۲۰۰۵

یکشنبه 30  اپریل

 
 

شورای امنیت و ایرانیان

 

شورای امنیت، فصل هفتم و ما ایرانیها

براستی موضع ما ایرانیها در برابر صلح و حفظ و حراست از صلح جهانی چیست ؟ خب ، ما ایرانیها که چند بخش هستیم !!؟ عده ای که اتفاقا بخش کلی جامعه ایران را شامل می شوند مردم عادی هستند که به ذات خواستار صلح و آرامش هستند و دوست دارند در آسایش و رفاه زندگی کنند و هم اینان خوب درک می کنند که راحتی زندگی فقط با صلح و پایداری آن ممکن است و لا غیر و از طرف دیگر همین بخش از جامعه در صورتی که سازمان دهی نشوند و رهبری نگردند در تحولات و تاثیر گذاری بر سرنوشت خود نیز با تاسف بی نقش می شوند و بیشتر پیرو و رهرو رو هستند تا پیش رو !!؟ لذا با آنکه می توان گفت کلیت جامعه ایرانی صلح جو ست ، اما نباید از نقش اندک ایرانیهای الیت و نخبه مثبت و منفی در فرآیند شکل گیری موضع جمعی جامعه غفلت ورزید. که این اندک ایرانیهای نخبه هستند که به کلیت جامعه ایرانی نقش داده و آتی سازی می کنند . ساده تر اینکه اگر اندک ایرانیهای نخبه در جرگه و دایره خیر مسلط بر اراده جمعی باشند مسلم آن عده ، جمع را بسوی صلاح و سعادت رهبری خواهند نمود و صد البته اراده جمع و کنترل آن در سیادت و حاکمیت است که البته در دنیای امروز اراده جمعی را می توان از طریق دیگر نیز کنترل و هدایت نمود که مسلم اگر کار درست باشد و با برنامه و توانمند می توان گفت این طریق هم می تواند نقشی چون سیادت و حاکمیت در شکل گیری اراده جمعی داشته باشد که آن همان تاثیر گذاری بر افکار عمومی جامعه است به واسطه رسانه های ارتباط جمعی و تاثیر گذاری بخش فرهنگی اجتماع در روند سیاسی و آنچه مبرهن است اینکه در این بخش نیز بخش اندک نخبه استیلاء دارند که می توانند نقش دهنده و تاثیر گذار باشند .

حال ببینیم اندک ایرانیهای نخبه نسبت به صلح چگونه می اندیشند !؟ بخشی از این نخبگان در دایره حاکمیت و سیادت جمهوری اسلامی گرد آمده اند که اساسا با توجه به اندیشه دینی و نوع نگاه آنان به دنیا و جامعه ، آن جمع صلح ستیز و جنگ طلب است و اگر هم راضی به صلح باشند نگاهشان ترفند و تاکتیک است چرا که این جمع مطلق گرا بوده و تمامیت خواه می باشند و در پی استیلاء و سلطه بر همه جهان و اعمال حاکمیت بر همه !!؟ اگر توجه داشته باشید اینان آرمان شان حکومت جهانی مهدی است !!؟ که به واقع همان حکومت ذهنی آنان و حاکمیت خود ساخته شان بر جهان که خود می خواهند و مهدی بیشتر نمودی از آرزوی خود اینان است تا فلسفه ای دیگر !؟ برای روشنتر شدن موضوع اشاره می کنم به شعارهای آنان که به صورت رسمی نیز بیان می شود . توجه کنید آنان رهبر فعلی رژیم ، خامنه ای را ولی امر مسلمین جهان می خوانند !!؟ فرض بگیرید که مسلمین در 55 کشور عضو کنفرانس کشورهای اسلامی گرد آمده اند ، که در این صورت اینان مدعی بر اعمال اراده و سلطه بر این همه کشور هستند و اگر چه نمیتوانند ولی چنین آرزویی دارند که چنین شعار می دهند !!؟ از سوی دیگر توجه داشته باشید این جمع بر این باور هستند که دین محمد ، اسلام آخرین دین است و همه دنیا باید تابع این دین شده و تسلیم گردند !!؟ بی خودی نیست که اهل شیعه منتظر مهدی است تا با شمشیری از راه برسد و هر که تابع نبود گردن زند !!؟ تازه مسیح هم که هبوط می کند و پشت این منجی شمشیر بدست که برای تکمیل کردن اسلام آمده است نماز میگذارد !!!؟؟ تا بر همگان مسلم شود که مسیحیت نیز باید تابع اسلام شود !!؟ بودیسم را که اصلا حرفش را نزن که بت پرستند !!!؟؟ پس این جمع نخبه اندیشه منحرف هم که داشته باشند ، آنقدر نخبه بوده اند که جامعه ایران را به استیلای قدرت خود در آورده اند و علاوه بر حاکمیت و سیادت ، اندیشه ورزی نیز کرده اند و جامعه انباشته است از مزخرفات آنان . لذا این جمع اگر صلح را بپذیرد نه برای آن است که به آن باور دارد بلکه از اضطرار بوده و مقطعی است و هر آن قدرت یابد جنگ افروزی خواهد نمود تا به آرزوهای خود در استیلای هر چه بیشتر بر دیگر انسانها جامع عمل بپوشاند . اینان به محتوا و مفهوم صلح و ماهیت آن اصلا باور ندارند و آن را به رسمیت نیز نمیشناسند . در باور اینان صلح یعنی اینکه تسلیم ما شوید تا ما سلطه برانیم !!؟

اما بخش اندک ایرانیهای نخبه در جمع اپوزسیون که خارج از حاکمیت هستند و منتقد به رژیم جمهوری اسلامی ، این طیف نیز دچار تشتت است . برخی از اینان نیز چون خود رژیم می اندیشند که خوشبختانه اندک هستند و بیشتر ادای مخالفت با این رژیم دارند تا مبارزه راستین و برخی نیز که هنوز تعریف روشنی در این حوزه ، یعنی صلح طلبی و پاسداری از صلح جهانی ارایه نداده اند و اصلا چه بسا در این اندیشه نبوده اند !!؟ متاسفانه اندک ایرانیهای نخبه ای که خود را روشنفکر می نامند !!؟ من در عجبم که اینان چگونه روشنفکرانی هستند که خودشان را چنین عرضه می دارند بجای اینکه دیگران چنین تصوری از اینان داشته باشند . به هر روی من در این جمع مدعی روشنفکری ندیدم که چنین دغدغه ای داشته باشند و اساسا به دردهای جهانی بیاندیشند !؟ که با تاسف بسیاری حتی درد میهن خود را هم به سینه ندارند تا چه برسد به درد جهانی ، بیشتر نگران درد شکم هستند تا غیر !!؟

از این حرفها که بگذریم !؟ امروز میهن مان در شرایط سختی قرار گرفته است و همه در معرض آزمون هستند!؟

رژیم آخوندی کشورمان را در شرایطی قرار داده است که به بهانه انرژی هسته ای که البته حق مسلم ماست !!!؟

ایران راهی شورای امنیت گشته و حال پرونده در آن شوراست که البته ما یعنی نهضت نجات ملی ایران نیز خواهان ارجاع پرونده رژیم به شورای امنیت بودیم که قصد مان هم برای اعمال فشار خارجی به این رژیم بوده است . روشن و شفاف !؟ تا از این فشار بتوان حقوق به یغما رفته ملت را از این جمع نخبه منحرف آخوندی باز ستاند . البته باید روشن شود که رفتن رژیم به شورای امنیت اجتناب ناپذیر بود چرا که این جمع منحرفین از آخوندها به هیچ صراط مستقیم نیستند !!؟ باید به مردم کشورمان تبیین کنیم که مشکل بحث انرژی هسته ای نیست که اگر مشکل می بود که باید قبل از کشور ما ایران دنیا و عصاره مشروع آن یعنی سازمان ملل و شورای حکام و شورای امنیت به کشورهایی مثل کره جنوبی که حالا 22 نیروگاه هسته ای دارد و چند تایی در دست احداث و یا برزیل و یا آرژانتین و یا آفریقای جنوبی و یا سوئد و فنلاند و .... گیر می دادند و اعلام نگرانی می کردند و مانع می شدند که آن کشورها هم غنی سازی نکنند و یا صاحب رآکتور نشوند !!؟

پس باید برای مردم میهن مان ایجاد این پرسش را نمود که ما را چه می شود که دنیا نگران است ؟ پس باید این پرسش را پیش روی مردم گذاشت که چرا دولت مردان آخوند صریحاً اعلام می کنند که دنیا با ایران که بواقع یعنی جمع آخوندها دشمن است !؟ آخه مگر می شود یک دنیا در ابراز دشمنی با یک حاکمیتی به غلط باشد و آن حاکمیت به راه صواب !!!!!!!!!!!!!؟؟ همین دیروز رفسنجانی در کنفرانس هسته ای در تهران اعلام می داشت که آنها باید دنیا را متوجه اشتباه ش بکنند !!!!!!!!!؟؟ یا للعجب از این همه وقاحت !!؟ یکی نبود که بپرسد چگونه است که دنیا در اشتباه است و شما در اشتباه نیستید ؟ یعنی جامعه بین الملل با بیش از 195 کشور که دنیا را می سازند غرق در اشتباه هستند و فقط این ایران آخوندی است که به راه درست و صواب است !!!!!!!؟؟

پس هر صاحب اندک عقل و هوشی در خواهد یافت که ریگ به کفش و یا نعلین آخوندها ست که دنیا احساس نگرانی می کند و ذی حق است در اعمال فشار و طبعا اگر صاحب انصاف باشد باید به جانب دنیا شود و در جبهه بین الملل قرار گیرد و ضمن حمایت از جامعه جهانی از چنین رژیمی که ملتی و کشوری را به گروگان گرفته است برائت بجوید . حال بیایید ببینیم آیا مدعیان روشنفکری ایران چنین کرده اند و یا اینکه ناخواسته با اتخاذ مواضعی به اصطلاح ضد امپریالیستی و چپ مآبانه آب به آسیاب رژیم آخوندی ریخته و با تظاهر به ملی گرایی به صف رژیم آخوندی در آمده اند !!؟؟؟ بدتر اینکه اینان در لحاف تعصب که هیچ سنخیتی با علم ندارد پیچیده اند و بعد با همان آلودگی تعصب مدعی روشنفکری نیز هستند !!؟

روز سخت آن گاهی است که شورای امنیت بخواهد با توجه به فصل هفتم منشور شورا که ضامن اجرایی قرار های آن سازمان است اعمالی را بر رژیم آخوندی تحمیل نماید از تحریم های اقتصادی گرفته تا برخورد نظامی ، براستی در چنین روزی موضع اپوزسیون رژیم آخوندی و برخی از مدعیان چگونه خواهد بود ؟

آیا این جمع غرق در تعصب و تظاهر به اشکال مختلف میهن پرستی و ژستهای صلح طلبانه و ضد جنگ کنار رژیم آخوندی صف خواهند کشید و یا با محکومیت رژیم آخوندی که ایران و ملت ایران را در چنین مخمصه ای قرار داده با جامعه جهانی همسویی نشان خواهند داد ؟

البته پر واضح است که مثل این جمع در مقابله و مخالفت با اراده جهانی مثل کاه بزمجه برای آتش خیمه های حسین به دشت کربلا ست !!؟ بی تاثیر مگر نشان از ماهیت باطنی این جمع و خرد آنان و بس .

پرسش این است آیا می توان متصور بود که عده ای با فرض این که فصل هفتم از اختیارات شورای امنیت برای مقابله با تهدیدهای امنیتی برای صلح جهانی است و حال عصاره مشروع اراده جهانی در شورای امنیت شامل 5 قدرت جهانی عضو دایم این شورا همراه با 10 عضو غیر دایم به نتیجه ای برسند که نتیجه برخورد با رژیم آخوندی است که ایران را نیز در چنگ دارد و ملت نیز گروگان آنان است . با این دلیل که این رژیم صلح منطقه و صلح جهانی را با مخاطره مواجه ساخته است و تصمیم بر برخورد قاطع با این رژیم است که طبعا در آغاز راه با وضع برخی تحریم های دیپلماتیک و اقتصادی همراه است و نهایتا چه بسا مثل جاهایی مثل یوگسلاوی و افغانستان و عراق کار به مداخله نظامی نیز بیانجامد . در چنین صورتی اپوزسیون مدعی چه موضعی خواهد داشت ؟

آیا موضع جهانی را رد خواهد کرد ؟ آیا راضی به این خواهد بود که رژیم آخوندی منطقه و جهان را نیز مثل ملت ایران به گروگان بگیرد و یا دنبال جنگ افروز باشد و آنگونه که تهدید می کند . اسراییلی که هیچ مرزی هم با کشورمان ایران ندارد از روی نقشه حذف کند و نابود سازد ؟ چرا که به گفته خمینی اسراییل غده سرطانی است و لابد باید با جراحی آن غده را در آورد !!؟

براستی آیا قطعنامه های صادره شورای امنیت در ارتباط با صربستان و بوسنی و کوزو درست بود ؟ که البته به باور رژیم آخوندی و هواداران مسلمان شان !!؟ درست بوده آن قطعنامه ها ، خب حالا باید پرسید چرا قطعنامه شورای امنیت در ارتباط با رژیم نادرست است ؟؟

قطعنامه های صادره در ارتباط با عراق و افغانستان و یا دارفور سودان و یا تیمور شرقی اندونزی و بسیاری از قرار های شورای امنیت که در شرایط جدید جهانی بعد از دهه نود قرن بیستم صادر شده اگر مشروع هستند ، پس اصولا باید قرار صادره در خصوص رژیم آخوندی نیز مشروع و بلا منازع باشد و نباید قرار های صادره علیه رژیم را به حساب مقابله با ایران و مردم گذاشت .

از سوی دیگر به باور من این خیلی خودخواهانه خواهد بود که ما نسبت به خود و کشورمان متعصب باشیم و اشتباهات و کارهای غلط را تصدیق کنیم به بهای تهدید صلح و امنیت دیگران !!؟

اما موضع ما

در اصل 22 از اساسنامه نهضت نجات ملی ایران ، اعتقاد به اصل حفظ صلح جهانی و مخالفت با تهدیدهای آن آمده است . لذا اگر شورای امنیت سازمان ملل هر قطعنامه ای صادر نماید و فصل هفتم منشور را نیز لحاظ نماید دایر بر اعمال محدودیتها و تحریم ها و حتی مداخله نظامی بر علیه رژیم آخوندی باشد . ما از برخورد شورای امنیت و جامعه جهانی حمایت بعمل خواهیم آورد .

هر چند آرزوی ما سرنگونی رژیم آخوندی به دست مردم است و تمکین این رژیم به خواستهای مردم و جامعه جهانی ، ولی در جایی که این رژیم تابع نیست چاره ای جز برخورد با آن نمی ماند و ما رفتار خود را کاملا میهن پرستانه و ملی ارزیابی می کنیم که منافع و مصالح ملی و میهنی در باور ما مقدم بر هر چیز دیگری است .

در پایان اشاره ای نیز به اصل یکم آگاهی ، پنجم اصالت منافع و مصالح ملی و سیزدهم شفافیت از اساسنامه نهضت نجات ملی ایران دارم . با آرزوی استقرار حاکمیت ملی و مردمی در میهن مان ایران .

رسول عباسی

ششم اردیبهشت ماه سال 1385

rasulabbasi@yahoo.com


 

1) اعتقاد به اصل آگاهی

باور نهضت بر این است كه بایست تا میتوان به روشنگری مردم پرداخت و آگاهی را در كل جامعه و بین تمامی آحاد ملت و اقشار مردم جاری ساخت كه مردم نسبت به امور خويش با روشن بينى تمام اتخاذ تصمیم کنند و سرنوشت خويش را با علم و آگاهی رقم زنند كه نبود آگاهی در جامعه موجبات رنج عمومی , گمراهی , عقب ماندگی كشور و ملت خواهد بود.


 

5) اعتقاد به اصل اصالت منافع و مصالح ملى و میهنی

باور نهضت بر اصالت سود جمعى به ویژه در قالب كشور و ملت ايران است و سیاستهای متخذه و اعمالی نمیتواند فارغ از این مفهوم بوده و فرضاً بر مبنای سلیقه و یا شعارهای پوچ و ایدئولوژی های كور قرار گیرد و پايه ای غير حقیقی و غير واقع بينانه داشته باشند.


 

13) اعتقاد به اصل شفافیت

باور نهضت در اصل شفافیت اتخاذ مواضع روشن و صریح در مقابل رخدادها بوده كه منافع و مصالح كشور و ملت ما از آن متاثر است و لحاظ آن منافع مقدم بر هر مصلحت ديگرى میباشد و نهضت در بیان حقایق و واقعيتها با ملت بر خورد بى پرده نموده و مردم را محرم حرکت و جنبش مبارزاتی خود میداند.


 

22) اعتقاد به اصل حفظ صلح جهانی و مخالفت با تهدیدات آن

در باور نهضت صلح و آرامش از جمله مواهب الهی است كه باید توسط بشریت مغتنم شمرده شده و از سوى ملل در جهت پاسداری و حراست آن کوشش به عمل آید صلح جهانی تضمینی براى زیست نسل آینده بشری است. نمیتوان صلح را در پی اهدافی خود خواهانه كه  حال از سوى هر دولت و یا ملت و یا كشورى قربانی نمود و باید همیشه مراقب تهديدهايى بود كه میتواند صلح بین کشورها و یا صلح در يك منطقه و یا كل جهان را با مخاطره روبرو سازد و نسبت به از بین بردن آن تهدیدات تلاش ورزید.


 

 


 

 

این مقاله رامیتوانید به یک دوست بفرستید

Friend's email:  

 

بالای صفحه

مقالات

صفحه اصلی