|
به
نام ایران ، گاهواره ی خرد گرایی ونخستین مهد حقوق بشر
سالروز ویادمان ششم بهمن 1341 وجشن کهن وشکوهمند
سده را گرامی می داریم.
آیا یادآوری ونکوداشت چنین روزهای پر فروغی
در گاهشمار سرزمین ما بازگشت به گذشته ، تکرارمکررات وگونه ای واپسگرا
یی است تا بتوانیم اندکی غرور ملی زخم خورده ولهیده شده مان را
پس از گذران 27 سال تاریکی وبیداد التیام بخشیم ؟
شاید چنین باشد . اما هماره مدرنیته بر پایه
ی سنتها بنا می شود وهمچنین ملتهایی که نتوانند درترازوی منطق وخرد
، خدمت گزاران خود را ارج نها ده وبا سپا سمندی وستایشها
درخوروبایسته نام ونیکیهای آ نها را زنده
نگاهدارند وخائنین را نیز به کیفر نرسانده وبه انزوا نکشانند ،
نه سزاوارنام ملتی هوشمند ومترقی اند ومحکوم به آزمودن تلخ ودگرباره
ی لغزشها وخطاهای تاریخی شان می باشند. اقدامات ایران گسترمحمد
رضا شاه در اصلاحات اجتماعی ششم بهمن که در پیوند با تحولات بنیادین
پدرمیهن پرست ونوگرای وی رضا شاه بزرگ بود، آنچنان سر به سوی رشد
وتعالی فزاینده وشتابنده ای داشت که خشم وکین" متحجر کبیرزمان" خمینی
ودیگر همگنان قشری گرای اورا به شدت برانگیخت وبلوای 15 خرداد 1342
را که به راستی نشانگر ضدیت آشتی ناپذیر طبقه ی خودکامگان مذهبی
وتاریک ا ندیشان با هرگونه تجدد خواهی وتوسعه وتکامل ملی بود ،
پدید آورد.
نگاهی گذراتنها به چند نمونه ازبسیا رسازندگی
های آن روزو آ نچه سبب ساز انفجارخشم وتنگ نظری گروه مرتجعین گردید
، سترگی وعظمت آرمانهای بلند دو پا دشاه را درمیان خیل خشک ا ندیشان
تعصب ورزی که هر گونه بیداری ملی ، مدرنیته وحرکت به پیش را در
تضاد با موجودیت ومنافع حقیر وپوسیده ی خود می دانستند، نمایانترمی
سازد.
یک- ملی کردن جنگلها ومراتع
وبازسازی جنگلها که فرآیند اندیشه ای پوینده ، دور نگروانسانی بود
وپس از انقلاب سیاه 57 تخریب وقتل عام بیرحمانه ی جنگلهای مناطق
شمالی کشوراغاز گشت که محصول تفکراتی مخبط ، سودجویانه ودر ضدیت
با پاکی وبقای طبیعت وانسان بود.
دو- فروش سهام کارخانجات
به کارگران وسهیم نمودن کارگران در سود کارخانه ها – که این روند
با ایجاد سندیکاها وتشکلهای کارگری ، کارگر ایرانی را ازبی حقوقی
وبیگاری بدون ثمر رها ساخته وبه او حقوق مدنی وبهره وری سالم اقتصادی
بخشیده بود ، پس از طاعون سیاه مدعیان روشنفکری ودونان وفرومایگان
وسفلگان ، تمامی گسترش صنعتی از چرخه ی بسامان باز ایستاد ، سندیکاها
ی کارگری به انجمنهای اسلامی جا سوس پروری استحاله گشته وکارگر
ایرانی دوران سقوط وانحطاط زندگی مدنی اش آغاز گشت تا به امروز
که سفره کارگران تهی ، حقوقها پرداخت نشده وکارگرایرانی گرسنه وسرکوب
شده تیره روز ترین موجود کره ی خاکی است که از کمترین حقوق صنفی
وبشری برخوردار نمی باشد.
سه –ایجاد سپاه دانش واعزام
سپاهیان به روستاهای دور دست – این برنامه نیزبا شرکت داوطلبانه
ی دختران وپسران ایرانی که می خواستند سهمی در سازندگی میهن داشته
باشند با شوق وشوری وصف ناپذیر، می رفت که ریشه های فقر فرهنگی
را ازدورافتاده ترین روستاها نیز بزداید وکیمیای فروزان دانش را
به روستاییان پاکدل ارمغان کند که توفان سیاه وزیدن گرفت وریشه
های درخت دانایی ودانش پژوهی را از سرزمین ایران برکند وروستاها
پس از چند سال زنگارغم وماتم گرفت وعفریت نادانی وجهل برسراسر ایران
فرمانروا گردید. چهار- ایجاد سپاه ترویج وآبادا نی برای نوسازی
روستاها- با اجرا وپیگیری چنین طرحی دیگر روستاییان هیچ گرایشی
به کوچ ومهاجرت به سوی شهرهای بزرگ نداشتند ، کشاورزی مدرن با بهره
گیری ازماشین آلات نوین و تازه ترین سیستم های آبیاری وآموزش تغییرات
بهینه کشاورزی در جهان امروز، میرفت که آرام آرام چهره ی روستاهای
ایران را دگرگون ساخته ودرروستاها نهادینه شود ، که بلای سیاه نازل
گشت .هر چند به تقلید کورکورانه از سپاه ترویج وآبادانی ، مسئولین
جهاد کشاورزی به روستاها هجوم آوردند اما ازآنجا که انگیزه های
انسانی وملی نداشتند ، غیراز سوئ استفاده های مالی وافشاندن بذر
یاس ودلسردی دردل روستاییان هیچ کامیابی ودستاوردی پدیدار نگشت
.روستاها به ویرانه هایی تبدیل شده وکشاورزی که از دیرباز تاریخ
،اشتغال آریاییان بود ، به مانند ارزشهای فروهنده وفروزه های نیک
ایرانیان به پیکری بی جان وفسرده بدل گشت . پنج – ایجاد سپاه بهداشت
واعزام داوطلبین جهت گشایش خانه های بهداشت وآموزش اصول زیربنایی
بهداشتی – تشکیل خانه های بهداشت که با همدلی وهمیاری جوانان پاک
منش ومسئول روح شادی وپاکیزگی را درروستاها دمیده بود ، فضای روستاها
را از عطردلنشین دوستی آکنده ساخت وآموزش بانوان روستایی آنها را
با چگونگی بهداشت خانوا ده وکنترل زایش های ناخواسته آشنا می کرد.
اما زلزله ی ویرانگر 57 این طرح ملی را نیزچنان دیگربرنامه های
توسعه ناکام وناتمام بر جا نهاد.
شش- اصلاح قانون انتخابات
وشرکت زنان در انتخابات وایجاد سازمان زنان – طرح متهورانه وبلند
نظرانه ی رضا شاه در زدودن کفن سیاه وآزادی زنان وتاسیس مدا رس
و دانشگاهها که دروازه های زرین دانندگی ومنزلت انسانی را برزنان
ایران گشود، با اصلاح قانون انتخابات پورگرانمایه اش ، محمد رضا
شاه به کمال رسید. واینچنین نیمه ی تاریک وخاموش جا معه ی ایران
که زنجیرهای اسارت سده ها را برشانه های نحیف خود می کشیدند خویش
گمشده شان را به تمامی بازیافتند ودربیکرانه ی آ سمان آزادی به
پروازی دلگشا وشادمانه درآمدند ،واینچنین بود که قاضی القضات شرع
با احکام قصاص جاهلانه اش چگونه می توانست لغواحکام بردگی سازش
را با نشستن زنان بر کرسی عدالت وداوری دردادگاههای نوین ومستقل
بر تابد وبا دیدگانی از رشک وکین برآمده شاهد مشارکت بانوان در
تما می عرصه های اجتماعی با شد ودم فرو بندد ونغمه های شوم کید
وتزویر ومکروتوطئه سازنکندتا دگربارزن آزادگشته وسربلند ایرا نی
را از تلالوواوج
انسا نی خویش به حضیض خاکساری وبندگی فرودآورد؟
هفت- اصلاحات ارضی والغای نظام فئودالیسم وارباب رعیتی که برخوانین
زمینداری که سالهای متمادی از دسترنج کشاورزان بهره می بردند بسیار
گران آمد وبا پیشوا یی قائد اعظم خمینی مظهرراستین عقده های فروخورده
واینک دهان گشاده ی جاهلیت وپیورزی کهنه پرستان مقدمات وزمینه های
رذیلانه ترین دسایس ضد ملی نه تنها بر علیه پادشاه ایران بلکه بر
علیه سرزمین ایران ومنافع ملی رو به گسترش مردمی که می رفتندآرام
آرام ازخفتگی، فرسودگی ورخوت جانکاه دیرین سده ها چشم به جهانی
پرطراوت ونوین بگشایند واز پیله های سنگین بی خویشتنی واسارت رهیده
وپروا نه شدن را بیاموزند، فراهم گردید وفریاد وهیاهوی بسیاروطغیانهای
کوردر ضدیت با روند دموکراتیزه شدن ، دادگستری ، آزادی زنان وپای
گرفتن نهادهای مدنی چون سیلی خشماگین وخروشان درقم به راه افتاد
تا با فاجعه ی سیاه 57 این سیل بنیان کن اساس هستی ملت ایران را
در هم شکست وبه یغما برد.
بیکرانه ترین درودها برروان وراه فرا انسان
هایی که برای روشنای زندگی دیگرانسانها کوشیدند. درود جاودانه بررضا
شاه بزرگ وآریامهرهمو که جان بر پیمان استوار خویش با ملت نهاد
چرا که او برای ساختن آ مده بود نه برای کشتاروتباهی.
با بزرگداشت جشن سده ، جشن چهار شنبه سوری
، جشن نوروزی ودیگر جشنهای باستانی که ارزشمندترین میراث معنوی
بازمانده ازفرهنگ غنی وبارورنیاکان مان است ، جشنها یی که با آتش
افروختن وترنم وتغزل وشادمانی وسرورآیین سپاس از آفریدگاروزندگا
نی است ، جشنهایی که ا ندوه ، سوگ، بدکنشی وتاریکی را کوچک وخوار
می شماردوزیستن شادمانه ، عشق ومهرگستری ، آبادا نی وسازندگی وا
نسان وآتش را که نمادخلوص، پاکی وزندگی است ، بزرگ وگرامی می شمارد
به پیکار با ناپاکی ها وتیرگیهای چیره شده برایران برویم .که رازو
رمز رهایی ایرانیان دربازگشتی آگاهانه به
بن مایه های فرهنگ وملیت خودشان است واستحکام
دگرباره با پیوندهای ناب ملی وایینهای ایرانی که بیداد تاریخ آنها
را گسسته است
ازدل سنگ بخواه آ تش وزنهار مخواه- گرمیی
از دل بی مهر که دشوار بود
آتش جشن سده آتش مهر وطن است- کاندرین ملک
نخواهد که شب تار بود
خرم است این سده وشادروان باد که گفت- شب
جشن سده را حرمت بسیار بود" محمد دبیر سیاقی"
پاینده ایران –آزاد ایران – برافراشته باد
درفش کاویان وپرچم شیر وخورشید نشان
ایران – 5 بهمن ماه 7027 آریایی ، 2564 شاهنشاهی
، 25 ژا نویه 2006 میلادی
سیندخت پارسی – جنبش جوانان ایران نوین –
جنبش پیشاهنگان ایران – فرزندان کورش
|