفه حکم می کند که بلند شوید و همت بکنید وتوکل
به خدا بکنید ان شاء الله خداوند شما را نصرت خواهد
کرد وبا مدافعین حقوق خود هم به هر شکل ممکن همکاری
بکنید وباید سعی بکنیم تا فریاد مظلومیت مان را به گوش
جهانیان برسانیم تا بیایند وضع ما را با تحقیق وبررسی
ببینند وما باید سازمانهای بین المللی و مدافعین حقوق
بشر را به بررسی وضعیتمان فرا خوانیم تا بیایند ببینند
بر سر این ملت چه می گذرد وقتی اینها یک نفر را به
صورت زنده زنده به آتش می کشند بیایند واز نزدیک این
قصاوت را ببینند ؛ اگر ما چشمانمان را باز کنیم می
بینیم که قصاوت اینها در دنیا بی سابقه است و اصلا
مانند ندارد و شما را به خدا دفاع از حق وحقوقتان را
به تنهائی به گردن یکی دونفر ویا چند نفر نیاندازید و
تصور نکنید که فقط مبارزه آنها کافی است نه بلکه باید
به سرعت این مبارزه بیفزائید ؛ البته بدانید که مبارزه
مسلحانه ما هم از روی اجبار است اگر آنها شرایط را به
گونه ای مهیا می کردند که می شد آزادانه واز طریق
فعالیتهای سیاسی به حق وحقوق رسید ما حاضر بودیم در
داخل کشور به رقابت سالم سیاسی بپردازیم اما آنها خود
اینگونه شرایط را بوجود آورده اند و ما هم نا چار
وناگزیریم به هر شکل ممکن که احتمال احقاق حقمان است
به مبارزه بپردازیم . بدانید که دستور خداوند هم در
چنین مواقعی قیام ودفاع ومبارزه است با مخبرین و
منافقین هم به شدت مبارزه کنید هر کس در هر لباسی که
بخواهد بر علیه ما و به نفع رژیم عمل کند حتی لباس خود
ما را هم بر تن داشته باشد وبرادرمان هم باشد خائن
ومنافق است وباید با او جنگید وهیچ کس را هم در این
دفاع ومبارزه ملامت نکنید چرا که این دفاع ومبارزه حق
است وپیروی از حق لازم و ضروری است .
واگر کسی برای حکومت وبر علیه مردم مخبری کند وبا
نظامیان حکومتی همدست شود آن را از قوم وطایفه خود
وحتی بلوچ ندانید وبه همه کسانیکه با اطلاعات و
ارگانهای حکومتی نظامی همکاری می کنند برادرانه توصیه
می کنیم که تا دیر نشده ومورد خشم وغضب مردم آگاه قرار
نگرفته اند توبه کنند وبه دامان مردم باز گردند و
همدوش ما وسایرین به مبارزه بپردازند وهمت وتلاش وسعی
همه آن باشد تا بلوچستان وایران را از چنگال این
دژخیمان پلید برهانیم و از مرگ هم هرگز نهراسید چرا که
اینها بدون هیچگونه بهانه ای هم شما را می کشند پس
بهتر وشایسته تر آن است که شرافتمندانه به استقبال
پیروزی بروید و هدفتان این باشد که اگر به شهادت برسید
ویا موفق به آزادی و استقلال و نجات از این جانیان
شوید در هر دو حالت از آن ماست پیروزی ؛ از آن ماست
پیروزی . وبدانید که هراسی در دل ما نیست ؛ ستمهائی که
بر ما رفت ؛ از این افزون نخواهد شد ؛ دگر کی به شود
کشور اگر اکنون نخواهد شد .
تصاویری از اعدام یک افسر اطلاعات سپاه توسط گروه
جندالله



تظاهرات اعتراضی در نروژ
در پی بمباران روستاهای اطراف بـم و نصرتآباد و کشتار
بیش از
۱۸
تن از
افراد بیگناه بلوچ در آنجا، کميته هماهنگی _ نروژ
اقدام به برگزاری یک تظاهرات برعلیه جنایات رژیم در
بلوچستان مقابل مجلس در اسلومیکنند تا حمایت ونظر
جامعه بینالمللی را به اوضاع بسیار وخیم بلوچستان جلب
کند.
شرکت بانوان بلوچ در پیشبرد مبارزاتمان برعلیه
بیعدالتیهای رژیم بسیار مهم است. از اینرو بانوان را
تشویق به شرکت مینماییم.
تظاهرات روز دوشنبه برابر با
۲۹
ماه مـه
۲۰۰۶
ساعت۱۲ز
ظهر روبروی مجلس نروژبرگزار خواهد شد.
از همه انسانهای آزادیخواه و دمکرات استمداد میطلبیم
تا در تظاهرات شرکت و در دفاع از مردم مظلوم بلوچستان
سهیم گردند.
کميته هماهنگی _ نروژ
گزارشى از وضعيت بلوچستان (بلوچ نيوز)
وضعيتى بسيار وخيم و بحراني
از ابتداي سال 1385 تا كنون كه دو ماه كامل از آغاز آن
گذشته است ٬ شرايط بسيار سختي را در بلوچستان از لحاظ
امنيتي حاكم نموده اند كه خلاصه اىاز اطلاعات جمع آورى
شده توسط گزارشگران خبرگزارى بلوچستان را جھت پخش و
استمداد از مجامع بينالمللى به اطلاع مي رساند:
درطول ھمين مدت کوتاه ٬ در روستاها و شهرهاي مختلف
بلوچستان بخصوص در شهرستان زاهدان تاکنون تعداد 1487
نفر را دستگير نموده اند كه از اين تعداد حدود 380 نفر
را به خارج از استان و احتمالا به كرمان منتقل و تعداد
450 نفر در زاهدان بازداشت و تحت شكنجه هستند و از
سرنوشت 48 نفر هيچگونه خبري در دست نيست.
مابقي از اين تعداد پس از شكنجه و آزار و اذيت فراوان
که گاها ناخنهايشان را نيز درآورده اند آزاد گرديده
اند. البته تعداد 70 نفر نيز با قيد ضمانت و وثيقه
آزاد شده اند كه ممكن است دوباره احضار و بازجوئي
گردند و فعلا تحت كنترل شديد نيروهاي امنيتي و اطلاعات
قرار دارند.
همچنين تعداد 9 نفر در اين مدت در زندانهاي زاهدان به
اعدام محكوم گرديده و حکم را به اجرا در آورده اند و
ھمچنين تاکنون تعداد 13 نفر در شهر زاهدان به ضرب
گلوله كشته شده اند .
در بخش روستاها و مناطق كوهستاني نيز تعداد70 روستا با
تعرض از زمين وهوا توسط نيروھاى نيروهاي سرکوب و
امنيتي به مردم عادى به شدت پاكسازي گرديده اند .
آمار مجروحين نيز به شدت زياد مي باشد و آمار تلفات
وارده به سالمندان و كودكان و زنان نيز به علت
كوهستاني بودن بعضي مناطق كاملا مشخص نيست اما به دهها
نفر مي رسند .
همچنين لازم است به اطلاع رسانده شود که در معابر و در
اطراف روستاها و در كوههاي اطراف زاهدان صدها مين كار
گذاشته شده و حتي پس از پاكسازي روستاها تعدادي مردم و
همچنين حيواناتشان از قبيل شتر و گوسفند و افراد
سالمند و كودك و زن بر روي مينها رفته و شهيد شده اند
.
حكومت نظامي كاملا مشهود است و با توجه به فراواني
نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي موجود در استان اعزام
22000 نيروى تازه نفس ديگر خود گوياي وضعيت كاملا
نظامي استان دارد .
تردد در شهر و بخصوص از شهر به روستا ها براي مردم به
شدت سخت شده است و شبها به شدت تدابير امنيتي به طور
نامحسوس و محسوس افزوده مي شود. در بسياري از چها
راهها و معابر عمومي شهر زاهدان دوربينهاي مداربسته
نامحسوسي نصب گرديده و اينگونه از تمامي لحاظ مردم را
تحت كنترل شديد خود گرفته اند.
جرم اكثر كساني كه در بازداشتگاهها بسر مي برند بهمراه
داشتن سي دي حركت جند الله و يا مطلبي و نوشته اي و يا
اعتراض نامه اي بوده است . شدت برخورد نامناسب ادارات
دولتي با مردم نيز دوچندان شده است و اين مسئله باعث
آزار بيشتر مردم شده است .
كنترل تمامي تلفنها و موبايلها از طرفي ديگر مردم را
به شدت در محذوريت و محدوديت قرار داده اند.
وضعيت بسيار وخيم و بحراني است ، اخيرا بدون هيچگونه
جرمي يك جوان 20 ساله را در زاهدان آن هم از پشت سر
مورد حمله ناجوانمردانه قرار داده و چندين گلوله به وي
شليك مي شود كه بعد از گذشت سه روز هنوز هم جنازه اش
در پزشك قانوني زاهدان مي باشد.
با انتظار کمک از پخش اين خبر و استمداد از مجامع بين
المللى
بلوچ نيوز