کنش ها و واکنشهای ايران و آمريکا
جان بولتون : اگرايران ازتوليد انرژی اتمی دست
بردارد ميتواند به حکومت خود ادامه دهد.
سخنان
جان بولتون سنگوی آمريکا در سازمان ملل نقاب از
چهره برخی جناحها و حتی
ساختار
اقتصادی ،سياسی دولت آمريکا برميدارد.
سخنان او
سبب می شود جهانيان در ديدگاه خود نسبت گشايش
دموکراسی آمريکا درجهان
شک کنند.
اين سخن سفير آمريکا به اندازه ايران گيت به چهره
آمريکا ضربه زده است.
اين
طبيعی است که برای من يا ايرانيان اين پرسش پيش
آيد که چه چيزی اساس کار و
برنامه
شما را تشکيل ميدهد؟!
آيا
خواستار گشايش دمکراسی در جهان هستيد يا آنکه
دمکراسی قربانی منافع آمريکا ميشود؟؟
شما به
هيچ وجه اجازه نداريد ليبی را مثال بزنيد و بعنوان
نمونه به رخ رژيم ايران و يا مردم
ايران
بکِشيد. جای شرم برای دولت آمريکا است .
آيا هيچ
فکر کرده ايد وقتی ليبی را بعنوان نمونه مثال
ميزنيد آبروی دمکراسی شما
زير
سئوال ميرود و جهان به ريش شما می خندد !!
شما به
کشور مصر ايراد گرفتيد که رياست جمهوری دائمی است
و بايد انتخابات برگزار
شود ولی
به ديکتاتور معمر قذافی چون دست از توليد سلاح
هستی برداشته اجازه ادامه
حکومت
بدون انتخابات به او ميدهيد؟ !!!!!
براستی
هيچ فکر کرده ايد که چه ميکنيد ؟ البته انگلستان
در ضمانت تداوم حکومت ليبی و
برسميت
شناختن آن هم نقش بسزايی داشته است.
آقای
بولتون! اگر سياست چماق و هويج شما اين است پس وای
بحال آن دمکراسی .
عجب
بهانه خوبی برای تداوم حکومت ديکتاتورها.
بوی
دلارو بوی نفت آنقدر قوی است که بوی خون جوانان و
آزادي خواهان ايران به
مشام
آنها نمی رسد. آقای بولتون بايد نخست از مردم
ايران پوزش بخواهيد و سپس
از
جهانيان. البته ممکن است نظر خود آقای بولتون اين
نباشد و آقای بولتون تنها نظر
آن دسته
از کارتلهای نفتی را نمايندگی ميکند کــه ديگر
هيچ. کار از پوزش و معذرت خواهی
گذشته
است و مردم ايران بايد خود پشت خود را بخارانند.
درست است
که ما به سرمايه و سرمايه گذاری در چرخه صنعتی و
در نهايت شکوفايی
کشور
اعتقاد داريم ولی اصلاً هيچ اعتقادی به معاملات
کثيف بر هر قيمتی نداريم.
آمريکا و
دکترين آن بدانند اگر به همين شيوه پيش بروند در
يک گذار کوتاه مدت تنها
و بيکس
خواهند ماند وچيزی جزدشمن و نفرت ازاين کشتزار
جهانی درو نخواهند کرد.
چگونه
ميتوان پرچم آزادی خواهی در دست داشت وشعار
مردمسالاری (دموکراسی)
سرداد و
در نهايت دموکراسی را در بازار جهانی معامله
کرد؟؟!
چگونه
ميتوان ندای دموکراسی سرداد ولی وحشی ترين حکومت
جهان را در غارتش
آزاد
گذاشت ؟؟ جنايت بکن ولی بمب اتم نداشته باش.!
آقايان
بدانند که اينبار مردم ايران با چشمانی باز حواهان
سرنگونی اين رژيم هستند.
مقوله
ايی بنام ليبی در اصل يک شکست سياسی و ديپلماسی
برای آمريکا و انگليس
محسوب
ميشود. چگونه ميتوانيد همچين خطای سياسی را دوباره
برای کشوری چون
ايران
نسخه بپيچيد ؟؟ مرا ببخشيد که اين مثال را ميزنم
ولی مجبورم.
از قديم
گفتند وقتی پيش نماز در مسجد بادی از خود در
کند،وای بحال پس نمازان...
اگر با
چنين رفتاری می خواهيد پرچمدار دمکراسی باشيد پس
ديگر نبايد از رژيمهای
ديکتاتوری گـِله مند بود.
فقط مردم
نگون بخت میمانند با رژيمهای ستمگر خود.
اپوزيسيون ايرانی تنها شاهد درگيری در درون جناح
های رژيم آخوندی نيست بلــکه
همچنان
با دقّت به کشمکشهای درون دولتهای غربی نظاره
ميکند و چرخش 180
درجه ايی
دولتمردان اروپا وآمريکا را هم می بيند.
آری می
بيند که چگونه دولتها زير فشار کارتلها یا بخاطر
منافع ملّی خم می شوند.
بما
آموزش دمکراسی ندهيد.
من به
شخصه هيچگاه به دمکراسی ايمان کامل نداشته و
ندارم. دمکراسی يک امر
نسبی و
پديده بشری است. خواسته ما داشتن حداقل آزادی
مطابق با استاندارهای بين المللی است.
ساده
انديش ترين روشنفکر روی زمين آنکسی خواهد بود که
به دمکراسی ايمان کامل
دارد.
آری . من
وقتی مقاله ايی از گزارش رئيس سابق امنيت هلند را
می خواندم ،ايمانم
به
افکارم چند برابر شد. درآن آمده بود که آنها گزارش
کامل ارسال تهيه مواد اوليه توليد
انرژی
اتمی به ايران را ازطريق اروپا و
پاکستان به سازمان سيا داده بودند و
آنها در
پاسخ
گفتند که فقط آنها را زير نظر داشته باشيد ولی
مانع کار آنها نشويد !
سکوت
کرديد تا اين غده سرطانی بزرگ وبزرگتر شود.
البته
آقای جان بولتون فرض را براين گرفته که چون
آخوندها هزينه ايی بسيارگزافی
بابت
ساختن غنی سازی نموده اند حتماً پاسخ منفی به
آمريکا خواهند داد.
حتی اگر
فرض را براين هم بگيريم باز هم اين پيشنهاد ضربه
ايی به حيثيت دمکراسی آمريکا است.
بارها با
خود انديشيدم که چکونه ميشود سياست آمريکا اينقدر
ساده لوحانه باشد.
آيا پس
از سرنگونی بلوک شرق احتمال يک درصد هم نمی دهيد
که کنسرنهای
رقيب
ديگر با رژيم اسلامی دست به يکی شوند تا امپراطوری
آمريکا را
بزانو
درآورند ؟ چه رسد دشمنان ديرينه مثل چين و روسيه .
اگر اين تئوری من غلط است هيچگاه رامزفلد به
اروپای غرب نمی گفت شما
ديگر اروپای کهنه هستيد شما را يارای مقابله نيست.
در جنگ عراق
بوضوح
ديديم که چگونه دربرابر آمريکا مخالفت کردند.
حال اين
بار به هدف نخورد اما اين انديشه از سر آنان بيرون
نرفته است.
چگونه می
توانيد تف سربالا کنيد؟ آيا از هــُل حليم در ديگ
افتاديد يا براستی
ساده
هستيد. مثلا وقتی در زندان ابو غريب اتفاقی افتاد
يک طرف بحث است امّا
برای من
مهم آنستکه چه دستهايی در کار بود که اين موضوع
جهانی شود؟
چه
کشورهايی دست دوستی به آمريکا ميدهند و سپس از پشت
خنجر ميزنند ؟؟
موضوع
زندان ابو غريب چه امتياز بيکرانی که بدست آخوندها
نداد.!
با کدام
چهره شما سخن بگويم؟
باور
کنيد حتی نام آنرا نمی توان تاکتيک سياسی ناميد.
تنها يک پاسخ برای آن ميتوان
برای آن
يافت . از آنجائيکه ذات کارتلها و کنسرنها وقتيکه
پارا از حريم انسانی و اخلاقی
فراترمی
نهند ديگر قانونی که خود به آن رای داده اند
فراموش ميکنند و برای پيشبرد
اهداف
خود در اين راستا دولتها و شخصيتها را هم بزانو در
می آورند.
من پرچم
دزدان دريايی را بوسه ميزنم و به آن احترام می
گذارم زيرا ظاهر و باطن
آن همان
است که در اوست.
شما با
اين حرف خود و ادامه حکومت ديکتاتوری معمرقذافی و
سرمشق قرار
دادن آن
برای رژيم ديکتاتوری ولايت فقيه اندک آبروی آن
بـُرج آزادی را هم برديد.
آنگونه که انسان در بازار مکاره سياست آموزش می
بيند هيچگاه در هيچ
دانشگاهی نمی تواند يک درصد آن را هم بخواند و
ببيند
اميدوارم
اين جريانات سياسی
درس خوبی
برای شاهزاده
رضا پهلوی
هم باشد که
آنقدر
سفت سخت دنبال دمکراسی نباشد. تا بوده چنين بوده
است و احتمالاً
همچنان
نيز خواهد ماند. هرکه در ايران ويران کرد برايش
مقبره ساختند و
هر که
آباد کرد درغربت دربدر شد. افسوس هزار افسوس.
مورد مهم
ديگر آنست که مردم ايران را از تجزيه می ترسانند!
آقايان بدانيد
ملّت ها
هيچگاه بتنهايی نه خواهان آنند و چيزی از تجزيه
ميدانند.
بويژه در
ايران هرگاه تجزيه بوده و يا از دست دادن خاک بوده
بدست مردم نبوده
و نخواهد
بود. خود داوری کنيد اگر 17 شهر قفقاز هديه داده
شد ديديم که خود حکومت
قاجاريه
که ريشه آذری هم داشتند شمال ايران را پيشکش دادند
و....
آنانی که
امروز مردم از تجزيه ايران می ترسانند سهم بسزايی
در ترساندن مردم
و هدايت
آنان به دامان رژيم جمهوری اسلامی است.
اين
جريانات کثيف از هر مقام و شخصيتی که باشد بايد
آنان را افشا کرد.
زيرا
نتيجه اين ترس و نتيجه حرفهای آقای جان بولتون و
جناحهای ديگر حامی
تجارت با
رژيم يکسان و مشترک است. همه راه به يکجا ختم
ميشود.
اگر می
خواهيد از راه غير جنگ وارد شويد و رژيم را به
رفراندوم وادار کنيد که
صلح
جويانه باشد، درست. کسی با آن مخالف نيست ولی راه
آن اين نيست.
چرا
محاصره اقتصادی رژيم را کـــِـش می دهيد ؟؟
راه حل
غير نظامی هم می باشد. چرا برای خيزش مردم از
راههای کثيف وارد می شويد؟
باور
کنيد جنگ بمراتب پاکتر از جنگ قومی و طايفه ايی
است.
زيرا
جنگ، سرنوشت آری يا نه را آشکار ميکند ديگر مانند
گفتگوها، معاملات کثيف
تجاری
پنهان نمی کند. حال ميخواهيد برای ثابت کردن هويج
برای جمهوری اسلامی
به او
سلاح و قطعات بفروشيد و هزار برنامه ديگر...
اين
رفتار شما مرا بياد ديکتاتور جنرال
فرانکو(اسپانيا) می اندازد. وقتی با چهار ستون
برای فتح
شهر آماده حمله بود يکی از افسرانش از او پرسيد که
قربان چگونه
با 4
ستون نظامی به شهری يورش ميبريد که از درون آن
خبری نداريم؟ در پاسخ
به او
گفت نگران نباش ستون پنجم من در درون همان شهر است
وراه را هموار ميکند.
اکنون
راه شما هموار است فقط تصميمی که ميگيريد مهم است
که به چه شيوه فتح ميکنيد و
پس از
فتح چه ميکنيد؟
اميداوارم هنوزجناحهايی در دولت آمريکا و انگليس
باشند که تبر را از دست
آن جناح
های ديوانه که به هر قيمتی حاضر به معامله تجاری
با جمهوری اسلامی
هستند،
بگيرند و مانع از بريدن آخرين پايه های دمکراسی
نسبی و لااقل آبروی
خود
بشوند.
بدانيد
که تاريخ قضاوت خود را خواهد کرد
اگر چه برخي از آنان حتی
هيچ
اهميتی به قضاوت تاريخ هم نمی دهند. اما زوال هر
امپراطوری
دلائل
خاص خود را داشت. اين رسم تاريخ بشری است. آيند
گان به يکی لعنت
می
فرستند و ديگری را سرمشق قرار ميدهند.
با وجود
اين اميدوارم روزی اين
خطرناکترين موجود روی
زمين يعنی بشر به
سر عقل
آيند و بتوانند بفکر اين کره خاکی و طبيعت باشند.
بنام
مذهب چه کشتارها که نشد، بنام اجرای عدالت که
هرکسی و هر دولتی خودرا
مجری آن
ميداند،چه کشتارها که نشد. تا کنون هم انگار بشر
از گذشته ننگين خود
تجربه
حاصل نکرده است.
مردم
ايران انتظار دست کم برخورد شرافتمندانه و قاطع
سران غرب را با
اين رژيم
خونخواردارند.
به اميد
تابيدن نور آزادی به ديار خاموشی ايران. پاينده
ايران
23.may.06
جعفرزاده