|
نام
من ارنست شرودر است .
از آنجا که من دوستان ایرانی هم مدرسه دارم و مجله شما
را روی اینترنت گاهی می بیینم ,
بفکر افتادم که این چند صفحه را که متعلق به کتابی است
که چند وقت پیش خوانده ام بنام
یک قرن جنگ
:
سیاست نفتی انگلو-
آمریکن و سیاست نوین
جهان .
William Engdahl
یک تاریخ نویس آلمانی آنرا نوشته است
. این کتابی است در باره
اینکه چگونه نفت و سیاست در 100
سال گذشته بهم تابیده بوده اند .
در نوامبر 1978
پرزیدنت کارتر گروه بیلدربرگ و جورج بال و عضو دیگری از کمسیون
تریلاترال را خواست تا زیر نظر برژنسکی از سازمان امنیت ملی یک کمیته
مخصوص ایران در کاخ سفید بوجود آورند
بال پیشنهاد کرد که واشینگتن پشتیبانی از شاه ایران را
خاتمه دهد و بجای آن اسلام بنیاد گرای مخالف شاه و آیت الله خمینی را
حمایت کند. رابرت
بویه از سی آی ا ؛ یکی از روسای جدید سی آی ا در کودتای تازه؛ بر ضد
مردی بود که عملیات مخفی خود آنها او را
25 سال قبل به قدرت
برگردانیده بود.
تدبیر آنان بر اساس بررسی بر جزئیاتی بود از پدیده
های اسلام بنیادگرا بدانگونه که یک متخصص اسلامی بریتانیا عرضه کرده
بود بنام دکتر برنارد لوئیس که در استخدام دانشگاه پرینستون آمریکا بود.
روش لوئیس که در می سال
9
197 در
جلسه بیلدربرگ در اطریش عرضه شد,
تصویب گردید بدینگونه بود که رادیکالهای جنبش اخوان
المسلمین بدنبال خمینی بیافتند و بدین وسیله تمام سرزمینهای مسلمان
نشین خاور نزدیک و قبایل و خطوط مذهبی را خرد و ریز کنند لوئیس این
دفاعیه را مطرح کرد که غرب باید همه گروه های مستقل مانند کردها و
ارمنیها و لبنانیها اتیوپیها آذربایجانیها ترکها و غیره را تقویت کند.
بدین ترتیب آشفتگی و بی نظمی وسعت میگیردو به
آن چیزی که او آنرا هلال بحران نامید تبدیل میشود و خونریزی به بخشهای
مسلمان نشین روسیه خواهد رسید.
کودتا بر علیه شاه
, مانند همان که بر علیه
مصدق در سال 1953
انجام گرفت توسط اینتلیجنت بریتانیا و آمریکا بدست گزافه گوی آمریکائی
برژنسکی انجام شد و او برای خود این امتیاز را قائل شد که شاه فاسد را
از سر باز کرد. در
حالیکه بریتانیا طبق روال عادتی خود صحیح و سالم در پشت سر مخفی شده
بود.
در اثناء 1978
مذاکراتی در جریان بود بین دولت شاه و مسئولان نفتی انگلیس برای تجدید
قرارداد 25
ساله . در اکتبر سال
1978 مذاکرات
بعلت یک درخواست بریتانیا متوقف شد زیرا بریتانیا درخواست حق انحصار
استخراج نفت ایران را برای آینده داشت,
در حالیکه ضمانت خرید آنرا رد میکرد
. این موضوع موجب میشد
ایران آخر کار وابسته به کنترل کامل برای صدور نفت به بریتاینا باشد
در حالیکه ایران در مرحله کامل سیاست غیر وابستگی در فروش نفت برای
اولین بار از سال 1953
قرار گرفته بود و خریداران بسیار مشتاقی مانند آلمان و فرانسه و ژاپن و
جاهای دیگر هم داشت .
در سرمقاله کیهان اینترناشنال در ماه سپتامبر آن سال
نوشته شد.
در بازنگری ؛ مشارکت
25 ساله با(
بریتیش پترولیوم )
کنسرسیوم و
50سال روابط با بریتیش پترولیوم که قبل از آن
بوده برای ایران رضایت بخش نبوده است .
در چشم انداز آینده باید کمپانی نفت ملی ایران
همه عملیات را خود انجام دهد
لندن در حال تهدید شاه بود و فشار بی نهایت شدیدی به
او از طریق نخریدن محصولات نفتی وارد میکرد.
زیرا از قرارداد
5 میلیونی تنها حدود
سه میلیون بشکه روزانه خریداری میکرد.
و این فشاری بود عظیم بر در آمد ایران
, که موجب شکایت و پریشانی
علیه شاه میشد و این کارآزمودگان انتلیجنت انگلیسی بودند که جبهه
آشفتگی و پریشانی را دامن میزدند .
بعلاوه اعتصاب کارگران شرکت نفت ایران در این میان
محصول نفت را فلج کرد.
همچنانکه اشکالات اقتصادی داخلی ایران رو به رشد
میرفت , پیشنهادات
امنیتی ماموران آمریکائی شاه در ساواک سیاست خشونت هرچه بیشتر را نشان
میدادند تا بطرزی حساب شده محبوبیت شاه را کم کرده و مخالفت با او را
تشدید بخشند. در
ضمن آن دولت کارتر عیبجوئی بر ضد شاه را شروع کرده و تجاوز به حقوق بشر
را توسط شاه بهانه قرار داده بود.
بریتیش پترولیوم شروع به تنظیم گزارشهائی کرد از
فرار سرمایه ها از ایران از طریق نفوذی که در تشکیلات بانکی و مالی
ایران داشت . بنگاه
سخن پراکنی بریتانیا به زبان فارسی با چند دوجین سخنگوی فارسی زبان
دربی بی سی که حتی صدایش به کوچکترین دهات ایران میرسید طبل های
گوشخراش خود را بر ضد شاه بصدا در آورد.
بی بی سی تبلیغات وسیعی را برای آیت الله خمینی
در درون ایران شروع کرد.
دولت انگلیس که صاحب اصلی بی بی سی بود حاضر نشد که
به شاه هم شانسی برای دفاع از خود بدهد.
شکایات مکرر شاه در این باره از جانب بی بی سی
بی جواب ماند.
اینتلجنت انگلو-
امریکن موفق به سرنگون کردن شاه شد.
شاه در ژانویه از ایران خارج شد و در فوریه
1979 خمینی را به
ایران فرستادند تا ادعای تأسیس حکومت سرکوبگر مذهبی خویش را برای
جانشینی حکومت شاه بنماید.
پژواک گرانه, در آن ماههای سرنگونی, اندکی قبل از
مرگ, شاه در تبعید گاه خود نوشت:
من آنموقع نمیدانستم ؟ شاید نمی خواستم بدانم ؟ اما
اکنون بر من آشکار است که آمریکائی ها میخواستند مرا بیرون کنند.
بوضوع این آن چیزی است که مبلغین حقوق بشر در
دولت آمریکا میخواستند ؟ من در باره تصمیم ناگهانی دولت آمریکا در
احضار جورج بال به کاخ سفید بعنوان مشاور در امور ایران باید چه بر
داشتی میداشتم ؟ بال یکی از آمریکائی هائی بود که میخواست مرا تبعید
کند و عاقبت هم کشورم را از بین ببرد
با سقوط شاه و بر سر قدرت آمدن خمینی فناتیک و
طرفدارانش در ایران هرج و مرج و آشوب افسار گسیخته شد
. در می ماه
1979 رژیم تازه
خمینی به تنهائی تأسیسات نیروگاههای اتمی را ملغی اعلام کرد و همه
قراردادها با فرانسه و آلمان را برای راکتور های اتمی خاتمه داد.
صادرات نفت ایران به دنیا ناگهان قطع شد که عبارت از
سه میلیون بشکه در روز بود. تعجب
آور اینست که محصولات نفت عربستان سعودی در روزهای بحرانی ژانویه
1979 بانداره
دو میلیون بشکه روزانه کم شد.
برای اینکه به ذخیره نفتی دنیا فشار حاصل آید.
بریتیش پترولیوم اعلام فورس ماژور کرد و کنترات
های کلی خود را برای تهیه آذوقه نفت لغو کرد.
قیمت نفت در بازار های روز به سختی اثر بر
بریتیش پترولیوم و رویال شل کرد که بزرگترین تشکیلات را در تجارت نفت
داشتند در نتیجه دچار خسارت در اول سال
1979 شدند.
و این شوک دوم سالهای
1970 بود.
نشانه هائی هست که طراح واقعی کودتای خمینی در لندن و
در میان عالیرتبه ترین آمریکائیها بوده است
. تشکیلات لیبرال تصمیم گرفت پرزیدنت کارتر را
بطور وسیعی غافل از این سیاست و منظور آخری نگهدارد.
بحران انرژی ناشی از آن در یونایتد استیت نیروی اصلی
برای شکست کارتر در سال بعد بود.
هرگز کم بود ذخیره نفتی تا آنموقع در آمریکا نبود.
ذخایر سعودی و کویت همیشه میتوانست
5-6
میلیون بشکه برای کم بود موقت را تأمین کند.
بطوریکه یک بر رسی کنگره امریکا ماهها بعد
آنرا تأئید کرد.
معمولأ ذخایر یدکی نفت توسط شرکت چند ملیتی هفت خواهر
نفتی محدود بود که بتواند شوکهای مخرب به بهای نفت در دنیا وارد آورد.
قیمت نفت از بشکه ای
14 دلار در سال
1978 به قیمت
سرسام آور 40
دلارنفت خام در بازارهای روز رسید.
صفهای طویل جلوی پمپ بنرین ها در سراسر آمریکا احساس
وحشت بوجود آورد.
سکرتری کارتر در امور انرژی که مدیر قبلی سی آی ا بود
- جیمز ار.
شلسینگر-
کوششی برای آرامش بعمل نیاورد و به کنگره و رسانه ها
گزارش داد که اثر قطع نفت ایران بیش از قطع نفت عربها در سال
1973 بوده است.
دردولت کارترکمسیون سه جانبه سیاست خارجی
اطمینان خاطر حاصل آورد که هر نوع کوشش از طرف کشورهای اروپائی مانند
آلمان و فرانسه برای همکاری در توسعه تجارت یا اقتصاد یا روابط سیاسی
با همسایه خود شوروی و یا کشورهای غرب اروپا که زیر چتر شوروی بودند
درمورد قرارداد نفتی مورد اغتشاش واقع میشد.
مشاور امنیتی کارتر برژنسکی و سکرتری ایالات سایروس
ونس هلال آشوب خود را به اجرا گذاشتند و انقلاب و بی ثباتی ایران را در
اطراف شوروی منتشر ساختند.
در تمام محیط اسلامی از پاکستان تا ایران ابتکار
آمریکا وضعی بدتر از بی ثباتی بوجود آورد.
|